زبور عجم
نویسنده:
اقبال لاهوری
امتیاز دهید
«زبور عجم» یکی از مهمترین مجموعههای شعر فارسیِ محمد اقبال لاهوری است که نخستین بار در سال ۱۹۲۷ میلادی در لاهور منتشر شد. این کتاب در اصل مجموعهای فلسفی عرفانی است و بخش عمده آن را غزلهای فارسی تشکیل میدهد؛ اقبال در این غزلها با زبانی نزدیک به سنت شعر کلاسیک فارسی، درباره عشق، خودشناسی، ایمان، انسان، آزادی، معنای زندگی و بیداری روح سخن میگوید.
زبور عجم چهار بخش دارد. دو بخش نخست عمدتاً شامل غزلهایی با حالوهوای عرفانی و فلسفی است و در ادامه دو مثنوی مهم، یعنی «گلشن راز جدید» و «بندگینامه»، آمده است. «گلشن راز جدید» گفتوگویی فلسفی با سنت عرفانی «گلشن راز» شیخ محمود شبستری است و اقبال در آن به پرسشهایی درباره خود، اندیشه، هستی و رابطه انسان با جهان پاسخ میدهد. «بندگینامه» نیز بیشتر رنگ اجتماعی و سیاسی دارد و به مسئله بردگی، آزادی و رهایی انسان و جوامع شرقی میپردازد. یکی از محورهای اساسی کتاب، مفهوم «خودی» است؛ مفهومی که در اندیشه اقبال جایگاه بسیار مهمی دارد. منظور او از خودی صرفاً خودخواهی یا فردگرایی نیست، بلکه نوعی آگاهی از شخصیت و تواناییهای درونی انسان و تلاش برای پرورش آن است. از نظر اقبال، انسان نباید منفعل و تسلیم سرنوشت باشد؛ بلکه باید با اراده، عشق، ایمان و عمل، شخصیت و تواناییهای خود را پرورش دهد و در ساختن زندگی و جامعه نقش فعال داشته باشد. این اندیشه در زبور عجم در قالب غزل و شعر فلسفی و عرفانی بیان شده است.
عنوان «زبور عجم» نیز معنای نمادین دارد. «زبور» یادآور زبور داوود است و «عجم» در اینجا به جهان فارسی و ایران فرهنگی اشاره دارد؛ بنابراین عنوان کتاب را میتوان چیزی مانند «سرودهای فارسی» یا «زبور فارسی» دانست. خود اقبال نیز کتاب را اثری برای اهل مشرق میدانست. از نظر ادبی، اقبال در این اثر بهشدت تحت تاثیر سنت شعر فارسی، بهویژه مولانا، سعدی و حافظ است، اما مضامین سنتی را با دغدغههای انسان مسلمان و جامعه شرقی در عصر جدید پیوند میزند. به همین دلیل، «زبور عجم» را هم میتوان یک مجموعه شعر عرفانی و فلسفی دانست و هم اثری درباره بیداری فردی و اجتماعی انسان.
زبور عجم چهار بخش دارد. دو بخش نخست عمدتاً شامل غزلهایی با حالوهوای عرفانی و فلسفی است و در ادامه دو مثنوی مهم، یعنی «گلشن راز جدید» و «بندگینامه»، آمده است. «گلشن راز جدید» گفتوگویی فلسفی با سنت عرفانی «گلشن راز» شیخ محمود شبستری است و اقبال در آن به پرسشهایی درباره خود، اندیشه، هستی و رابطه انسان با جهان پاسخ میدهد. «بندگینامه» نیز بیشتر رنگ اجتماعی و سیاسی دارد و به مسئله بردگی، آزادی و رهایی انسان و جوامع شرقی میپردازد. یکی از محورهای اساسی کتاب، مفهوم «خودی» است؛ مفهومی که در اندیشه اقبال جایگاه بسیار مهمی دارد. منظور او از خودی صرفاً خودخواهی یا فردگرایی نیست، بلکه نوعی آگاهی از شخصیت و تواناییهای درونی انسان و تلاش برای پرورش آن است. از نظر اقبال، انسان نباید منفعل و تسلیم سرنوشت باشد؛ بلکه باید با اراده، عشق، ایمان و عمل، شخصیت و تواناییهای خود را پرورش دهد و در ساختن زندگی و جامعه نقش فعال داشته باشد. این اندیشه در زبور عجم در قالب غزل و شعر فلسفی و عرفانی بیان شده است.
عنوان «زبور عجم» نیز معنای نمادین دارد. «زبور» یادآور زبور داوود است و «عجم» در اینجا به جهان فارسی و ایران فرهنگی اشاره دارد؛ بنابراین عنوان کتاب را میتوان چیزی مانند «سرودهای فارسی» یا «زبور فارسی» دانست. خود اقبال نیز کتاب را اثری برای اهل مشرق میدانست. از نظر ادبی، اقبال در این اثر بهشدت تحت تاثیر سنت شعر فارسی، بهویژه مولانا، سعدی و حافظ است، اما مضامین سنتی را با دغدغههای انسان مسلمان و جامعه شرقی در عصر جدید پیوند میزند. به همین دلیل، «زبور عجم» را هم میتوان یک مجموعه شعر عرفانی و فلسفی دانست و هم اثری درباره بیداری فردی و اجتماعی انسان.
آپلود شده توسط:
nabishiri
1389/10/19
دیدگاههای کتاب الکترونیکی زبور عجم
خان –نصرت فاتح علیخان- و قوالان به تهران آمده بودند، موسم جشنواره موسیقی فجر بود و طنین این شعر قتیل لاهوری...
کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه ساخت.
خدایش بیامرزاد خان را، هنوز هم حس جاری در موسیقی او ناب است
ما را به غمزه کُشت و قضا را بهانه ساخت
خود سوی ما ندید و حیا را بهانه ساخت
دستی به دوش غیر نهاد از ره کَرَم
ما را چو دید لغزش پا را بهانه ساخت
آمد برون خانه چو آواز ما شنید
بخشیدن نواله، گدا را، بهانه ساخت
رفتم به مسجد از پی نظاره رُخش
دستی به رخ کشید و دعا را بهانه ساخت
زاهد نداشت تاب جمال پری رُخان
کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه ساخت
قتیل لاهوری
او به ما انسانيت آموخت و استعمار را كه نماينده باطل است رسوا ساخت.
اين كتاب سرشار از انديشه هاي ناب اوست.