اسارت من، وصیت او
نویسنده:
سحر پرمهر
امتیاز دهید
این کتاب روایت صادقانه ای است از روزگاری پرهیاهو و پرغبار؛ روایت دوران سخت کودکی، شروع جنگ تحمیلی، رفتن به جبهه نبرد و هفت سال اسارت محمدرضا پرمهر؛ نوجوان هجده ساله ای که در اوج جوانی راهی میدان جنگ شد و در همان آغاز مردانگی، طعم تلخ اسارت را چشید.
داستان محمدرضا پرمهر تنها داستان یک فرد نیست؛ روایت نسلی است که طعم تلخ جدایی، غربت و دلتنگی را چشید؛ اما شعله امید را در دل خاموش نکرد.
این خاطرات سندی زنده از تاریخ اند، گواهی بر این که جوانان این سرزمین حتی در بندِ دشمن هم زانو نزدند؛ شاید بهترین آغاز برای این کتاب همین جمله دلیرانه محمدرضا باشد: «ما را به خاطر نماز کتک زدند؛ اما ما هر بار که بلند شدیم، دوباره نماز خواندیم.»
و چه زیباست که این روایت ها به قلم سحر پرمهر، دختر ارشد محمدرضا پرمهر نوشته شده است. دختری که خود، بخشی از میراث این رنج و ایستادگی است و امروز با نگارش این کتاب، یاد و خاطره پدر را برای نسل های آینده برافراشته نگاه داشته است...
داستان محمدرضا پرمهر تنها داستان یک فرد نیست؛ روایت نسلی است که طعم تلخ جدایی، غربت و دلتنگی را چشید؛ اما شعله امید را در دل خاموش نکرد.
این خاطرات سندی زنده از تاریخ اند، گواهی بر این که جوانان این سرزمین حتی در بندِ دشمن هم زانو نزدند؛ شاید بهترین آغاز برای این کتاب همین جمله دلیرانه محمدرضا باشد: «ما را به خاطر نماز کتک زدند؛ اما ما هر بار که بلند شدیم، دوباره نماز خواندیم.»
و چه زیباست که این روایت ها به قلم سحر پرمهر، دختر ارشد محمدرضا پرمهر نوشته شده است. دختری که خود، بخشی از میراث این رنج و ایستادگی است و امروز با نگارش این کتاب، یاد و خاطره پدر را برای نسل های آینده برافراشته نگاه داشته است...
آپلود شده توسط:
mehdirezayi
1405/03/30
دیدگاههای کتاب الکترونیکی اسارت من، وصیت او