رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر در این باره اطلاعاتی دارید یا در مورد این اثر محق هستید، با ما تماس بگیرید.

شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب

شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 117 رای
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 117 رای
در باب شعر و آفرینش‌های شاعرانه هر بحثی کرده شود، خواه جزئی و خواه کلی به یک تعبیر نقد می‌شود؛ نقد شعر یا نقد ادبی. خود شاعر هم وقتی در شعر خویش الفاظ و معانی را سبک سنگین می‌کند، وقتی کار خود را مرور و اصلاح می‌کند، وقتی در باب شیوه کار یا هدف و ذوق خویش سخن می‌گوید، دیگر شاعر نیست و منتقد است. حتی بعضی شاعران مثل امیرخسرو دهلوی در نقد شعر خویش هم انصاف به خرج داده‌اند و هم زیرکی؛ مثل یک منتقد واقعی. این کتاب، کتابی است در فنون شعر، سبک و نقد شعر فارسی، با ملاحضات تطبیقی و انتقادی درباره شعر کهن و شعر امروز. این کتاب حاوی نقطه‌نظرهای گوناگون شادروان دکتر زرین‏کوب در حوزه شعر فارسی و مطالعه‏ای تطبیقی در شعر قدیم و معاصر عرب و جهان غرب است. زنده‏یاد زرین‏کوب در این کتاب در واقع به تمام مباحثی که راجع به شعر در سایر آثار خود داشته، پرداخته است.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:

کتاب‌های مشابه

بررسی هنر و ادبیات
بررسی هنر و ادبیات
4.3 امتیاز
از 11 رای
دستی از دور: مجموعه مقالات
دستی از دور: مجموعه مقالات
4.6 امتیاز
از 24 رای
در پیرامون ادبیات و زندگی
در پیرامون ادبیات و زندگی
4 امتیاز
از 7 رای
حافظ شناسی - جلد 7
حافظ شناسی - جلد 7
4.6 امتیاز
از 44 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب

تعداد دیدگاه‌ها:
475
غمگین دلِ نازپروره
توان گوشه های زبان تلخ مردمان نمی دارد
و فرو می رود از اندوه
در هزاران سیل خروشانی که می جوشد از درونش
می لرزد در شکست خون آلودش
از آوای غم آلود غزل های تلخ و سنگین
صد نغمه ی گوش نواز می سازد.
گویی طاقت خزان
تاب زبان
پاشیدن نمک های زهرآگین آن
روی دلِ خونین زِ زخمِ چشمِ مردمان نمی دارد.
آه از این غربت سرد
دل هوای آشنایی
دوستی
مهربانی دارد.
باز در کنج قفس های تنگ زبانِ مردمان خواهد مُرد.
غم زده از هر چه نگاه نگران
مانده در پشت زمستان بلند،
می میرد.
گمشده است
در میان غربت سرد
نگاه درد
اندوه زبان
زخمه سرد
دخمه ی مرگ
و هوای خفقان آور و ترس
مردمان بی خبر از دل غمگین و نگاه نگران.
منم که اینجا وحشت زده چشمان خیره ی خود را در اتاقک زرد انبوه پنهان کرده ام
سوالهایم را فروبلعیده ام
دردهای نادیده ی دیگران را از مقابل مردمکان چشمانم عبورداده ام
به مدد ترسم از دیگری شدن دور شده ام
منم که اینجا گمنام نفس می کشم
شهره ام به نام کوچکم ختم می گردد
نه اختراعی کرده ام نه اکتشافی عجیب
زبان گفتاریم محدود به کلام روزانه
و سخنانم مرده اند بر چندین بر
منم که اینجا در درونم رسوا گشته ام و دستم برای خودم رو شده است
و سنگینی بی خاصیت عزابم می دهد
منم که اینجا تازه ای ندارم.
کیلر عزیز ، این تکه اش محشره :
باید این پیام را می‌ گرفتم
که مرا به این سفر مجبور کند
دردى به انتظار کشیدنم است
دستم را رها نکن
hsse gharib نوشت:
خواهش می کنم نرو
بمان ...
.
.
.
به گفته رضا حیرانی : آسایشم گاهی روانی ست...

8-)8-)8-)8-)8-):x
rashamon نوشت:
تسهیلات
دزدان دریایی کشتیمان را غارت کردند
دزدان خشکی بانک را
هواپیما هم که با چلغوز گنجشک سقوط می کند
با این اوضاع
گفتم زنگ بزنند 118
بپرسند قبرستان طرح قبر مهر ندارد.

گنج معنا در چند بند طنز تلخ...
با شما موافقم دوست عزیز ، استبداد ، استعداد را تاب پذیرش ندارد و عجبا که استعداد در استبداد شکوفا می شود به سان خرما در اوج گرمای تموز و فولاد در گرماگرم سرخی کوره !!!!
عمده تاریخ ما در شعر نهفته و بیشترین شاعرانمان در گلوگاه سرخ تاریخ غزل خوان شده اند ، امید که شاعران امروزی هم نیم نگاهی به 40 سال بعد داشته باشند در غنی نمودن محتوای کلامشان و سپردن به آیندگان ;-) هر چند هستند دوستانی که بر این باورند که فضای شعر گونه اجتماع را به محاق عرفان خودخواهانه و گریز از مسئولیت اجتماعی می کشاند ، لیکن قلم شکسته شاعرانی چند و دست قلم شده چند تنی دیگر و نای خونین سینه سرخ ها ، خود گواه مسئولیت شعر و ادبیات است در عصر ما . به گمان من ، این باید افق دید شاعران امروزین باشد ،اگر تعهد دارند به خویش و موهبت خدادادشان....
دزود بر همگی
این اواخر متاسفانه تعداد شاعران عزیز وطنی خیلی زیاد شده
البته اگه میگم متاسفانه به این خاطر هست که نسبت زیاد شدن شاعر و نویسنده، رابطه مستقیم با استبداد در جامعه داره
بنده ارادت خاصی به همه شاعران و نویسنده های جوون دارم فقط خواستم بگم که جامعه در شرایط ناخوشایندی به سر میبره ؛ همین!
اگر یه نگاه به دوره های غزنویان و سلجوقیان و تیموریان و ... بندازیم می بینیم که اکثر شاعران بزرگ ما محصول همین دوره ها هستن
موفق باشید و به سرودن و نوشتن ادامه بدین . مطمئن باشید ما هم لذت می بریم !
تو بزن ... منم میرم شاعر میشم!
به این میگن... معامله منصفانه!!!
درود و سپاس خدمت sagaro گرامی
سخن شما در مورد اشعار بنده بسی مایه ی خوشحالیست :-)
sophia1392 عزیز
هر دو شعرتان زیبا و با مفهوم است . قلمتان مانا ،
تندیس ماه گرامی ، خیلی لذت بردم و البته کمی هم ...;-)
خیلی خوب شد که این مشاعره راه افتاد . با دوستان هنرمند و خوش ذوقی آشنا شدیم که متاسفانه کمتر در جمع حضور می یابند:x
بر بلندای زمان
رفته ام بر راهی که تعلق به منَ اش می دارند
آرام و سبک
به سراغم آمد اندوه نبودن ها
نا کجا آباد، ناباد، بی نام و نشان،
همه و هیچ چه معنا دارد؟
خوب و بد یا من و تو؟
این همه ساخته ی ذهن من است!؟
پس چگونه کنم آزاد خود بودگی و بودن خود؟
خود من مانعی بر راه من است؟
همچنان باز مرا در پی خود می خوانند
به فضایی که در آن نیست به جز تاریکی
در هوا، در نفس و باد،
در دستان خودم
باز مرا می خوانند پی خود، پی چیزی مبهم،
پی راهی که تعلق به منش می دارند!

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک