خلاصه کتاب مینیمالیسم
امتیاز دهید
زندگی معناداری داشته باشید
خلاصه کتاب «مینیمالیسم» (Minimalism) بنمایه کتاب جاشوا فیلدز میلبرن (Joshua Fields Millburn) و رایان نیکودیموس (Ryan Nicodemus)، دو نویسنده و کارآفرین آمریکایی که با نام «مینیمالیستها» شناخته میشوند است که نخستینبار در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب با نگاهی متفاوت به مفهوم خوشبختی و موفقیت، نشان میدهد که چگونه میتوان با رها کردن داشتههای غیرضروری، از زندگی شلوغ و مصرفگرایانه فاصله گرفت و به آنچه واقعاً اهمیت دارد، نزدیکتر شد.
نویسندگان کتاب زمانی صاحب شغلهای پردرآمد، خانههای پر از وسایل و ظاهراً تمام نشانههای موفقیت بودند، اما با وجود این دستاوردها، احساس رضایت و خوشبختی نمیکردند. آنها پس از تجربه رویدادهایی سرنوشتساز تصمیم گرفتند سبک زندگی خود را تغییر دهند و با کنار گذاشتن وسایل اضافی، بدهیها و عادتهای مصرفگرایانه، زندگی سادهتر و معنادارتری بسازند. در این کتاب، میلبرن و نیکودیموس با روایت تجربههای شخصی خود، پنج اصل اساسی زندگی معنادار را بررسی میکنند: سلامتی، روابط انسانی، اشتیاق، رشد فردی و کمک به دیگران.
بخشی از کتاب مینیمالیسم:
«در سال ۲۰۰۹، زندگی برای هر دوی ما عالی به نظر میرسید. هر دو در یک شرکت بزرگ مخابراتی کار میکردیم؛ جاشوا از سال ۱۹۹۹ و رایان از سال ۲۰۰۴. هر دو از تمام مزایای سبک زندگیای برخوردار بودیم که بیشتر مردم حسرتش را میخوردند. هر دو به رویای آمریکایی خودمان رسیده بودیم. اما به دلایلی که آن زمان هیچکدام نمیتوانستیم توضیح دهیم، خوشحال نبودیم، احساس نمیکردیم زندگیمان معنا و هدفی دارد و قطعاً از وضعیتمان راضی نبودیم. با گذشت زمان، موضوع خوشبختی کمکم و بیشتر از قبل در گفتوگوهایمان مطرح میشد. هر بار که در محل کار ترفیع میگرفتیم، جایزهای میبردیم یا سفری مجلل نصیبمان میشد و هر بار که کسی کوچکترین تحسینی از ما میکرد، شادی ناشی از آن خیلی زود از راه میرسید و خیلی زود هم از بین میرفت. هرچه این شادی سریعتر به سراغمان میآمد، سریعتر هم محو میشد. به همین دلیل، تلاش میکردیم با به دست آوردن تحسین و تایید بیشتر، خوشبختی را پیدا کنیم.
میخواستیم با کسب موفقیتهای بیشتر، احساس ارزشمندی و اهمیت بیشتری داشته باشیم. برای به دست آوردن این تحسینها، سختتر و سختتر کار میکردیم؛ تا جایی که اغلب ساعات کاریمان دو برابر یک آمریکایی معمولی بود. همه این تلاشها فقط برای آن بود که ارزش خودمان را ثابت کنیم. این وضعیت شبیه اعتیاد به کوکائین بود. هرچه بیشتر تحسین میشدیم، برای اینکه بتوانیم به زندگی ادامه دهیم و احساس خوشبختی کنیم، به تحسین بیشتری نیاز داشتیم. کار به جایی رسیده بود که فقط زندگی میکردیم تا از نظر عاطفی دوام بیاوریم و از پا نیفتیم. نارضایتی تمام زندگیمان را فرا گرفته بود. میدانستیم چیزی باید تغییر کند، اما دقیقاً نمیدانستیم چه چیزی. بنابراین، همان کاری را انجام دادیم که بیشتر آمریکاییها میکنند: تلاش کردیم خوشبختی را بخریم.
با اینکه هر دو در موقعیتهای شغلی «معتبر» درآمد سالانه ششرقمی، یعنی بیش از صدهزار دلار، داشتیم، باز هم بیشتر از درآمدمان خرج میکردیم. خودروهای لوکس، خانههای بزرگ، تلویزیونهای صفحهبزرگ، مبلمان شیک، تعطیلات گرانقیمت و هر چیز دیگری میخریدیم که فرهنگ مصرفگراییِ بهشدت تحتتاثیر رسانهها به ما القا میکرد برای خوشبخت شدن به آن نیاز داریم. اما هیچکدام از این خریدها خوشحالمان نکرد. در واقع، حتی باعث شدند احساس بدبختی و نارضایتی بیشتری کنیم؛ زیرا نهتنها احساسات ناخوشایند قبلی همچنان باقی مانده بودند، بلکه با بدهکار شدن، مشکلات تازهای هم به آنها اضافه کرده بودیم.:
خلاصه کتاب «مینیمالیسم» (Minimalism) بنمایه کتاب جاشوا فیلدز میلبرن (Joshua Fields Millburn) و رایان نیکودیموس (Ryan Nicodemus)، دو نویسنده و کارآفرین آمریکایی که با نام «مینیمالیستها» شناخته میشوند است که نخستینبار در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب با نگاهی متفاوت به مفهوم خوشبختی و موفقیت، نشان میدهد که چگونه میتوان با رها کردن داشتههای غیرضروری، از زندگی شلوغ و مصرفگرایانه فاصله گرفت و به آنچه واقعاً اهمیت دارد، نزدیکتر شد.
نویسندگان کتاب زمانی صاحب شغلهای پردرآمد، خانههای پر از وسایل و ظاهراً تمام نشانههای موفقیت بودند، اما با وجود این دستاوردها، احساس رضایت و خوشبختی نمیکردند. آنها پس از تجربه رویدادهایی سرنوشتساز تصمیم گرفتند سبک زندگی خود را تغییر دهند و با کنار گذاشتن وسایل اضافی، بدهیها و عادتهای مصرفگرایانه، زندگی سادهتر و معنادارتری بسازند. در این کتاب، میلبرن و نیکودیموس با روایت تجربههای شخصی خود، پنج اصل اساسی زندگی معنادار را بررسی میکنند: سلامتی، روابط انسانی، اشتیاق، رشد فردی و کمک به دیگران.
بخشی از کتاب مینیمالیسم:
«در سال ۲۰۰۹، زندگی برای هر دوی ما عالی به نظر میرسید. هر دو در یک شرکت بزرگ مخابراتی کار میکردیم؛ جاشوا از سال ۱۹۹۹ و رایان از سال ۲۰۰۴. هر دو از تمام مزایای سبک زندگیای برخوردار بودیم که بیشتر مردم حسرتش را میخوردند. هر دو به رویای آمریکایی خودمان رسیده بودیم. اما به دلایلی که آن زمان هیچکدام نمیتوانستیم توضیح دهیم، خوشحال نبودیم، احساس نمیکردیم زندگیمان معنا و هدفی دارد و قطعاً از وضعیتمان راضی نبودیم. با گذشت زمان، موضوع خوشبختی کمکم و بیشتر از قبل در گفتوگوهایمان مطرح میشد. هر بار که در محل کار ترفیع میگرفتیم، جایزهای میبردیم یا سفری مجلل نصیبمان میشد و هر بار که کسی کوچکترین تحسینی از ما میکرد، شادی ناشی از آن خیلی زود از راه میرسید و خیلی زود هم از بین میرفت. هرچه این شادی سریعتر به سراغمان میآمد، سریعتر هم محو میشد. به همین دلیل، تلاش میکردیم با به دست آوردن تحسین و تایید بیشتر، خوشبختی را پیدا کنیم.
میخواستیم با کسب موفقیتهای بیشتر، احساس ارزشمندی و اهمیت بیشتری داشته باشیم. برای به دست آوردن این تحسینها، سختتر و سختتر کار میکردیم؛ تا جایی که اغلب ساعات کاریمان دو برابر یک آمریکایی معمولی بود. همه این تلاشها فقط برای آن بود که ارزش خودمان را ثابت کنیم. این وضعیت شبیه اعتیاد به کوکائین بود. هرچه بیشتر تحسین میشدیم، برای اینکه بتوانیم به زندگی ادامه دهیم و احساس خوشبختی کنیم، به تحسین بیشتری نیاز داشتیم. کار به جایی رسیده بود که فقط زندگی میکردیم تا از نظر عاطفی دوام بیاوریم و از پا نیفتیم. نارضایتی تمام زندگیمان را فرا گرفته بود. میدانستیم چیزی باید تغییر کند، اما دقیقاً نمیدانستیم چه چیزی. بنابراین، همان کاری را انجام دادیم که بیشتر آمریکاییها میکنند: تلاش کردیم خوشبختی را بخریم.
با اینکه هر دو در موقعیتهای شغلی «معتبر» درآمد سالانه ششرقمی، یعنی بیش از صدهزار دلار، داشتیم، باز هم بیشتر از درآمدمان خرج میکردیم. خودروهای لوکس، خانههای بزرگ، تلویزیونهای صفحهبزرگ، مبلمان شیک، تعطیلات گرانقیمت و هر چیز دیگری میخریدیم که فرهنگ مصرفگراییِ بهشدت تحتتاثیر رسانهها به ما القا میکرد برای خوشبخت شدن به آن نیاز داریم. اما هیچکدام از این خریدها خوشحالمان نکرد. در واقع، حتی باعث شدند احساس بدبختی و نارضایتی بیشتری کنیم؛ زیرا نهتنها احساسات ناخوشایند قبلی همچنان باقی مانده بودند، بلکه با بدهکار شدن، مشکلات تازهای هم به آنها اضافه کرده بودیم.:
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/06/27
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب مینیمالیسم