خلاصه کتاب خرد روان پریش ها
نویسنده:
کوین داتون
امتیاز دهید
آنچه قدیسان، جاسوسان و قاتلان زنجیرهای میتوانند درباره موفقیت به ما بیاموزند
خلاصه کتاب «خرد روانپریشها» (The Wisdom of Psychopaths) جمعبندی اثر «کوین داتون» (Kevin Dutton)، روانشناس و پژوهشگر بریتانیایی است که نخستین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این کتاب که بر پایه پژوهشهای روانشناسی، علوم اعصاب و تجربههای میدانی نویسنده نوشته شده، نگاهی متفاوت و بحثبرانگیز به مفهوم روانپریشی (Psychopathy) ارائه میدهد.
داتون در این کتاب تلاش میکند تصویری فراتر از کلیشههای رایج درباره روانپریشها ارائه دهد. برخلاف تصور عمومی که روانپریشی را تنها با قاتلان زنجیرهای و مجرمان خطرناک پیوند میدهد، او استدلال میکند که برخی ویژگیهای این شخصیتها، مانند نترسی، تمرکز بالا، اعتمادبهنفس، خونسردی در شرایط بحرانی، قدرت تصمیمگیری و مقاومت در برابر فشار، اگر در حد متعادل وجود داشته باشند، میتوانند در حرفههایی مانند جراحی، نیروهای ویژه، مدیریت، حقوق و سیاست به موفقیت منجر شوند. نویسنده با روایت داستانهای واقعی، گفتوگو با قاتلان زنجیرهای، ماموران اطلاعاتی، قهرمانان نظامی و متخصصان علوم اعصاب، مرز باریک میان نبوغ، موفقیت و روانپریشی را بررسی میکند.
بخشی از کتاب خرد روانپریشها:
«روزی عقربی و قورباغهای کنار رودخانهای نشسته بودند و هر دو میخواستند به آن سوی رود برسند. عقرب از میان نیزارها صدا زد: «سلام، آقای قورباغه! ممکن است لطف کنی و مرا روی پشتت از رودخانه عبور بدهی؟ در آن سوی رود کار مهمی دارم و با این جریان تند آب نمیتوانم شنا کنم.»
قورباغه بلافاصله مشکوک شد. گفت: «خب، آقای عقرب، میدانم که میگویی در آن سوی رود کار مهمی داری، اما لحظهای به خواستهات فکر کن. تو یک عقربی. در انتهای دمت نیش بزرگی داری. اگر اجازه بدهم روی پشتم سوار شوی، مطابق طبیعتت مرا نیش خواهی زد.»
عقرب که از پیش انتظار چنین اعتراضی را داشت، پاسخ داد: «دوست عزیزم، آقای قورباغه، تردیدت کاملاً منطقی است. اما روشن است که نیش زدن تو به سود من نیست. من واقعاً باید به آن سوی رود برسم و قول میدهم هیچ آسیبی به تو نرسانم.»
قورباغه با اکراه پذیرفت که حرف عقرب منطقی به نظر میرسد. بنابراین اجازه داد این بندپای پرحرف روی پشتش سوار شود و بدون معطلی وارد آب شد. در آغاز، همهچیز بهخوبی پیش میرفت. همهچیز دقیقاً مطابق برنامه بود. اما وقتی به میانه رودخانه رسیدند، قورباغه ناگهان درد شدیدی در پشتش احساس کرد. از گوشه چشمش دید که عقرب نیشش را از بدن او بیرون میکشد. کمکم بیحسی شدیدی در اندامهایش پخش شد. قورباغه با صدایی گرفته فریاد زد: «احمق! تو گفتی باید به آن سوی رود بروی و کارت را انجام بدهی. حالا هر دوی ما خواهیم مرد!»
عقرب شانهای بالا انداخت و روی پشت قورباغهای که در حال غرق شدن بود، چند قدم رقصید. سپس با خونسردی گفت: «آقای قورباغه، خودت هم گفتی. من یک عقربم؛ نیش زدن، ذات و طبیعت من است.»
با این حرف، عقرب و قورباغه هر دو زیر آبهای گلآلود و تیره رودخانهای که با سرعت جریان داشت ناپدید شدند. و دیگر هیچکس آن دو را ندید.»
خلاصه کتاب «خرد روانپریشها» (The Wisdom of Psychopaths) جمعبندی اثر «کوین داتون» (Kevin Dutton)، روانشناس و پژوهشگر بریتانیایی است که نخستین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این کتاب که بر پایه پژوهشهای روانشناسی، علوم اعصاب و تجربههای میدانی نویسنده نوشته شده، نگاهی متفاوت و بحثبرانگیز به مفهوم روانپریشی (Psychopathy) ارائه میدهد.
داتون در این کتاب تلاش میکند تصویری فراتر از کلیشههای رایج درباره روانپریشها ارائه دهد. برخلاف تصور عمومی که روانپریشی را تنها با قاتلان زنجیرهای و مجرمان خطرناک پیوند میدهد، او استدلال میکند که برخی ویژگیهای این شخصیتها، مانند نترسی، تمرکز بالا، اعتمادبهنفس، خونسردی در شرایط بحرانی، قدرت تصمیمگیری و مقاومت در برابر فشار، اگر در حد متعادل وجود داشته باشند، میتوانند در حرفههایی مانند جراحی، نیروهای ویژه، مدیریت، حقوق و سیاست به موفقیت منجر شوند. نویسنده با روایت داستانهای واقعی، گفتوگو با قاتلان زنجیرهای، ماموران اطلاعاتی، قهرمانان نظامی و متخصصان علوم اعصاب، مرز باریک میان نبوغ، موفقیت و روانپریشی را بررسی میکند.
بخشی از کتاب خرد روانپریشها:
«روزی عقربی و قورباغهای کنار رودخانهای نشسته بودند و هر دو میخواستند به آن سوی رود برسند. عقرب از میان نیزارها صدا زد: «سلام، آقای قورباغه! ممکن است لطف کنی و مرا روی پشتت از رودخانه عبور بدهی؟ در آن سوی رود کار مهمی دارم و با این جریان تند آب نمیتوانم شنا کنم.»
قورباغه بلافاصله مشکوک شد. گفت: «خب، آقای عقرب، میدانم که میگویی در آن سوی رود کار مهمی داری، اما لحظهای به خواستهات فکر کن. تو یک عقربی. در انتهای دمت نیش بزرگی داری. اگر اجازه بدهم روی پشتم سوار شوی، مطابق طبیعتت مرا نیش خواهی زد.»
عقرب که از پیش انتظار چنین اعتراضی را داشت، پاسخ داد: «دوست عزیزم، آقای قورباغه، تردیدت کاملاً منطقی است. اما روشن است که نیش زدن تو به سود من نیست. من واقعاً باید به آن سوی رود برسم و قول میدهم هیچ آسیبی به تو نرسانم.»
قورباغه با اکراه پذیرفت که حرف عقرب منطقی به نظر میرسد. بنابراین اجازه داد این بندپای پرحرف روی پشتش سوار شود و بدون معطلی وارد آب شد. در آغاز، همهچیز بهخوبی پیش میرفت. همهچیز دقیقاً مطابق برنامه بود. اما وقتی به میانه رودخانه رسیدند، قورباغه ناگهان درد شدیدی در پشتش احساس کرد. از گوشه چشمش دید که عقرب نیشش را از بدن او بیرون میکشد. کمکم بیحسی شدیدی در اندامهایش پخش شد. قورباغه با صدایی گرفته فریاد زد: «احمق! تو گفتی باید به آن سوی رود بروی و کارت را انجام بدهی. حالا هر دوی ما خواهیم مرد!»
عقرب شانهای بالا انداخت و روی پشت قورباغهای که در حال غرق شدن بود، چند قدم رقصید. سپس با خونسردی گفت: «آقای قورباغه، خودت هم گفتی. من یک عقربم؛ نیش زدن، ذات و طبیعت من است.»
با این حرف، عقرب و قورباغه هر دو زیر آبهای گلآلود و تیره رودخانهای که با سرعت جریان داشت ناپدید شدند. و دیگر هیچکس آن دو را ندید.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/04/18
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب خرد روان پریش ها