خلاصه کتاب بگیر و بکش
نویسنده:
رونان فارو
امتیاز دهید
دروغها، جاسوسها و توطئههایی برای حمایت از آزارگران جنسی
خلاصه کتاب «بگیر و بکش» (Catch and Kill) شامل اهم مطالب کتاب «رونان فارو» (Ronan Farrow)، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. این کتاب روایتی مستند و پرکشش از تحقیقات فارو درباره اتهامهای سوءرفتار جنسی علیه هاروی واینستین و تلاشهایی است که برای جلوگیری از انتشار این گزارشها صورت گرفت.
فارو در این کتاب نشان میدهد چگونه شبکهای از وکلا، مدیران رسانهای، ماموران خصوصی و افراد بانفوذ میتوانند برای خاموشکردن گزارشها و منصرفکردن منابع از سخنگفتن وارد عمل شوند. عنوان کتاب به روشی در رسانهها اشاره دارد که در آن یک رسانه حق انتشار یک داستان جنجالی را به دست میآورد، اما بهجای انتشار آن، داستان را کنار میگذارد تا از علنیشدنش جلوگیری کند.
بخش مهمی از کتاب به تجربه شخصی فارو در جریان تحقیقاتش میپردازد؛ از گفتوگو با زنانی که حاضر شدند درباره تجربههای خود صحبت کنند تا چالشهایی که هنگام پیگیری این پرونده در NBC News با آن روبهرو شد و در نهایت انتشار گزارشهایش در The New Yorker. این تحقیقات بعدها به یکی از بخشهای مهم موج افشاگریهایی تبدیل شد که با جنبش #MeToo پیوند خورد.
بخشی از کتاب بگیر و بکش:
«مردها پشت میز همیشگی هاروی واینستین، نزدیک آشپزخانه و در بخش انتهایی رستوران Tribeca Grill نشسته بودند. ۲۴ آوریل بود. واینستین آنجا بود؛ دیلن هاوارد از National Enquirer هم بود و یک مامور از شرکت Black Cube نیز حضور داشت. مامور جوان به نظر میرسید، موهایی تیره داشت و لهجهاش غلیظ بود.
لنی دیویس وارد شد و نگاهی به اطراف اتاق انداخت. دیویس آن زمان اوایل دهه هفتاد زندگیاش را میگذراند؛ مردی لاغر با موهای جوگندمی و پف زیر چشم. او در جرسی سیتی بزرگ شده بود؛ پدرش دندانپزشک بود و مادرش مدیر یک مطب دندانپزشکی. دیویس در دانشکده حقوق ییل با هیلاری رادهام دوست شده بود و بعدها با بیل کلینتون نیز رابطهای نزدیک پیدا کرده بود. پس از تلاش ناموفق برای ورود به کنگره و چند سال فعالیت حقوقی، همین دوستی را به نقشی حرفهای تبدیل کرد و در دوران رسواییها و بحرانهای سیاسی، به یکی از سرسختترین مدافعان آنها بدل شد.
بعدتر، دیویس از این جایگاه درآمد قابلتوجهی به دست آورد؛ از جمله با پذیرفتن ماموریتهایی که برایش یک میلیون دلار درآمد داشت تا در ارتباط با نقض حقوق بشر در گینه استوایی لابی کند، یا ماهی صد هزار دلار بگیرد تا انتخاباتی را در ساحل عاج که آشکارا دستکاری شده بود، کماهمیت جلوه دهد. اگر مسافری ناپدید میشد و لکهای خون روی عرشه کشتی تفریحیتان باقی میماند، یا رئیسجمهور از نام نژادپرستانه تیم فوتبال شما انتقاد میکرد، دیویس حاضر بود. وقتی بعدتر سعی کردم به دیویس دسترسی پیدا کنم، از جاناتان پرسیدم: «چه کسی ممکنه شماره لنی دیویس رو داشته باشه؟» جواب داد: «نمیدونم، پل پات؟»
واینستین که دیویس را در مراسمی به افتخار هیلاری کلینتون دیده بود و میدانست این مدیر بحران تا چه اندازه با اتهامهای سوءرفتار جنسی علیه بیل کلینتون آشناست همان بهار با او تماس گرفته و از او خواسته بود به کمکش بیاید.
آن صبح در Tribeca Grill، دیویس گفت اگر واینستین میخواهد محرمانگی میان وکیل و موکل حفظ شود، نمیتواند جلوی مامور Black Cube حرف بزند.
دیویس گفت: «من نمیتونم جلوی آدمهایی که وکیل نیستن حرف بزنم. اگر من رو احضار کنن، باید بگم فرد دیگهای هم توی اتاق بوده.»
به نظر میرسید واینستین از این حرف کلافه شده باشد.
گفت: «نه، میتونی. اگر اون برای من کار کنه، محرمانگی حفظ میشه.»
این برداشت، سادهسازی بیش از حد قانون بود. اما واینستین اصرار کرد و دیویس هم کوتاه آمد.
واینستین شروع به حرفزدن کرد. گفت مکگوان دیوانه است و دروغ میگوید. میخواست اعتبار همه زنانی را که به گفته او ادعاهای دروغینی علیه او مطرح کرده بودند، از بین ببرد.»
خلاصه کتاب «بگیر و بکش» (Catch and Kill) شامل اهم مطالب کتاب «رونان فارو» (Ronan Farrow)، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. این کتاب روایتی مستند و پرکشش از تحقیقات فارو درباره اتهامهای سوءرفتار جنسی علیه هاروی واینستین و تلاشهایی است که برای جلوگیری از انتشار این گزارشها صورت گرفت.
فارو در این کتاب نشان میدهد چگونه شبکهای از وکلا، مدیران رسانهای، ماموران خصوصی و افراد بانفوذ میتوانند برای خاموشکردن گزارشها و منصرفکردن منابع از سخنگفتن وارد عمل شوند. عنوان کتاب به روشی در رسانهها اشاره دارد که در آن یک رسانه حق انتشار یک داستان جنجالی را به دست میآورد، اما بهجای انتشار آن، داستان را کنار میگذارد تا از علنیشدنش جلوگیری کند.
بخش مهمی از کتاب به تجربه شخصی فارو در جریان تحقیقاتش میپردازد؛ از گفتوگو با زنانی که حاضر شدند درباره تجربههای خود صحبت کنند تا چالشهایی که هنگام پیگیری این پرونده در NBC News با آن روبهرو شد و در نهایت انتشار گزارشهایش در The New Yorker. این تحقیقات بعدها به یکی از بخشهای مهم موج افشاگریهایی تبدیل شد که با جنبش #MeToo پیوند خورد.
بخشی از کتاب بگیر و بکش:
«مردها پشت میز همیشگی هاروی واینستین، نزدیک آشپزخانه و در بخش انتهایی رستوران Tribeca Grill نشسته بودند. ۲۴ آوریل بود. واینستین آنجا بود؛ دیلن هاوارد از National Enquirer هم بود و یک مامور از شرکت Black Cube نیز حضور داشت. مامور جوان به نظر میرسید، موهایی تیره داشت و لهجهاش غلیظ بود.
لنی دیویس وارد شد و نگاهی به اطراف اتاق انداخت. دیویس آن زمان اوایل دهه هفتاد زندگیاش را میگذراند؛ مردی لاغر با موهای جوگندمی و پف زیر چشم. او در جرسی سیتی بزرگ شده بود؛ پدرش دندانپزشک بود و مادرش مدیر یک مطب دندانپزشکی. دیویس در دانشکده حقوق ییل با هیلاری رادهام دوست شده بود و بعدها با بیل کلینتون نیز رابطهای نزدیک پیدا کرده بود. پس از تلاش ناموفق برای ورود به کنگره و چند سال فعالیت حقوقی، همین دوستی را به نقشی حرفهای تبدیل کرد و در دوران رسواییها و بحرانهای سیاسی، به یکی از سرسختترین مدافعان آنها بدل شد.
بعدتر، دیویس از این جایگاه درآمد قابلتوجهی به دست آورد؛ از جمله با پذیرفتن ماموریتهایی که برایش یک میلیون دلار درآمد داشت تا در ارتباط با نقض حقوق بشر در گینه استوایی لابی کند، یا ماهی صد هزار دلار بگیرد تا انتخاباتی را در ساحل عاج که آشکارا دستکاری شده بود، کماهمیت جلوه دهد. اگر مسافری ناپدید میشد و لکهای خون روی عرشه کشتی تفریحیتان باقی میماند، یا رئیسجمهور از نام نژادپرستانه تیم فوتبال شما انتقاد میکرد، دیویس حاضر بود. وقتی بعدتر سعی کردم به دیویس دسترسی پیدا کنم، از جاناتان پرسیدم: «چه کسی ممکنه شماره لنی دیویس رو داشته باشه؟» جواب داد: «نمیدونم، پل پات؟»
واینستین که دیویس را در مراسمی به افتخار هیلاری کلینتون دیده بود و میدانست این مدیر بحران تا چه اندازه با اتهامهای سوءرفتار جنسی علیه بیل کلینتون آشناست همان بهار با او تماس گرفته و از او خواسته بود به کمکش بیاید.
آن صبح در Tribeca Grill، دیویس گفت اگر واینستین میخواهد محرمانگی میان وکیل و موکل حفظ شود، نمیتواند جلوی مامور Black Cube حرف بزند.
دیویس گفت: «من نمیتونم جلوی آدمهایی که وکیل نیستن حرف بزنم. اگر من رو احضار کنن، باید بگم فرد دیگهای هم توی اتاق بوده.»
به نظر میرسید واینستین از این حرف کلافه شده باشد.
گفت: «نه، میتونی. اگر اون برای من کار کنه، محرمانگی حفظ میشه.»
این برداشت، سادهسازی بیش از حد قانون بود. اما واینستین اصرار کرد و دیویس هم کوتاه آمد.
واینستین شروع به حرفزدن کرد. گفت مکگوان دیوانه است و دروغ میگوید. میخواست اعتبار همه زنانی را که به گفته او ادعاهای دروغینی علیه او مطرح کرده بودند، از بین ببرد.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/07/02
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب بگیر و بکش