خلاصه کتاب استراتژی تجربه کاربری
نویسنده:
جیمی لوی
امتیاز دهید
چگونه محصولات دیجیتال خلاقانهای طراحی کنیم که مردم واقعا خواهانشان باشند
خلاصه کتاب «استراتژی تجربه کاربری» (UX Strategy) بررسی اجمالی اثر «جیمی لوی» (Jaime Levy)، نویسنده و متخصص آمریکایی در حوزه طراحی تجربه کاربری و استراتژی محصولات دیجیتال است که نخستینبار در سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات اورایلی منتشر شد. این کتاب راهنمایی کاربردی برای پیوند دادن طراحی تجربه کاربری با اهداف کسبوکار است و نشان میدهد چگونه میتوان محصولاتی ساخت که علاوه بر طراحی جذاب و کاربرپسند، نیازهای واقعی کاربران را برطرف کنند و در بازار نیز موفق باشند.
چرا بعضی محصولات دیجیتال با وجود طراحی زیبا و امکانات پیشرفته شکست میخورند، درحالیکه برخی دیگر به بخش جداییناپذیر زندگی کاربران تبدیل میشوند؟ آیا داشتن یک ایده خلاقانه برای موفقیت کافی است؟ چگونه میتوان پیش از صرف هزینه و زمان فراوان، مطمئن شد که محصولی واقعاً موردنیاز کاربران است؟ جیمی لوی در این کتاب تلاش میکند به چنین پرسشهایی پاسخ دهد.
بخشی از کتاب استراتژی تجربه کاربری:
«چند سال پیش، یک مهندس نرمافزار بسیار موفق بهدلیل مشکلی شخصی تصمیم گرفت کارآفرین شود: یکی از عزیزانش برای ترک اعتیاد به مواد مخدر به درمان نیاز داشت. او برای یافتن یک مرکز معتبر که بتواند خدمات درمانی مناسبی ارائه دهد، وارد مسیری دشوار شد؛ مسیری که میلیونها آمریکایی هر سال آن را طی میکنند. اما این مسیر پر از ابهام و مشکلات گوناگون بود. هزینههای درمان شفاف نبود، هیچ مرجع متمرکزی وجود نداشت که بتوان در آن مراکز درمانی را بررسی کرد و نظرات بیطرفانه دیگران را خواند و افراد سودجو نیز با اداره مراکز درمانی گرانقیمت، از درماندگی خانوادهها سوءاستفاده میکردند. بااینحال، او در جریان تحقیقاتش متوجه شد که مراکز درمانی معتبر نیز با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند. تختهای بسیاری از این مراکز دائماً خالی میماند، شناسایی بیماران مناسب از میان افرادی که برای درمان به آنها ارجاع داده میشدند دشوار بود و دریافت هزینههای درمان از شرکتهای بیمه نیز دردسرهای زیادی داشت. در پایان این جستوجو، مهندس نرمافزار فرصتی دید تا مسیر متفاوتی را آغاز کند. او میتوانست مشکلی را در بازار حل کند و همزمان به افرادی کمک کند که با مسئلهای شخصی روبهرو بودند؛ مسئلهای که خودش نیز عمیقاً به آن اهمیت میداد.
اینگونه بود که استارتاپ او متولد شد. ایدهاش این بود که از طریق یک سامانه آنلاین، بیماران را به مراکز درمانی مناسب با نیازهایشان متصل کند. ازآنجاکه محصول او ظرفیت ایجاد تحولی اساسی در بازار را داشت، توانست تیمی قدرتمند تشکیل دهد و سرمایه جذب کند. او با مراکز معتبر ترک اعتیاد ارتباط برقرار کرد و پایگاه دادهای ساخت که تختهای خالی این مراکز را با افرادی که به آنها نیاز داشتند، تطبیق میداد. همچنین روشی برای ارزیابی دقیق مراکز درمانی طراحی کرد تا مطمئن شود فقط بهترین مراکز در پایگاه داده قرار میگیرند. البته او و تیمش برای جذب مشتری، وبسایتی نیز طراحی کردند که مصرفکنندگان میتوانستند مستقیماً از آن استفاده کنند.
آنها هیچچیز را به شانس واگذار نکردند. چند نظرسنجی آنلاین نیز از افرادی انجام دادند که در گذشته بهدنبال خدمات درمانی بودند. شرکتهایی را برای انجام امور روابط عمومی، بازاریابی و بهینهسازی موتورهای جستوجو (SEO) استخدام کردند. در نشریات چاپی و آنلاین تبلیغ کردند، با کارشناسان صنعت گفتوگو کردند و شرکای تجاری زیادی پیدا کردند که به ارزش پیشنهادی کسبوکارشان علاقهمند بودند و میخواستند در آن مشارکت کنند. وقتی وبسایت راهاندازی شد، کمپینهای تبلیغاتی آنلاین متعددی در فیسبوک و گوگل اجرا کردند. در این تبلیغات، بر صرفهجویی مالی و امکان دسترسی به بررسیهای جامع و مبتنی بر اطلاعات دقیق تاکید میشد؛ مزایایی که مشتریان با استفاده از خدمات آنها به دست میآوردند. اما نتیجه این کمپینها ناامیدکننده بود.»
خلاصه کتاب «استراتژی تجربه کاربری» (UX Strategy) بررسی اجمالی اثر «جیمی لوی» (Jaime Levy)، نویسنده و متخصص آمریکایی در حوزه طراحی تجربه کاربری و استراتژی محصولات دیجیتال است که نخستینبار در سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات اورایلی منتشر شد. این کتاب راهنمایی کاربردی برای پیوند دادن طراحی تجربه کاربری با اهداف کسبوکار است و نشان میدهد چگونه میتوان محصولاتی ساخت که علاوه بر طراحی جذاب و کاربرپسند، نیازهای واقعی کاربران را برطرف کنند و در بازار نیز موفق باشند.
چرا بعضی محصولات دیجیتال با وجود طراحی زیبا و امکانات پیشرفته شکست میخورند، درحالیکه برخی دیگر به بخش جداییناپذیر زندگی کاربران تبدیل میشوند؟ آیا داشتن یک ایده خلاقانه برای موفقیت کافی است؟ چگونه میتوان پیش از صرف هزینه و زمان فراوان، مطمئن شد که محصولی واقعاً موردنیاز کاربران است؟ جیمی لوی در این کتاب تلاش میکند به چنین پرسشهایی پاسخ دهد.
بخشی از کتاب استراتژی تجربه کاربری:
«چند سال پیش، یک مهندس نرمافزار بسیار موفق بهدلیل مشکلی شخصی تصمیم گرفت کارآفرین شود: یکی از عزیزانش برای ترک اعتیاد به مواد مخدر به درمان نیاز داشت. او برای یافتن یک مرکز معتبر که بتواند خدمات درمانی مناسبی ارائه دهد، وارد مسیری دشوار شد؛ مسیری که میلیونها آمریکایی هر سال آن را طی میکنند. اما این مسیر پر از ابهام و مشکلات گوناگون بود. هزینههای درمان شفاف نبود، هیچ مرجع متمرکزی وجود نداشت که بتوان در آن مراکز درمانی را بررسی کرد و نظرات بیطرفانه دیگران را خواند و افراد سودجو نیز با اداره مراکز درمانی گرانقیمت، از درماندگی خانوادهها سوءاستفاده میکردند. بااینحال، او در جریان تحقیقاتش متوجه شد که مراکز درمانی معتبر نیز با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند. تختهای بسیاری از این مراکز دائماً خالی میماند، شناسایی بیماران مناسب از میان افرادی که برای درمان به آنها ارجاع داده میشدند دشوار بود و دریافت هزینههای درمان از شرکتهای بیمه نیز دردسرهای زیادی داشت. در پایان این جستوجو، مهندس نرمافزار فرصتی دید تا مسیر متفاوتی را آغاز کند. او میتوانست مشکلی را در بازار حل کند و همزمان به افرادی کمک کند که با مسئلهای شخصی روبهرو بودند؛ مسئلهای که خودش نیز عمیقاً به آن اهمیت میداد.
اینگونه بود که استارتاپ او متولد شد. ایدهاش این بود که از طریق یک سامانه آنلاین، بیماران را به مراکز درمانی مناسب با نیازهایشان متصل کند. ازآنجاکه محصول او ظرفیت ایجاد تحولی اساسی در بازار را داشت، توانست تیمی قدرتمند تشکیل دهد و سرمایه جذب کند. او با مراکز معتبر ترک اعتیاد ارتباط برقرار کرد و پایگاه دادهای ساخت که تختهای خالی این مراکز را با افرادی که به آنها نیاز داشتند، تطبیق میداد. همچنین روشی برای ارزیابی دقیق مراکز درمانی طراحی کرد تا مطمئن شود فقط بهترین مراکز در پایگاه داده قرار میگیرند. البته او و تیمش برای جذب مشتری، وبسایتی نیز طراحی کردند که مصرفکنندگان میتوانستند مستقیماً از آن استفاده کنند.
آنها هیچچیز را به شانس واگذار نکردند. چند نظرسنجی آنلاین نیز از افرادی انجام دادند که در گذشته بهدنبال خدمات درمانی بودند. شرکتهایی را برای انجام امور روابط عمومی، بازاریابی و بهینهسازی موتورهای جستوجو (SEO) استخدام کردند. در نشریات چاپی و آنلاین تبلیغ کردند، با کارشناسان صنعت گفتوگو کردند و شرکای تجاری زیادی پیدا کردند که به ارزش پیشنهادی کسبوکارشان علاقهمند بودند و میخواستند در آن مشارکت کنند. وقتی وبسایت راهاندازی شد، کمپینهای تبلیغاتی آنلاین متعددی در فیسبوک و گوگل اجرا کردند. در این تبلیغات، بر صرفهجویی مالی و امکان دسترسی به بررسیهای جامع و مبتنی بر اطلاعات دقیق تاکید میشد؛ مزایایی که مشتریان با استفاده از خدمات آنها به دست میآوردند. اما نتیجه این کمپینها ناامیدکننده بود.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/06/26
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب استراتژی تجربه کاربری