خلاصه کتاب نسل جوان وال استریت
نویسنده:
کوین روز
امتیاز دهید
نگاهی به دنیای پنهان نیروهای جوانی که پس از بحران مالی وارد وال استریت شدند
خلاصه کتاب «نسل جوان وال استریت» (Young Money) منتخب اثر «کوین روز» (Kevin Roose)، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۴ توسط انتشارات گرند سنترال منتشر شد. این کتاب روایتی مستند از زندگی جوانانی است که با رویای ثروتمند شدن و دستیابی به موفقیت شغلی وارد دنیای پرزرقوبرق والاستریت میشوند، اما بهتدریج با واقعیتهایی روبهرو میشوند که با تصورات اولیهشان تفاوت زیادی دارد.
کوین روز برای نوشتن این کتاب، بیش از سه سال زندگی و فعالیت حرفهای هشت تحلیلگر مالی جوان را در موسسات بزرگی مانند گلدمن ساکس و بانک آو آمریکا مریل لینچ دنبال کرده است. او با روایت تجربههای شخصی این افراد، خواننده را به پشت درهای بسته صنعت بانکداری سرمایهگذاری میبرد؛ جایی که حقوقهای چشمگیر و پاداشهای هنگفت با ساعتهای کاری طاقتفرسا، کمخوابی، فشار روانی شدید و رقابتی بیوقفه همراه است.
بخشی از کتاب نسل جوان وال استریت:
«ارجون خان کراواتش را صاف کرد، پرزی را از روی کتوشلوار خاکستری زغالیاش برداشت؛ همان کتوشلواری که برای جشن فارغالتحصیلی دبیرستانش از فروشگاه Lord & Taylor به قیمت ۱۷۹ دلار خریده بود. دستی به موهایش کشید، برای آخرین بار دندانهایش را در آینه دستشویی بررسی کرد تا مطمئن شود چیزی لابهلایشان گیر نکرده است و با عجله از آپارتمانش بیرون زد و سوار آسانسور ساختمان بلندمرتبهاش در مرکز شهر شد.
ارجون جوانی بیستودوساله، بااعتمادبهنفس و چشمانی درخشان بود که بینی عقابی و شکمی کمی برآمده داشت. آن روز راهی نخستین روز کاریاش در Citigroup بود؛ جایی که قرار بود بهعنوان تحلیلگر ادغام و تملک شرکتها مشغول به کار شود. عضلات گردنش از فشار عصبی منقبض شده بود و دلش آشوب میکرد، اما اینها فقط نشانههای ظاهری اضطراب بودند. در اعماق وجودش، بیشتر از هر چیز، عزم راسخ کسی را داشت که تازه جرئت و جسارت پیدا کرده است. پس از هزاران ساعت آمادگی، دهها مصاحبه و ایمیلهایی که با مهارت تنظیم کرده بود و البته یک خوششانسی فوقالعاده، سرانجام توانسته بود بهعنوان بانکدار سرمایهگذاری تازهکار در یکی از شرکتهای بزرگ والاستریت استخدام شود؛ شغلی که سالها در پی آن بود.
نه ماه پیش، بحران مالی تمام برنامههای ارجون را به هم ریخته بود. ارجون که در محله کوئینز نیویورک به دنیا آمده بود، پدرش مهندس داده و مادرش مددکار اجتماعی بودند؛ هر دو در جوانی و در آغاز زندگی حرفهای خود از هند به نیویورک مهاجرت کرده بودند. او پاییزِ سال آخر دانشگاه را در حالی آغاز کرده بود که پیشنهاد شغلی معتبری از یکی از برترین بانکهای والاستریت داشت: برادران لمان.
ارجون از اینکه توانسته بود از همان ابتدا توجه برادران لمان را جلب کند، احساس خوششانسی میکرد. او در دانشگاه فوردهام، دانشگاهی وابسته به فرقه یسوعیان در محله برانکس، تحصیل میکرد. فوردهام با وجود جایگاه علمی خوبش، جزو دانشگاههایی نبود که والاستریت برای جذب نیرو سراغشان میرفت. این دانشگاهها که به «دانشگاههای هدف» معروف بودند، معمولاً شامل دانشگاههای آیوی لیگ و مراکزی مانند استنفورد، دانشگاه نیویورک، دوک و دانشگاه شیکاگو میشدند.»
خلاصه کتاب «نسل جوان وال استریت» (Young Money) منتخب اثر «کوین روز» (Kevin Roose)، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۴ توسط انتشارات گرند سنترال منتشر شد. این کتاب روایتی مستند از زندگی جوانانی است که با رویای ثروتمند شدن و دستیابی به موفقیت شغلی وارد دنیای پرزرقوبرق والاستریت میشوند، اما بهتدریج با واقعیتهایی روبهرو میشوند که با تصورات اولیهشان تفاوت زیادی دارد.
کوین روز برای نوشتن این کتاب، بیش از سه سال زندگی و فعالیت حرفهای هشت تحلیلگر مالی جوان را در موسسات بزرگی مانند گلدمن ساکس و بانک آو آمریکا مریل لینچ دنبال کرده است. او با روایت تجربههای شخصی این افراد، خواننده را به پشت درهای بسته صنعت بانکداری سرمایهگذاری میبرد؛ جایی که حقوقهای چشمگیر و پاداشهای هنگفت با ساعتهای کاری طاقتفرسا، کمخوابی، فشار روانی شدید و رقابتی بیوقفه همراه است.
بخشی از کتاب نسل جوان وال استریت:
«ارجون خان کراواتش را صاف کرد، پرزی را از روی کتوشلوار خاکستری زغالیاش برداشت؛ همان کتوشلواری که برای جشن فارغالتحصیلی دبیرستانش از فروشگاه Lord & Taylor به قیمت ۱۷۹ دلار خریده بود. دستی به موهایش کشید، برای آخرین بار دندانهایش را در آینه دستشویی بررسی کرد تا مطمئن شود چیزی لابهلایشان گیر نکرده است و با عجله از آپارتمانش بیرون زد و سوار آسانسور ساختمان بلندمرتبهاش در مرکز شهر شد.
ارجون جوانی بیستودوساله، بااعتمادبهنفس و چشمانی درخشان بود که بینی عقابی و شکمی کمی برآمده داشت. آن روز راهی نخستین روز کاریاش در Citigroup بود؛ جایی که قرار بود بهعنوان تحلیلگر ادغام و تملک شرکتها مشغول به کار شود. عضلات گردنش از فشار عصبی منقبض شده بود و دلش آشوب میکرد، اما اینها فقط نشانههای ظاهری اضطراب بودند. در اعماق وجودش، بیشتر از هر چیز، عزم راسخ کسی را داشت که تازه جرئت و جسارت پیدا کرده است. پس از هزاران ساعت آمادگی، دهها مصاحبه و ایمیلهایی که با مهارت تنظیم کرده بود و البته یک خوششانسی فوقالعاده، سرانجام توانسته بود بهعنوان بانکدار سرمایهگذاری تازهکار در یکی از شرکتهای بزرگ والاستریت استخدام شود؛ شغلی که سالها در پی آن بود.
نه ماه پیش، بحران مالی تمام برنامههای ارجون را به هم ریخته بود. ارجون که در محله کوئینز نیویورک به دنیا آمده بود، پدرش مهندس داده و مادرش مددکار اجتماعی بودند؛ هر دو در جوانی و در آغاز زندگی حرفهای خود از هند به نیویورک مهاجرت کرده بودند. او پاییزِ سال آخر دانشگاه را در حالی آغاز کرده بود که پیشنهاد شغلی معتبری از یکی از برترین بانکهای والاستریت داشت: برادران لمان.
ارجون از اینکه توانسته بود از همان ابتدا توجه برادران لمان را جلب کند، احساس خوششانسی میکرد. او در دانشگاه فوردهام، دانشگاهی وابسته به فرقه یسوعیان در محله برانکس، تحصیل میکرد. فوردهام با وجود جایگاه علمی خوبش، جزو دانشگاههایی نبود که والاستریت برای جذب نیرو سراغشان میرفت. این دانشگاهها که به «دانشگاههای هدف» معروف بودند، معمولاً شامل دانشگاههای آیوی لیگ و مراکزی مانند استنفورد، دانشگاه نیویورک، دوک و دانشگاه شیکاگو میشدند.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/06/27
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب نسل جوان وال استریت