سیر حکمت در اروپا - جلد ۳
نویسنده:
محمدعلی فروغی
امتیاز دهید
از آغاز سده نوزدهم تا عصر حاضر
«سیر حکمت در اروپا» یکی از مهمترین آثار محمدعلی فروغی و از آثار تاثیرگذار در معرفی تاریخ فلسفه غرب به زبان فارسی است. شکلگیری کتاب از ترجمه «گفتار در روش» رنه دکارت آغاز شد؛ فروغی در جریان کار متوجه شد که این ترجمه بدون آشنایی خواننده با زمینه تاریخی فلسفه اروپا چندان قابل استفاده نیست، بنابراین مقدمهای درباره تحول اندیشه فلسفی از دوران باستان تا دکارت نوشت. همین مقدمه بعدها گسترش پیدا کرد و به جلد نخست «سیر حکمت در اروپا» تبدیل شد. خود فروغی در دیباچه چاپ دوم توضیح میدهد که پس از استقبال از این مقدمه، تصمیم گرفت تاریخ فلسفه اروپا را تا دورههای جدیدتر دنبال کند. این اثر در نهایت در سه جلد شکل گرفت.
جلد نخست از فلسفه یونان باستان و متفکران پیش از سقراط آغاز میکند و تا دکارت و سده هفدهم پیش میآید؛ جلد دوم به فلسفه سدههای هفدهم و هجدهم میپردازد و جلد سوم جریانهای فلسفی از آغاز سده نوزدهم تا دوره معاصر فروغی را دنبال میکند. در کنار جلد نخست نیز ترجمه «گفتار در روش راه بردن عقل» دکارت قرار گرفته است. از نظر تاریخ انتشار، جلد نخست در ۱۳۱۰ شمسی منتشر شد و جلدهای دوم و سوم بهترتیب در ۱۳۱۸ و ۱۳۲۰ به چاپ رسیدند. بنابراین «سیر حکمت در اروپا» از ابتدا یک کتاب سهجلدی کامل نبوده، بلکه در فاصلهای حدود یک دهه تکمیل شده است.
اهمیت کتاب فقط در محتوای فلسفی آن نیست؛ فروغی در زمانی این اثر را نوشت که منابع فارسی برای آشنایی منظم و نسبتاً جامع با فلسفه جدید اروپا بسیار محدود بود. او برای خواننده فارسیزبان، زنجیرهای از اندیشهها و فیلسوفان را از فلسفه یونان تا فلسفه جدید ترسیم کرد و به این ترتیب واژگان و شیوه بیان بسیاری از مباحث فلسفی جدید را وارد نثر فارسی کرد. به همین دلیل «سیر حکمت در اروپا» را معمولاً یکی از آثار مهم در تاریخ ورود و تثبیت فلسفه جدید غرب در فضای فکری ایران میدانند. البته از دیدگاه امروز، نباید آن را یک تاریخ فلسفه کاملاً بیطرف و مطابق معیارهای دانشگاهی معاصر تصور کرد؛ کتاب محصول دانش، منابع و فضای فکری زمان فروغی است و ارزش آن تا حد زیادی در کنار گذاشتنِ این محدودیتها و بررسی تاریخیِ شیوه مواجهه روشنفکران ایرانی با فلسفه غرب آشکار میشود.
یکی از ویژگیهای جالب اثر این است که فروغی صرفاً فهرستی از فیلسوفان ارائه نمیکند، بلکه تلاش میکند روند تحول اندیشه را نشان دهد؛ از فلسفه طبیعی پیشاسقراطیان و سقراط و افلاطون و ارسطو، تا فلسفه مسیحی و اسکولاستیک، رنسانس، دکارت و سپس جریانهای فلسفی دوران جدید. به همین دلیل کتاب را میتوان هم یک تاریخ فلسفه و هم سندی مهم برای شناخت تاریخ تفکر مدرن در ایران دانست.
«سیر حکمت در اروپا» یکی از مهمترین آثار محمدعلی فروغی و از آثار تاثیرگذار در معرفی تاریخ فلسفه غرب به زبان فارسی است. شکلگیری کتاب از ترجمه «گفتار در روش» رنه دکارت آغاز شد؛ فروغی در جریان کار متوجه شد که این ترجمه بدون آشنایی خواننده با زمینه تاریخی فلسفه اروپا چندان قابل استفاده نیست، بنابراین مقدمهای درباره تحول اندیشه فلسفی از دوران باستان تا دکارت نوشت. همین مقدمه بعدها گسترش پیدا کرد و به جلد نخست «سیر حکمت در اروپا» تبدیل شد. خود فروغی در دیباچه چاپ دوم توضیح میدهد که پس از استقبال از این مقدمه، تصمیم گرفت تاریخ فلسفه اروپا را تا دورههای جدیدتر دنبال کند. این اثر در نهایت در سه جلد شکل گرفت.
جلد نخست از فلسفه یونان باستان و متفکران پیش از سقراط آغاز میکند و تا دکارت و سده هفدهم پیش میآید؛ جلد دوم به فلسفه سدههای هفدهم و هجدهم میپردازد و جلد سوم جریانهای فلسفی از آغاز سده نوزدهم تا دوره معاصر فروغی را دنبال میکند. در کنار جلد نخست نیز ترجمه «گفتار در روش راه بردن عقل» دکارت قرار گرفته است. از نظر تاریخ انتشار، جلد نخست در ۱۳۱۰ شمسی منتشر شد و جلدهای دوم و سوم بهترتیب در ۱۳۱۸ و ۱۳۲۰ به چاپ رسیدند. بنابراین «سیر حکمت در اروپا» از ابتدا یک کتاب سهجلدی کامل نبوده، بلکه در فاصلهای حدود یک دهه تکمیل شده است.
اهمیت کتاب فقط در محتوای فلسفی آن نیست؛ فروغی در زمانی این اثر را نوشت که منابع فارسی برای آشنایی منظم و نسبتاً جامع با فلسفه جدید اروپا بسیار محدود بود. او برای خواننده فارسیزبان، زنجیرهای از اندیشهها و فیلسوفان را از فلسفه یونان تا فلسفه جدید ترسیم کرد و به این ترتیب واژگان و شیوه بیان بسیاری از مباحث فلسفی جدید را وارد نثر فارسی کرد. به همین دلیل «سیر حکمت در اروپا» را معمولاً یکی از آثار مهم در تاریخ ورود و تثبیت فلسفه جدید غرب در فضای فکری ایران میدانند. البته از دیدگاه امروز، نباید آن را یک تاریخ فلسفه کاملاً بیطرف و مطابق معیارهای دانشگاهی معاصر تصور کرد؛ کتاب محصول دانش، منابع و فضای فکری زمان فروغی است و ارزش آن تا حد زیادی در کنار گذاشتنِ این محدودیتها و بررسی تاریخیِ شیوه مواجهه روشنفکران ایرانی با فلسفه غرب آشکار میشود.
یکی از ویژگیهای جالب اثر این است که فروغی صرفاً فهرستی از فیلسوفان ارائه نمیکند، بلکه تلاش میکند روند تحول اندیشه را نشان دهد؛ از فلسفه طبیعی پیشاسقراطیان و سقراط و افلاطون و ارسطو، تا فلسفه مسیحی و اسکولاستیک، رنسانس، دکارت و سپس جریانهای فلسفی دوران جدید. به همین دلیل کتاب را میتوان هم یک تاریخ فلسفه و هم سندی مهم برای شناخت تاریخ تفکر مدرن در ایران دانست.
آپلود شده توسط:
کوهالن
1390/01/21
دیدگاههای کتاب الکترونیکی سیر حکمت در اروپا - جلد ۳
این درست که فروغی به معمار عصر پهلوی معروف است ولی شکی نیست که آدم بسیار بزرگی بوده
هنوز هم مسئول کتابخانه مجلس که خود از مطلعین تاریخ معاصر که حتی در لباس روحانیت نیز میباشد اقدام به نشر دست نوشته های وی نموده تا شاید زوایایی از شخصیت ایشان بر علاقه مندان و محققین آشکار شود
تالیف کتاب حاضر در شناخت فلسفه غرب تلاشی بود برای آگاهی دادن به مردم ایران و این سزاوار ناسزا گفتن و پرداختن به سیاست و جبهه گیری نیست
من بارها از دوستان خواهش کردم بیائیم به کتابناک از دید فرهنگی بنگریم نه سیاسی، نقدمان را از خود کتاب عرضه داریم نه مسائل اجتماعی و سیاسی
بدرود
توهم توطئه داره خفه تون میکنه. اگه امثال فروغی و کسروی و تقی زاده و بهار نبودن که الانم داشتی مثل ایرانیای صد سال پیش زندگی میکردی.
البته فراموش هم نمیکنیم که مردان بزرگی چون فروغی را که رسما اعتراف کردند به ماسون بودنشان -که اگر بدانی چه کردند ...-و مردان بزرگتری چون تقی زاده که اعتراف کردند به بی عرضگی تاریخی ایرانیان! که البته هر دو با فحش های بجای معلم عزیزمان شریعتی و سایر بزرگان ملت ، برای همیشه در ادوار تاریخ دفن شدندو ما و پدرانمان را هم از یاد نمیبریم دوست عزیز که -بدون هیچ غرضی -با قیام بزرگترین انقلاب تاریخ ]نشان دادند که از نظر شما و تقی زاده عزیزتان ما پابرهنگان همیشه تاریخ ، همیشه بیعرضه هم هستیم!!بله خوب گفتی بزرگی ملک الشعرا را !
اما چه کنم که تاریخ نخوانده ای که ببینی چه کسانی بزرگان همیشه حقیقتند ؟کسانی که میگویند و میسرایند برای جاودانگی و حب وطن یا آنان که -پس از احراظ تکلیف شرعی و عرفی اسلحه میگیرند در مقابل دشمن خارجی و هموطن خارحی تر .
تاریخ نخوانده ای دوست من که بدانی بهار عزیزت چه زخمه هابر پیکره پدرم میرزای جنگلی زد و عجب حرف آن برگ را زنده کرد که:بعضی راه را عوضی میروند و بعضی عوضی راه میروند.مراقب باشیم کهعوضی راه نرویم مثل تقی زاده .حدااقل راه را عوضی برویم مثل بهار عزیزت...
بله دوست من .