رسته‌ها
خون فروش
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 16 رای
نویسنده:
حسین تمنائی
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 16 رای
✔برگرفته از متن کتاب:
سکوت و وحشت سراسر خانه را فراگرفته بود. دلهای افراد خانواده لبریز از اضطراب و درد بود. مادر در گوشه ای افتاده و آنچنان رنگ پریده بود که گویی بی هوش است. اقوامش اطراف او را گرفته بودند و او را دلداری می دادند. پدر غمزده و عصبانی به روی تختخوابش لمیده و در افکار پراکنده خود غوطه ور بود. عبدالحمید کودک یکساله در گهواره اش خوابیده و بی آنکه گرفتاری های پدر و مادرش را احساس کند، با گوشه پیراهنش بازی می کرد و لبخند نمکینی به لب داشت. عبدالحمید از شعله ها و شراره های اضطراب و التهابی که خانواده اش را دربرگرفته بود، کاملا بی خبر بود. یکی از خویشاوندان اتاقها را جستجو می کرد تا لباسها و اسباب بازیهای عمار را که سه روز قبل گم شده بود، جمع آوری کند و آنها را دور از چشم پدر و مادرش پنهان نماید. این گوشه ای از زندگی خانواده مراد بود. عمار فرزند چهار ساله مراد مفقود شده و با همه کوشش هایی که برای یافتن وی به عمل آمده بود، نتیجه ای نبخشیده لذا اندوه، درد، گریه و دلهره از همه سوی جان و قلب افراد خانواده را می خورد...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
92
آپلود شده توسط:
Reza
Reza
1399/01/27

کتاب‌های مشابه

ماهیگیری در باتلاق
ماهیگیری در باتلاق
4.8 امتیاز
از 6 رای
فردای بعد مرگ
فردای بعد مرگ
4 امتیاز
از 4 رای
نجوای قلم
نجوای قلم
3.7 امتیاز
از 3 رای
اوزکوک ها نمی میرند!
اوزکوک ها نمی میرند!
4.3 امتیاز
از 26 رای
توپ
توپ
4.3 امتیاز
از 51 رای
بی نام
بی نام
4.3 امتیاز
از 9 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی خون فروش

تعداد دیدگاه‌ها:
1

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
PDF
2 مگابایت
خون فروش
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک