زیبای خفته - سری داستانهای بهارک
نویسنده:
شارل پرو
امتیاز دهید
از متن کتاب:
روزی روزگاری امیری و همسرش یک دختر داشتند. پریان آن سرزمین به آن دختر هدیه های بسیار دادند: زیبایی، فریبایی و یک سرشت مهربان و بخشنده. اما یک پری پیر و بدجنس به امیر و همسرش کینه داشت چون که به جشن نامگذاری دعوت نشده بود.
او در حالی که بدخترک نگاه میکرد من من کنان گفت: یک روز هنگام کار با دستگاه نخ ریسی انگشتت را میبری و میمیری.»
یک پری مهربان که حرف آن پری بدجنس را شنیده بود گفت: «نه! این دختر نمیمیرد، او یکصد سال بخواب خواهد رفت. در آن زمان امیرزاده ای زیبا او را بیدار میکند و او چنان زندگی خواهد کرد که گویی اتفاقی نیفتاده.» هنگامی که امیر از پیشگویی آن پری بدجنس آگاه شد. بسیار پریشان شد و بی درنگ قانون تازه درست کرد. قانون میگفت: «هر کس که دستگاه نخ ریسی دارد نباید دچار رنج مرگ باشد.»...
روزی روزگاری امیری و همسرش یک دختر داشتند. پریان آن سرزمین به آن دختر هدیه های بسیار دادند: زیبایی، فریبایی و یک سرشت مهربان و بخشنده. اما یک پری پیر و بدجنس به امیر و همسرش کینه داشت چون که به جشن نامگذاری دعوت نشده بود.
او در حالی که بدخترک نگاه میکرد من من کنان گفت: یک روز هنگام کار با دستگاه نخ ریسی انگشتت را میبری و میمیری.»
یک پری مهربان که حرف آن پری بدجنس را شنیده بود گفت: «نه! این دختر نمیمیرد، او یکصد سال بخواب خواهد رفت. در آن زمان امیرزاده ای زیبا او را بیدار میکند و او چنان زندگی خواهد کرد که گویی اتفاقی نیفتاده.» هنگامی که امیر از پیشگویی آن پری بدجنس آگاه شد. بسیار پریشان شد و بی درنگ قانون تازه درست کرد. قانون میگفت: «هر کس که دستگاه نخ ریسی دارد نباید دچار رنج مرگ باشد.»...
آپلود شده توسط:
Aban1390
1405/07/04
دیدگاههای کتاب الکترونیکی زیبای خفته - سری داستانهای بهارک