رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر در این باره اطلاعاتی دارید یا در مورد این اثر محق هستید، با ما تماس بگیرید.

شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب

شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 117 رای
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 117 رای
در باب شعر و آفرینش‌های شاعرانه هر بحثی کرده شود، خواه جزئی و خواه کلی به یک تعبیر نقد می‌شود؛ نقد شعر یا نقد ادبی. خود شاعر هم وقتی در شعر خویش الفاظ و معانی را سبک سنگین می‌کند، وقتی کار خود را مرور و اصلاح می‌کند، وقتی در باب شیوه کار یا هدف و ذوق خویش سخن می‌گوید، دیگر شاعر نیست و منتقد است. حتی بعضی شاعران مثل امیرخسرو دهلوی در نقد شعر خویش هم انصاف به خرج داده‌اند و هم زیرکی؛ مثل یک منتقد واقعی. این کتاب، کتابی است در فنون شعر، سبک و نقد شعر فارسی، با ملاحضات تطبیقی و انتقادی درباره شعر کهن و شعر امروز. این کتاب حاوی نقطه‌نظرهای گوناگون شادروان دکتر زرین‏کوب در حوزه شعر فارسی و مطالعه‏ای تطبیقی در شعر قدیم و معاصر عرب و جهان غرب است. زنده‏یاد زرین‏کوب در این کتاب در واقع به تمام مباحثی که راجع به شعر در سایر آثار خود داشته، پرداخته است.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب

تعداد دیدگاه‌ها:
475
هر غروب
من و خورشید
خیره می شویم:
او به انعکاس نور
در زلال اشک های من
من به جای خالی تو در کنار خود.
طفلکی تاب
در انتظار شادی های کودکی
به این سو و آن سو می شتابد
در این سرما و کولاک
در بارش سپید
خنده ها
چه ماهرانه
در زیر برف مدفون میشوند

(شیدای صحرا)
باران نگاهت در ترک های بیابان دلم جاری شد
اما می دانی چیست عزیز؟
ذهن این بیابان
سال هاست که دیگر
خاطره ی دشت را به یاد نمی آورد
هر چه بگویم
می دانم ،
دچار تکرار میشوم
من ز تکرار بی زارم
کاش میشد که دچار تو باشم...
و تو هم .....
Ssmiyeh
تا کجایِ دنیا بِگَردم ؟؟؟
حرف به حرف ، واژه به واژه
همه را برای تو بِه گزین کنم ، بهترینم !!!
لعنت به همه لغات ،
لعنت به من که نمی توانم صاف و ساده بگویم :
دوستت ...
نه ، قلم با حروفش غریبی میکند
شاید هنوز وقتش نیست
و
یا شاید تو ....
Samiyeh
امشب
به یک لیوان چای داغ
در این تنهایی شب
خود را دعوت کردم
خود و من گرم صبحت
از گذشته
از گذر عمر بودیم
به ناگاه چشمهامان خیس و بارانی شد
یاد دستان مادر افتادیم
با تمام زیری دستش
نوازش هایش
چه آراممان میکرد
آه مادر
تو کجایی که ببینی
کار هر شبمان شده اشک
شده درد دوری
آغوشت آیا باز است ؟
دو تن اینجا شوق تو دارند هنوز
خود و من
می پذیری ما را؟

(شیدای صحرا)
نخواهی فهمید
که حرفهایت
مانند طوفان
در بیابان دلم
چه آشوبی به پا می کند
مرحمتی کن
چشم های تشنه ام نگاه تو را طلب میکند
سراب نباش
چشم بنداز
بر این شن زار
در این صحرا
چیزی جز بی آبی میبینی؟
تو جاری باش
سیرابم کن
سراب نباش

(شیدای صحرا)
tankamanee نوشت:
.
با عرض معذرت دوستان!!!
کارگردان جایزه اش را گرفت،بازیگر سیمرغش را دریافت کرد،هنر مند نقاشیش را فروخت،عکاس عکسش را انداخت،نویسنده کتابش را فروخت ....
ولی پسرک بی پناه همچنان در سر چهار راه داشت واکس میزد کفش مردمان بی روح و ادمکهای خفته را که در خود خفته بودند،
دخترک گل میفروشید به نویسنده بیصدا، به کارگردان از خط عابر گذشته،به عکاس که پشت عینک دودی خود مخفی بود،به نقاشی که در فکر تابلوهایش بود، به بازیگری که در پس وپیش نقش هایش داشت غلط میخورد ...
این هم یک متن ادبی بود ولی خب کمی تند و تلخ بودش...

سلام ارباب تلخی متنت مانند تلخی در این بیت خیام :
جز باده لعل نیست در روی زمین...........................تلخی که هزار جان شیرین ارزد
خود را در گریه های شما شُسته ام
شریکِ رویا و غمخوار خستگان...!
من شاعرم
خیلی جالبه
هیچ چیز تکرار نمی شود و عمر به پایان میرسد
گیلدخت نوشت:
نقل قول از kajal1365:
عجیب این شعر به دل می شینه. گاهی مهم نیست ، شاعرش کی یه . این مهمه که همه هنرمندان در جهان به زبان های مختلف ، یک حرف رو تکرار می کنند . می خواد شاعر ، نویسنده ، نقاش ، عکاس ، کارگردان و .... باشه . بسیار زیبا بود....

با عرض معذرت دوستان!!!
کارگردان جایزه اش را گرفت،بازیگر سیمرغش را دریافت کرد،هنر مند نقاشیش را فروخت،عکاس عکسش را انداخت،نویسنده کتابش را فروخت ....
ولی پسرک بی پناه همچنان در سر چهار راه داشت واکس میزد کفش مردمان بی روح و ادمکهای خفته را که در خود خفته بودند،
دخترک گل میفروشید به نویسنده بیصدا، به کارگردان از خط عابر گذشته،به عکاس که پشت عینک دودی خود مخفی بود،به نقاشی که در فکر تابلوهایش بود، به بازیگری که در پس وپیش نقش هایش داشت غلط میخورد ...

این هم یک متن ادبی بود ولی خب کمی تند و تلخ بودش...

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک