خلاصه کتاب کودکان چگونه موفق میشوند
نویسنده:
پل تاف
امتیاز دهید
پشتکار، کنجکاوی و قدرت پنهان شخصیت
خلاصه کتاب «کودکان چگونه موفق میشوند» (How Children Succeed) ماحصل کتاب «پل تاف» (Paul Tough)، نویسنده و روزنامهنگار کانادایی-آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و به یکی از آثار مطرح در حوزه آموزش، روانشناسی رشد، تربیت کودکان و عوامل موثر بر موفقیت در زندگی تبدیل شد.
در این کتاب تاف به یکی از پرسشهای مهم درباره تربیت و آموزش پاسخ میدهد: چه چیزی باعث میشود بعضی کودکان در زندگی موفق شوند و برخی دیگر با وجود داشتن استعداد و هوش بالا، با مشکلات بیشتری روبهرو شوند؟
برای سالها تصور رایج این بود که موفقیت کودکان بیشتر به تواناییهای شناختی، نمرات درسی و ضریب هوشی آنها بستگی دارد. اما تاف با بررسی پژوهشهای جدید در زمینه علوم اعصاب، روانشناسی، اقتصاد و آموزش نشان میدهد که مهارتهایی مانند پشتکار، کنجکاوی، خودکنترلی، انعطافپذیری، اعتمادبهنفس و توانایی مقابله با شکست نقش بسیار مهمتری در موفقیت بلندمدت دارند. نویسنده در این کتاب استدلال میکند که شخصیت و ویژگیهای اخلاقی کودکان چیزی ثابت و تغییرناپذیر نیستند، بلکه میتوانند از طریق تجربههای مناسب، محیط حمایتی و شیوههای درست تربیتی رشد کنند.
بخشی از کتاب کودکان چگونه موفق میشوند:
«نادین برک هریس در محیطی سرشار از امکانات و امتیازات در پالو آلتوی کالیفرنیا بزرگ شد. او دختر دو مهاجر تحصیلکرده و حرفهای جامائیکایی بود که وقتی نادین چهار ساله بود، خانواده را از کینگستون به دره سیلیکون منتقل کرده بودند. نادین در دوران کودکی اغلب احساس میکرد با دیگران فرق دارد؛ او یکی از معدود دانشآموزان سیاهپوست دبیرستانش در پالو آلتو بود؛ مدرسهای که بیشتر دانشآموزانش سفیدپوست و مرفه بودند. جایی که دخترها اگر برای تولد شانزدهسالگیشان خودروی مناسبی هدیه نمیگرفتند، در کافهتریا گریه میکردند.
الیزابت دوزیر درست در نقطه مقابل او بزرگ شد؛ در حومه شیکاگو، در شرایطی بسیار معمولیتر. او حاصل رابطهای غیرمنتظره و غیرقانونی میان پدرش - زندانی در زندان ایالتی جولیت در ایالت ایلینوی - و مادرش بود؛ مادری که بهعنوان راهبه، برای انجام وظایف مذهبی خود به ملاقات زندانیان میرفت و سرانجام عاشق یکی از آنها شد. پس از تولد الیزابت، مادرش او را بهتنهایی بزرگ کرد. او در مدرسه کاتولیک محلی تدریس میکرد و در تابستانها برای تامین درآمد ناچیز خانواده، بهعنوان خدمتکار هتل کار میکرد.
برک هریس و دوزیر از این دو دوران کودکی کاملاً متفاوت، با هدفی مشترک بیرون آمدند: کمک به موفقیت جوانان، بهویژه جوانانی که با مشکلات جدی روبهرو هستند. نادین برک هریس به دانشکده پزشکی رفت، متخصص اطفال شد و در فقیرترین بخش سانفرانسیسکو یک درمانگاه راهاندازی کرد. دوزیر نیز معلم شد و سپس به مقام مدیر مدرسه رسید و در برخی از محرومترین محلههای شیکاگو کار کرد.
وقتی چند سال پیش با هر دوی آنها، جداگانه، ملاقات کردم، چیزی که مرا جذب کرد فقط شباهت ماموریتشان نبود؛ بلکه احساس عمیقتری از ناکامی بود که هر دو با خود داشتند. هر دو زن تازه به این نتیجه رسیده بودند که بهترین ابزارهایی که در حرفه انتخابی خود در اختیار داشتند، برای رویارویی با چالشهایی که با آنها مواجه بودند کافی نیستند.»
خلاصه کتاب «کودکان چگونه موفق میشوند» (How Children Succeed) ماحصل کتاب «پل تاف» (Paul Tough)، نویسنده و روزنامهنگار کانادایی-آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و به یکی از آثار مطرح در حوزه آموزش، روانشناسی رشد، تربیت کودکان و عوامل موثر بر موفقیت در زندگی تبدیل شد.
در این کتاب تاف به یکی از پرسشهای مهم درباره تربیت و آموزش پاسخ میدهد: چه چیزی باعث میشود بعضی کودکان در زندگی موفق شوند و برخی دیگر با وجود داشتن استعداد و هوش بالا، با مشکلات بیشتری روبهرو شوند؟
برای سالها تصور رایج این بود که موفقیت کودکان بیشتر به تواناییهای شناختی، نمرات درسی و ضریب هوشی آنها بستگی دارد. اما تاف با بررسی پژوهشهای جدید در زمینه علوم اعصاب، روانشناسی، اقتصاد و آموزش نشان میدهد که مهارتهایی مانند پشتکار، کنجکاوی، خودکنترلی، انعطافپذیری، اعتمادبهنفس و توانایی مقابله با شکست نقش بسیار مهمتری در موفقیت بلندمدت دارند. نویسنده در این کتاب استدلال میکند که شخصیت و ویژگیهای اخلاقی کودکان چیزی ثابت و تغییرناپذیر نیستند، بلکه میتوانند از طریق تجربههای مناسب، محیط حمایتی و شیوههای درست تربیتی رشد کنند.
بخشی از کتاب کودکان چگونه موفق میشوند:
«نادین برک هریس در محیطی سرشار از امکانات و امتیازات در پالو آلتوی کالیفرنیا بزرگ شد. او دختر دو مهاجر تحصیلکرده و حرفهای جامائیکایی بود که وقتی نادین چهار ساله بود، خانواده را از کینگستون به دره سیلیکون منتقل کرده بودند. نادین در دوران کودکی اغلب احساس میکرد با دیگران فرق دارد؛ او یکی از معدود دانشآموزان سیاهپوست دبیرستانش در پالو آلتو بود؛ مدرسهای که بیشتر دانشآموزانش سفیدپوست و مرفه بودند. جایی که دخترها اگر برای تولد شانزدهسالگیشان خودروی مناسبی هدیه نمیگرفتند، در کافهتریا گریه میکردند.
الیزابت دوزیر درست در نقطه مقابل او بزرگ شد؛ در حومه شیکاگو، در شرایطی بسیار معمولیتر. او حاصل رابطهای غیرمنتظره و غیرقانونی میان پدرش - زندانی در زندان ایالتی جولیت در ایالت ایلینوی - و مادرش بود؛ مادری که بهعنوان راهبه، برای انجام وظایف مذهبی خود به ملاقات زندانیان میرفت و سرانجام عاشق یکی از آنها شد. پس از تولد الیزابت، مادرش او را بهتنهایی بزرگ کرد. او در مدرسه کاتولیک محلی تدریس میکرد و در تابستانها برای تامین درآمد ناچیز خانواده، بهعنوان خدمتکار هتل کار میکرد.
برک هریس و دوزیر از این دو دوران کودکی کاملاً متفاوت، با هدفی مشترک بیرون آمدند: کمک به موفقیت جوانان، بهویژه جوانانی که با مشکلات جدی روبهرو هستند. نادین برک هریس به دانشکده پزشکی رفت، متخصص اطفال شد و در فقیرترین بخش سانفرانسیسکو یک درمانگاه راهاندازی کرد. دوزیر نیز معلم شد و سپس به مقام مدیر مدرسه رسید و در برخی از محرومترین محلههای شیکاگو کار کرد.
وقتی چند سال پیش با هر دوی آنها، جداگانه، ملاقات کردم، چیزی که مرا جذب کرد فقط شباهت ماموریتشان نبود؛ بلکه احساس عمیقتری از ناکامی بود که هر دو با خود داشتند. هر دو زن تازه به این نتیجه رسیده بودند که بهترین ابزارهایی که در حرفه انتخابی خود در اختیار داشتند، برای رویارویی با چالشهایی که با آنها مواجه بودند کافی نیستند.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/05/08
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب کودکان چگونه موفق میشوند