زندگی می گل؛ رویای دختران بلوچ
نویسنده:
طاهره درانی
امتیاز دهید
مقدمه:
بلوچستان مانند بسیاری از مناطق قومی ایران، ساختار ایلی و طایفه ای دارد که مبتنی بر پدرسالاری است؛ نقش زنها معمولاً حول محور خانه، فرزندآوری، حفظ شرف و مراقبت از روابط خویشاوندی تعریف می شود و آزادی عمل آنها در انتخاب همسر، تحصیل یا مهاجرت محدودتر از شهرهای بزرگ است. تصمیم های مهم خانوادگی عمدتاً توسط مردان گرفته می شود؛ اما بسیاری از زنها از همین جایگاه سنتی برای کسب احترام و نفوذ در تصمیمات استفاده می کنند. با گسترش آموزش و ارتباطات، نقش زنان بلوچ در حال تغییر است؛ بخشی به تحصیلات عالی روی آورده اند و بخشی همچنان به ساختار پدرسالار وفادارند.
در همین جامعه زنانی هم هستند که از ازدواج اجباری، چندهمسری یا محدودیتهای شدید رنج می برند و به دنبال تغییر و مقاومت اند. این تضاد باعث می شود زنان پیشرو و محافظه کار در کنار هم زندگی کنند. با افزایش سواد و تغییرات فرهنگی انتظار می رود نقش زنان از خانگی به اجتماعی و اقتصادی تغییر کند، هرچند این روند با مقاومت سنت روبه روست و جامعه در مرحله «گذار» قرار دارد.
در رمان اشاره شده است که خانواده میگل نماد جنبه حمایتی سنت است؛ پدر و برادر ستون خانه اند. و حس امنیت می دهند. خانواده گلتاک نماد سوی تاریک سنت است که در آن اجبار و خشونت حاکم است؛ این تقابل نشان می دهد که تنوع درون فرهنگی در هر جامعه ای دیده می شود و حتی در یک جامعه کوچک هم نقش ها و سبک های زندگی متفاوت اند.
در رمانم نشان داده ام سنت می تواند نجات بخش یا ویرانگر باشد؛ بستگی دارد چگونه زیسته شود. اساساً تغییرات اجتماعی از درون خانواده ها آغاز می شود؛ خانواده حامی، زمینه ساز رشد است و خانواده سمی می تواند شخصیت را به لبه پرتگاه ببرد.
بلوچستان مانند بسیاری از مناطق قومی ایران، ساختار ایلی و طایفه ای دارد که مبتنی بر پدرسالاری است؛ نقش زنها معمولاً حول محور خانه، فرزندآوری، حفظ شرف و مراقبت از روابط خویشاوندی تعریف می شود و آزادی عمل آنها در انتخاب همسر، تحصیل یا مهاجرت محدودتر از شهرهای بزرگ است. تصمیم های مهم خانوادگی عمدتاً توسط مردان گرفته می شود؛ اما بسیاری از زنها از همین جایگاه سنتی برای کسب احترام و نفوذ در تصمیمات استفاده می کنند. با گسترش آموزش و ارتباطات، نقش زنان بلوچ در حال تغییر است؛ بخشی به تحصیلات عالی روی آورده اند و بخشی همچنان به ساختار پدرسالار وفادارند.
در همین جامعه زنانی هم هستند که از ازدواج اجباری، چندهمسری یا محدودیتهای شدید رنج می برند و به دنبال تغییر و مقاومت اند. این تضاد باعث می شود زنان پیشرو و محافظه کار در کنار هم زندگی کنند. با افزایش سواد و تغییرات فرهنگی انتظار می رود نقش زنان از خانگی به اجتماعی و اقتصادی تغییر کند، هرچند این روند با مقاومت سنت روبه روست و جامعه در مرحله «گذار» قرار دارد.
در رمان اشاره شده است که خانواده میگل نماد جنبه حمایتی سنت است؛ پدر و برادر ستون خانه اند. و حس امنیت می دهند. خانواده گلتاک نماد سوی تاریک سنت است که در آن اجبار و خشونت حاکم است؛ این تقابل نشان می دهد که تنوع درون فرهنگی در هر جامعه ای دیده می شود و حتی در یک جامعه کوچک هم نقش ها و سبک های زندگی متفاوت اند.
در رمانم نشان داده ام سنت می تواند نجات بخش یا ویرانگر باشد؛ بستگی دارد چگونه زیسته شود. اساساً تغییرات اجتماعی از درون خانواده ها آغاز می شود؛ خانواده حامی، زمینه ساز رشد است و خانواده سمی می تواند شخصیت را به لبه پرتگاه ببرد.
آپلود شده توسط:
mehdirezayi
1405/05/24
دیدگاههای کتاب الکترونیکی زندگی می گل؛ رویای دختران بلوچ