خلاصه کتاب زندگی نامه مارتین لوتر کینگ جونیور
نویسنده:
مارتین لوتر کینگ
امتیاز دهید
مسیر کینگ برای تبدیلشدن به برجستهترین چهره جنبش حقوق مدنی آمریکا
خلاصه کتاب «زندگینامه مارتین لوتر کینگ جونیور» The Autobiography of Martin Luther King, Jr کوتاه شده روایتی از زندگی و اندیشههای مارتین لوتر کینگ جونیور (Martin Luther King, Jr.)، رهبر و فعال حقوق مدنی آمریکایی است که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. نکته مهم این است که این اثر پس از مرگ کینگ منتشر شده و کلیبورن کارسون آن را با استفاده از نوشتهها، سخنرانیها، نامهها، مصاحبهها و دیگر اسناد بر جای مانده از خود کینگ تدوین کرده است.
این کتاب خواننده را از سالهای کودکی و دوران تحصیل کینگ تا فعالیتهای او در جنبش حقوق مدنی آمریکا همراه میکند و رویدادهایی مانند تحریم اتوبوسهای مونتگمری، کارزار بیرمنگام، راهپیمایی واشنگتن، مبارزات سلما و دریافت جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۶۴ را از خلال سخنان و نوشتههای خود او روایت میکند. کتاب فقط شرح وقایع زندگی یک چهره تاریخی نیست؛ بلکه تصویری از شکلگیری باورهای او درباره مبارزه بدون خشونت، برابری، عدالت اجتماعی و مسئولیت اخلاقی ارائه میدهد.
بخشی از کتاب زندگینامه مارتین لوتر کینگ جونیور:
«من در اواخر دهه ۱۹۲۰، درست در آستانه رکود بزرگ، به دنیا آمدم؛ بحرانی که قرار بود بیش از یک دهه سایه ویرانگرش را بر سراسر این کشور بگستراند. آنقدر کمسن بودم که آغاز این رکود را به یاد نمیآورم، اما حدود پنجسالگی به خاطر دارم که از پدر و مادرم درباره انبوه مردمی میپرسیدم که در صفهای دریافت نان ایستاده بودند. تاثیر آن تجربههای نخستین دوران کودکی را هنوز هم در احساسات ضدسرمایهداری خود میبینم.
زادگاه من آتلانتا در ایالت جورجیا بود؛ پایتخت ایالت و شهری که به آن «دروازه جنوب» میگفتند. آتلانتا برای من خانه است. من در خیابان آبرن به دنیا آمدم. کلیسای ما، کلیسای باپتیست ابنزر، نیز در خیابان آبرن قرار دارد.
اکنون من یکی از کشیشان همان کلیسا هستم و دفترم در کنفرانس رهبری مسیحی جنوب نیز در خیابان آبرن قرار دارد.
مدتی در مدارس دولتی آتلانتا تحصیل کردم و بعد، دو سال به دبیرستانی رفتم که آن زمان دبیرستان آزمایشگاهی دانشگاه آتلانتا نام داشت. پس از تعطیلی آن مدرسه، به دبیرستان بوکر تی. واشنگتن رفتم.
محلهای که در آن به دنیا آمدم، از نظر موقعیت اجتماعی، محلهای کاملاً معمولی بود. هیچکس در محله ما ثروت چشمگیری نداشت. بیشتر سیاهپوستان زادگاه من که به ثروت رسیده بودند، در بخشی از شهر زندگی میکردند که به «هانتر هیلز» معروف بود. محله ما نوعی سادگی بیتکلف داشت. هیچکس در طبقه بسیار فقیر قرار نمیگرفت. احتمالاً منصفانه است که مردم این محله را از نظر درآمد در طبقه متوسط قرار دهیم. محلهای سالم و مطلوب بود، هرچند هیچیک از ما هرگز جزو «طبقات بسیار بالای جامعه» محسوب نمیشدیم. میزان جرم و جنایت بسیار پایین بود و بیشتر همسایههای ما عمیقاً مذهبی بودند.
از همان آغاز، کودکی فوقالعاده سالم بودم. گفتهاند که هنگام تولدم، پزشکان از نظر جسمی مرا کودکی صددرصد سالم و بینقص دانسته بودند. واقعاً نمیدانم بیمار بودن چه حسی دارد. تصور میکنم درباره وضعیت ذهنیام نیز تا حد زیادی همینطور بوده است. همیشه، هم از نظر جسمی و هم از نظر ذهنی، کمی جلوتر از سنم بودم. بنابراین به نظر میرسد که از نظر وراثتی، طبیعت با من بسیار مهربان بوده است.»
خلاصه کتاب «زندگینامه مارتین لوتر کینگ جونیور» The Autobiography of Martin Luther King, Jr کوتاه شده روایتی از زندگی و اندیشههای مارتین لوتر کینگ جونیور (Martin Luther King, Jr.)، رهبر و فعال حقوق مدنی آمریکایی است که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. نکته مهم این است که این اثر پس از مرگ کینگ منتشر شده و کلیبورن کارسون آن را با استفاده از نوشتهها، سخنرانیها، نامهها، مصاحبهها و دیگر اسناد بر جای مانده از خود کینگ تدوین کرده است.
این کتاب خواننده را از سالهای کودکی و دوران تحصیل کینگ تا فعالیتهای او در جنبش حقوق مدنی آمریکا همراه میکند و رویدادهایی مانند تحریم اتوبوسهای مونتگمری، کارزار بیرمنگام، راهپیمایی واشنگتن، مبارزات سلما و دریافت جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۶۴ را از خلال سخنان و نوشتههای خود او روایت میکند. کتاب فقط شرح وقایع زندگی یک چهره تاریخی نیست؛ بلکه تصویری از شکلگیری باورهای او درباره مبارزه بدون خشونت، برابری، عدالت اجتماعی و مسئولیت اخلاقی ارائه میدهد.
بخشی از کتاب زندگینامه مارتین لوتر کینگ جونیور:
«من در اواخر دهه ۱۹۲۰، درست در آستانه رکود بزرگ، به دنیا آمدم؛ بحرانی که قرار بود بیش از یک دهه سایه ویرانگرش را بر سراسر این کشور بگستراند. آنقدر کمسن بودم که آغاز این رکود را به یاد نمیآورم، اما حدود پنجسالگی به خاطر دارم که از پدر و مادرم درباره انبوه مردمی میپرسیدم که در صفهای دریافت نان ایستاده بودند. تاثیر آن تجربههای نخستین دوران کودکی را هنوز هم در احساسات ضدسرمایهداری خود میبینم.
زادگاه من آتلانتا در ایالت جورجیا بود؛ پایتخت ایالت و شهری که به آن «دروازه جنوب» میگفتند. آتلانتا برای من خانه است. من در خیابان آبرن به دنیا آمدم. کلیسای ما، کلیسای باپتیست ابنزر، نیز در خیابان آبرن قرار دارد.
اکنون من یکی از کشیشان همان کلیسا هستم و دفترم در کنفرانس رهبری مسیحی جنوب نیز در خیابان آبرن قرار دارد.
مدتی در مدارس دولتی آتلانتا تحصیل کردم و بعد، دو سال به دبیرستانی رفتم که آن زمان دبیرستان آزمایشگاهی دانشگاه آتلانتا نام داشت. پس از تعطیلی آن مدرسه، به دبیرستان بوکر تی. واشنگتن رفتم.
محلهای که در آن به دنیا آمدم، از نظر موقعیت اجتماعی، محلهای کاملاً معمولی بود. هیچکس در محله ما ثروت چشمگیری نداشت. بیشتر سیاهپوستان زادگاه من که به ثروت رسیده بودند، در بخشی از شهر زندگی میکردند که به «هانتر هیلز» معروف بود. محله ما نوعی سادگی بیتکلف داشت. هیچکس در طبقه بسیار فقیر قرار نمیگرفت. احتمالاً منصفانه است که مردم این محله را از نظر درآمد در طبقه متوسط قرار دهیم. محلهای سالم و مطلوب بود، هرچند هیچیک از ما هرگز جزو «طبقات بسیار بالای جامعه» محسوب نمیشدیم. میزان جرم و جنایت بسیار پایین بود و بیشتر همسایههای ما عمیقاً مذهبی بودند.
از همان آغاز، کودکی فوقالعاده سالم بودم. گفتهاند که هنگام تولدم، پزشکان از نظر جسمی مرا کودکی صددرصد سالم و بینقص دانسته بودند. واقعاً نمیدانم بیمار بودن چه حسی دارد. تصور میکنم درباره وضعیت ذهنیام نیز تا حد زیادی همینطور بوده است. همیشه، هم از نظر جسمی و هم از نظر ذهنی، کمی جلوتر از سنم بودم. بنابراین به نظر میرسد که از نظر وراثتی، طبیعت با من بسیار مهربان بوده است.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/07/02
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب زندگی نامه مارتین لوتر کینگ جونیور