تاریخ و اساطیر تطبیقی ایران باستان - جلد ۲
نویسنده:
جواد مفرد کهلان
امتیاز دهید
مقالات تطبیقی و توضیحی در باب تاریخ اساطیری ایران به همراه معرفی چهره تاریخی انبیای کتب مقدس
کتاب «تاریخ و اساطیر تطبیقی ایران باستان» نوشته جواد مفرد کهلان از مجموعه آثار چندجلدی اوست که بیشتر به صورت نسخههای اینترنتی منتشر شده است. این کتاب به بررسی اسطورههای ایران باستان و مقایسه آنها با روایتهای اسطورهای خاورمیانه، بهویژه بینالنهرین و گاهی ادیان و سنتهای کهن دیگر میپردازد. نویسنده تلاش میکند میان روایتهای اسطورهای اوستایی و شاهنامهای و برخی شخصیتها یا رخدادهای تاریخی یا نیمهتاریخی پیوندهایی برقرار کند و در واقع نوعی بازسازی تاریخی پشت اسطورهها ارائه دهد. در بخشهای مختلف نیز اسطورههای ایرانی را با اسطورههای بابلی و دیگر سنتهای باستانی به شکل تطبیقی بررسی میکند.
رویکرد این اثر بیشتر تفسیری و مبتنی بر فرضیهپردازی شخصی نویسنده است. به همین دلیل، این مجموعه در میان برخی علاقهمندان به اسطورهشناسی و تاریخخوانی غیررسمی مورد توجه قرار گرفته است و بیشتر در دسته آثار مستقل و نظریهمحور قرار میگیرد که خوانش خاص نویسنده از اسطوره و تاریخ ایران باستان را ارائه میدهند.
کتاب «تاریخ و اساطیر تطبیقی ایران باستان» نوشته جواد مفرد کهلان از مجموعه آثار چندجلدی اوست که بیشتر به صورت نسخههای اینترنتی منتشر شده است. این کتاب به بررسی اسطورههای ایران باستان و مقایسه آنها با روایتهای اسطورهای خاورمیانه، بهویژه بینالنهرین و گاهی ادیان و سنتهای کهن دیگر میپردازد. نویسنده تلاش میکند میان روایتهای اسطورهای اوستایی و شاهنامهای و برخی شخصیتها یا رخدادهای تاریخی یا نیمهتاریخی پیوندهایی برقرار کند و در واقع نوعی بازسازی تاریخی پشت اسطورهها ارائه دهد. در بخشهای مختلف نیز اسطورههای ایرانی را با اسطورههای بابلی و دیگر سنتهای باستانی به شکل تطبیقی بررسی میکند.
رویکرد این اثر بیشتر تفسیری و مبتنی بر فرضیهپردازی شخصی نویسنده است. به همین دلیل، این مجموعه در میان برخی علاقهمندان به اسطورهشناسی و تاریخخوانی غیررسمی مورد توجه قرار گرفته است و بیشتر در دسته آثار مستقل و نظریهمحور قرار میگیرد که خوانش خاص نویسنده از اسطوره و تاریخ ایران باستان را ارائه میدهند.
آپلود شده توسط:
Reza
1389/08/18
دیدگاههای کتاب الکترونیکی تاریخ و اساطیر تطبیقی ایران باستان - جلد ۲
نابود کردن وقصد غیر آریایی و مسخ آن را داشتندهمواره دنبال انگشت بودیم نه محلی که انگشت به ما اشاره میکند
دوستان ارجمند!
به نظر می رسد یک بار و برای همیشه باید این موضوع را حل کرد! مشکل اساسی دوستان این است که فکر می کنند اگر کورش کبیر را به عنوان یک پادشاه عادل و دادگستر بپذیرند نظام شاهنشاهی از جمله حکومت پهلوی را تایید کرده اند یا اینکه اسلام را تکذیب کرده اند !!!! البته این گونه استنباطی عجیب است ولی حقیقت دارد و نمی دانم چرا این گونه برداشتی انجام می گیرد.
خدمت دوستان محترم باید متذکر شوم که کورش که به احتمال قوی همان ذوالقرنین قران است پادشاهی دادگستر و عادل بوده و مستندات تاریخی نیز بر این امر صحه می گذارند. کورش کبیر افتخار ایران و جامعه ی انسانی ست. حال نمی دانم چرا ما باید افتخار داشتن پادشاهی دادگستر را کتمان کنیم!!؟؟این که در شاهنامه از او اسمی آورده شده یا نشده دلیل نمی شود.در تاریخ بسیار کسان بوده اند.آیا باید در شاهنامه از آنان اسمی برده شود؟مثلا آیا چون خشایارشا پادشاه ایران بوده باید حتما اسمی از او در شاهنامه بیاید؟؟ سوال عجیبی ست و دلیل طرح آن را درک نمی کنم!!!!
دوستان ارجمندی که با نظام پادشاهی مخالف اند دچار اشتباه تکراری همه را به یک چوب راندن شده اند!! و همه پادشاهان را بد می دانند در حالی که این گونه نیست .از جمله پادشاهان عادل دیگر می توان به حضرت سلیمان اشاره کرد که داستانش در قران به تفصیل گفته شده است.لذا نباید به خاطر ظلم پادشاهان دیگر، پادشاهان عادلی چون کورش کبیر و حضرت سلیمان را تخطئه کرد.
مهم ترین چیز در زندگی عادلانه قضاوت کردن است.
1- نام کوروش چند بار در شاهنامه ذکر شده است؟
از دوستان انتظار می رود بدون پیشداوری به پرسش تقدیمی پاسخ دهند.
سپاس.;-)
شاید هر کدام از این مطالب به تنهایی ارزش خود را داشته باشند، اما مجموعه مقالات نمی تواند آش در هم جوشی از مطالب پراکنده باشد....
به هر جهت موفق باشید.