رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.5
با 2 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.5
با 2 رای
راهنمای یک یوگی برای ساختن سرنوشت خود

خلاصه کتاب «کارما» (Karma) برآیند اثر سادگورو (Sadhguru) با نام اصلی جاگیش واسوِد (Jagadish Vasudev)، نویسنده، یوگی و آموزگار معنوی هندی است که نخستین‌بار در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. او بنیان‌گذار بنیاد ایشا (Isha Foundation) و یکی از چهره‌های شناخته‌شده در زمینه یوگا و معنویت معاصر به شمار می‌رود.
در این کتاب، سادگورو به سراغ یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال سوءبرداشت‌شده‌ترین مفاهیم فلسفه شرقی، یعنی کارما، می‌رود و تلاش می‌کند آن را از برداشت‌های ساده‌انگارانه‌ای مانند «هر کاری انجام دهی، همان به تو بازمی‌گردد» فراتر ببرد. او کارما را نه یک نیروی بیرونی برای پاداش یا مجازات، بلکه مجموعه‌ای از الگوهای ذهنی، عادت‌ها، انتخاب‌ها و اعمالی می‌داند که مسیر زندگی انسان را شکل می‌دهند.
سادگورو توضیح می‌دهد که انسان‌ها اغلب بدون آگاهی، تحت تاثیر خاطرات، باورها و الگوهای رفتاری گذشته خود تصمیم می‌گیرند. از نگاه او، آزادی واقعی زمانی آغاز می‌شود که فرد بتواند این الگوهای ناخودآگاه را بشناسد و به جای واکنش نشان دادن به شرایط، آگاهانه مسیر زندگی خود را انتخاب کند. نویسنده در این کتاب میان سرنوشت و اختیار رابطه‌ای تازه برقرار می‌کند. او معتقد است کارما چیزی نیست که انسان را به‌طور کامل اسیر گذشته کند؛ بلکه اگر فرد به درک عمیق‌تری از خود و اعمالش برسد، می‌تواند نقش فعال‌تری در ساختن آینده خود داشته باشد.

بخشی از کتاب کارما:
«کارما چیست؟ معنای تحت‌اللفظی این واژه، عمل است.
متاسفانه بیشتر مردم مفهوم عمل را در قالب کارهای خوب و بد درک کرده‌اند. آن‌ها کارما را مانند یک دفتر حسابداری از امتیازها و بدهی‌ها، فضیلت‌ها و گناهان می‌بینند؛ نوعی حسابرسی زندگی. برای برخی دیگر، کارما دفتری است که یک حسابدار الهی در آن ثبت و ضبط می‌کند؛ موجودی آسمانی که به بعضی افراد پاداش سعادت در بهشت می‌دهد و برخی دیگر را به دنیایی دیگر یا به نوعی چرخه بازگشت دوباره به این جهان می‌فرستد تا رنج بیشتری تحمل کنند. این دیدگاه نه‌تنها نادرست و پوچ است، بلکه تراژیک است.
این برداشت، نسل‌هایی از انسان‌های سردرگم و ترسیده را پدید آورده است؛ انسان‌هایی که بدون اینکه واقعاً بدانند این واژه چه معنایی دارد، بی‌محابا از آن استفاده می‌کنند. این تصور نوعی تقدیرگرایی ایجاد کرده که بخش‌های بزرگی از مردم را فلج کرده و برای توجیه بی‌عدالتی‌های اجتماعی و استبدادهای سیاسی گوناگون به کار گرفته شده است. همچنین باعث شکل‌گیری مقدار زیادی فلسفه‌بافی بی‌اساس و بحث‌های پوچ دانشگاهی شده و البته به رونق صنعت فال‌گیری نیز کمک کرده است!
بیایید نخست این افسانه را کنار بزنیم. در حقیقت، کارما هیچ ارتباطی با پاداش و مجازات ندارد. هیچ ارتباطی با یک حسابرس مستبد در آسمان ندارد که با ابزارهای ابتداییِ «هویج و چماق» کار کند. کارما هیچ ارتباطی با موجودی در بهشت که نقش خدا را بازی می‌کند ندارد. هیچ ارتباطی با انتقام الهی ندارد. هیچ ارتباطی با فضیلت و گناه، خدا و شیطان ندارد. کارما به‌سادگی یعنی اینکه ما نقشه زندگی خود را ساخته‌ایم. یعنی ما سازندگان سرنوشت خویش هستیم. وقتی می‌گوییم: «این کارمای من است»، در واقع داریم می‌گوییم: «من مسئول زندگی خودم هستم.» کارما یعنی تبدیل شدن به سرچشمه آفرینش خویشتن. وقتی مسئولیت را از آسمان به خود منتقل می‌کنیم، خودمان به سازنده واقعی سرنوشت خویش تبدیل می‌شویم.»
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
24
حجم:
591 KB
آپلود شده توسط:
کتابناک
1405/05/08
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب کارما

تعداد دیدگاه‌ها:
1
در فصل پنج کتاب، سادگورو داستانی رو نقل می کنه که برگرفته از شعر شیخ اجل سعدی هست:

یکی روبَهی دید بی دست و پای

فروماند در لطف و صُنعِ خدای

که چون زندگانی به سر می‌بَرَد

بدین دست و پای از کجا می‌خورَد

در این بود درویشِ شوریده‌ رنگ

که شیری درآمد شغالی به چنگ

شغالِ نگون‌بخت را شیر خورد

بماند آنچه روبَه از آن سیر خورد

دگر روز باز اتفاق اوفتاد

که روزی‌رسان قوْتِ روزش بداد

یقین، مرد را دیده بیننده کرد

شد و تکیه بر آفریننده کرد

کز این پس به کُنجی نشینم چو مور

که روزی نخوردند پیلان به زور

زَنَخدان فرو بُرد چندی به جَیبْ

که بخشنده روزی فرستد زِ غَیب

نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست

چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست

چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش

زِ دیوارِ محرابَش آمد به گوش

برو شیرِ دَرنده باش، ای دَغَل

مَینداز خود را چو روباهِ شَل

چنان سعی کن کز تو مانَد چو شیر

چه باشی چو روبَه به وامانده سیر...
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.