رسته‌ها
نبرد من
امتیاز دهید
5 / 4.2
با 92 رای
امتیاز دهید
5 / 4.2
با 92 رای
نبرد من (به آلمانی: Mein Kampf)‏ کتابی، که توسط آدولف هیتلر نوشته شده است، و بیانگر اندیشه‌های سیاسی هیتلر و نازیسم می‌باشد. هیتلر در سال ۱۹۲۴ هنگامی که در قلعه لندربرگ زندانی بود بخش اول کتاب را با دیکته کردن جملات به منشی خود رودلف هس این اثر را به وجود آورد. بخش دوم، پایان همان سال پس از آزادی زودهنگام او از زندان نوشته شد.
با قدرت گرفتن ناسیونال سوسیالیست‌ها در آلمان، فروش و توزیع نبرد من نیز رواج گرفت. از اواسط دهه ۱۹۳۰ کتاب هیتلر به خرج دولت به زوج‌های تازه ازدواج کرده هدیه می‌شد، فروش نسخه‌های دست دوم کتاب ممنوع بود و تدریس آن در مدرسه‌ها به عنوان جزئی از برنامهٔ تبلیغاتی حزب ناسیونال سوسیالیست از همین دوران آغاز شد. از این کتاب تا پایان جنگ دوم جهانی نزدیک به یازده میلیون نسخه انتشار یافت.
نبرد من پس از جنگ جهانی هرگز در آلمان تجدید چاپ نشده. البته دلیل اصلی آن مخالفت وزارت دارایی ایالت بایرن بوده که امتیاز نشر آن را در اختیار دارد و ممنوعیتی در این زمینه وجود ندارد. این کتاب توسط عنایت‌الله شکیباپور به فارسی ترجمه شده و در ایران به چاپ هجدهم رسیده‌است.
هیتلر این کتاب را در سال ۱۹۲۳ در زندان نوشت. جلد نخست آن، با عنوان تسویه حساب در ۱۸ ژوئیه، ۱۹۲۵ به چاپ رسید؛ جلد دوم آن جنبش ناسیونال سوسیالیسم در ۱۹۲۶ به چاپ رسید. عنوان اصلی انتخابی هیتلر چهار سال و نیم نبرد در برابر دروغ، حماقت و بزدلی بود. ناشر نازی آن مکس آمان، این عنوان را بسیار پیچیده می‌دانست و تصمیم گرفت آن را به نبرد من کوتاه کند.


سرفصلها

جلد اول: یک تسویه حساب
- فصل اول: دوران کودکی و کانون خانوادگی
- فصل دوم: سالهای تحصیل و تحمل مشقت در وین
- فصل سوم: ملاحظات سیاسی عمومی بر اساس دوره حضور من در وین
- فصل چهارم: در مونیخ
- فصل پنجم: جنگ جهانی
- فصل ششم: تبلیغات جنگ
- فصل هفتم: انقلاب
- فصل هشتم: آغاز فعالیتهای سیاسی من
- فصل نهم: برای چه آلمان شکست خورد
- فصل دهم: حزب کارگر آلمان
- فصل یازدهم: ملل و نژاد
- فصل دوازدهم: اولین طلیعه پیشرفت حزب کارگر ناسیونال سوسیالیست

جلد دوم:جنبش سوسیالیست ملی
- فصل اول: عقاید فلسفی حزب
- فصل دوم: دولت
- فصل سوم: موضوع-دولت و ملت
- فصل چهارم: مفهوم دولت از نظر راسیست
- فصل پنجم: مفهوم فلسفی سازمان دولت
- فصل ششم: اولین مبارزه و اهمیت سخنرانی
- فصل هفتم: مبارزه جدید با جبهه سرخ
- فصل هشتم: نیرومند تا وقتی تنهاست نیرومند میماند
- فصل نهم: حمله‌ها چگونه آغاز می‌شدند
- فصل دهم: فدرالیسم غیر از ظاهرسازی چیزی نیست
- فصل یازددهم: پروپاکاندو مسأله سازمان
- فصل دوازدهم: مسأله سندیکاها
- فصل سیزدهم: سیاست آلمان و مسأله اتحادهای بعد از جنگ
- فصل چهاردهم: سیاست یا جهت گیری شرقی
- فصل پانزدهم حق دفاع اضطراری
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
537
آپلود شده توسط:
khar tu khar
khar tu khar
1392/02/15

کتاب‌های مرتبط

کتاب‌های مشابه

هذیان زمستانی
هذیان زمستانی
4.5 امتیاز
از 6 رای
عارف قزوینی
عارف قزوینی
4.7 امتیاز
از 48 رای
مروری بر آثار حسین محجوب
مروری بر آثار حسین محجوب
4.1 امتیاز
از 11 رای
علما گمنام
علما گمنام
4.3 امتیاز
از 3 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی نبرد من

تعداد دیدگاه‌ها:
152
ctr2006 نوشت:
به هیچ وجه قصد جانبداری از متفقین را ندارم ولی متفقین حداقل بعد از اشغال ایران دست به نسل کشی و کشتار و .... نزدند و صرفا از ایران به عنوان پل پیروزی عمل کردند پل که اگر نبود شاید امروز من و شما باید آلمانی حرف می زدیم و خود را پست تر از برخی نژادها و بالا تر از برخی نژاد های دیگر می دانستیم زمانی متفقین ایران را اشغال کردند که بسیاری از ایرانیان اصلا از وجود کشوری به اسم ایران خبر نداشتند به جزء تعدادی مرکزنشین تهرانی بقیه ایرانیان حتی متوجه وقوع جنگ جهانی دوم نبودندبازهم قصد هیچ جانبداری را ندارم بمب هسته ای آمریکا را می توان جنایتی هولناک خواند اما مشخص هست باعث پایان جنگ شد و از کشتار بیشتر جلوگیری کرد

1 - خیلی خوبه ادم در باره موضوعات تاریخی حرف بزنه اما بهتر از اون اینه که مستدل حرف بزنه و با دست خودش هویت ملتش رو زیر سئوالی نبره که به اصالت اون حرف یقینی نیست
2 - جهان پس از جنگ جهانی وجدان عمومی رو زیر سئوال برد که آیا آمریکا با پیش بینی نگران کننده از مقاومت مردم ژاپن در جنگ از سلاح اتمی استفاده کرد؟
3- قریب به اتفاق اندیشمندان و متفکران بر این عقیده ان که در طول تاریخ کشورهای قدرتمند تنها به اشغال کشورهایی جلب و جذب می شن که منافع مالی و .... شونو تضمین می کنه و آزادی مردم و .... بیشتر از این که جزء اصول اعتقادی باشه جزء شعار اعتقادی کشورهای استعمار گره ( همون چیزی که در خاورمیانه امروز شاهدش هستیم)
اگر متفقین خود از حافظان آزادی حقوق انسان ها و تمامیت ارضی کشورها بودن چرا وقتی ایران اعلام بی طرفی کرد اهمیتی به نظرش ندادن و خودسرانه ایران رو اشغال کردن . پلی که برای آزادی باشه نباید با شکستن تمامیت ارضی کشور من ساخته بشه
4 - بیشتر از این باید اندیشه کرد
ctr2006 گرامی
فرمودید متفقین پس از اشغال دست به جنایت و کشتار نزدند ، مگر آلمان ها در فرانسه کشتار کردند؟ مگر در هلند کشتار کردند؟
میتونید منکر گرفتاری های بیشماری که برای مردم ایران بوجود اوردند هم بشید؟
گرانی ، قحطی و .. که بواسطه حضور این عزیزان در ایران بوجود اومد رو چی؟
در مورد اینکه میگید اگر متفقین نبودند شاید من و شما الان آلمانی حرف میزدیم ..
مگر فرانسوی ها و بلژیکی ها و ... بعد از اشغال آلمانی حرف زدند
مگر کشور ما که توسط اعراب اشغال شد من و شما الان عربی داریم حرف میزنیم؟؟؟
قضاوت در این مورد بعهده دیگران
اینکه فرمودید زمانی متفقین ایران را اشغال کردند که بسیاری از ایرانیان اصلا از وجود کشوری به اسم ایران خبر نداشتند به جزء تعدادی مرکزنشین تهرانی...
در صورت صحت موارد فوق ،چی رو میخواید ثابت کنید؟؟؟ که کارشون هیچ مشکای نداشت؟ که هرکشوری که سطح دانش و فناوری پیشرفته تری داشته باشه اجازه داره به دیگران تعرض کنه بخاطر منافعش؟؟؟یا کشوری که به دلایل مختلف از کشور های دیگه عقب میمونه نباید حقوقش به رسمیت شناخته بشه؟؟
حرف هاتون با هم تناقض داره
خود شما فرمودید : کلا اعمال ژاپن و آلمان بر خلاف عرف دیپلماتیک بود حمله به کشتی های بیطرف تهدید کردن کشورهای مختلف و.... از اعمال این کشور ها بود
در جوابتون عرض کردم متحدین جنایت بسیاری کردند و این قبول ، اما متفقین هم اسوه های انسانیت و نوع دوستی و احترام به قانون نبودند
متفقین هم عین همین کارها رو تکرار کردند...
و شما در پاسخ جواب خودتون میفرمایید : حمله کردند اما بعد از اون کشتار نکردند!!! مردم سواد چندان نداشتند!!!! فقط بعنوان پل پیروزی استفاده کردند پس اشکال نداشت !!
استفاده از بمب اتم رو بعلت جلوگیری از ادامه جنگ تایید می کنید
بدون هیچ ماخذ و منبعی میگید 20 میلیون چینی توسط ژاپنی ها کشته شدند
میشه بفرمایید این امار رو از کجا بدست آوردید؟؟ ( اون زمان کل جمعیت کشوری مانند ایران با بیش از 1600000 کیلومتر مربع اندکی بیش از 13000000نفر بوده)
میگید قصد دفاع از کسی رو ندارید ، اما ادامه میدید آمریکا علیه ژاپن بمب اتم استفاده کرد و عده زیادی زن و کودک بیگناه ژاپنی خاکستر شدند اما بعد از جنگ به لطف امریکا یک دموکراسی موفق دارند !!!
میتونید تصور کنید کشتار 300000 نفر در کمتر از 10 دقیقه یعنی چی؟؟
طبق آمار غیر رسمی ژاپن در 6 سال جنگ حدود 2700000 نفر کشته داده که از این مقدار 580000 نفرش غیر نظامی بودند و از این مقدار حدود 300000 نفرشون در 10 دقیقه نیست و نابود شدند ( یعنی بیش از 50 درصد تلفات غیر نظامی ژاپن در شش سال جنگ در 10 دقیقه اتفاق افتاده)
مسئولان شهر هیروشیما آمار قربانیان حمله اتمی سال 1945 آمریکا به شهرهای ژاپن را557478 نفر اعلام کردند.
در این حمله حدود 278000 نفر بلافاصله کشته شدند و از آن پس نیز هزاران مادر ژاپنی به علت قرار داشتن در معرض تشعشعات رادیواکتیو، کودکانی ناقص به دنیا آوردند که به بیماری هایی نظیر سرطان خون مبتلا بودند.
اونوقت شما این فاجعه رو تحت پوشش اینکه پس از جنگ دارای دموکراسی شدند قرار میدید؟
خیلی کشور ها پس از جنگ معادلات و ساختار سیاسیشون دچار تغییرات گسترده شد . جنگ جهانی صحنه گذر به دنیای جدیدی بود که هیچکس نمیتونه منکر بشه و شما دموکراسی ژاپن رو برآمده از بمب اتمی که توی سر اونها خود می دونید؟؟
از کسیکه اهل مطالعه و تفکر هست چنین ادبیاتی واقعا دور از انتظاره
درضمن استالین در هچ کدام از جبهه های جنگ جهانی در مقابل آلمان یا ژاپن فرماندهی رو بعهده نداشته که دوست عزیز دیگری از این آقا بعنوان فرمانده نظامی نا لایق نام برد
نقل قول از مهرپویا:
در مورد استالین او فرمانده نظامی با عرضه ای نبود.
"هر کسی لایق صفت شجاع (باعرضه) است الا شخص جبار."
افلاطون
از بابت غلط املائی از دوستان عذر میخوام;-)
کتاب خوبی بود.ممنون.هر چند من خودم تو نوشتن این کتاب سهیم بودم.یادش به خیر
ctr2006 نوشت:
دوست عزیز
از اطلاعات شما بهره بردم سپاسگزارم
ولی چند نکته را باید عرض کنم اول اینکه من همه عوامل را به سرجوخه بودن وی ربط ندادم درواقع وجود این اختلاف های شدید و پیشوا پیشوا گفتن و بت ساختن از پیشوا و....
واقعا خوشحالم که شما دوست عزیز در این سایت حضور دارید بسیار تفسیر زیبایی بود من هم به ابر قدرت بیشتر اعتقاد دارم تا ابر قدرتها و علت جنگهای فعلی در کشورهای جهان سومی را تضعیف شدنه ابر قدرت فعلی(آمریکا) میدانم چرا که اگه این کشور دچار بحران اقتصادی نمیشد حالا بودجه های سنگینی صرف کنترل اوضاع البته در جهت اهداف سیاسی خودش می کرد اما حداقل برتری استراتیژِکیه آمریکا در مقابل کشورهای رقیبش که(اکثرا دارای حکومتهای کمونیستی هستن) اینه که آنها به دنبال متهد کردنه کشورهای غیر کمونیستی با یکدیگر هستند. همانطور که میدانید کمونیست بعد از جنگ جهانی دوم بسیار ضعیف شد اما در دهه اخیر به شدت درحال قوی شدن هست و همین امر زمینه و وقوع بسیاری از جنگها را در 15سال اخیر تا به امروز فراهم کرده است و با تضعیف شدنه اقتصاد آمریکا و همچنین با روی کار آمدنه حزب میانه رو(دموکرات) جهت سیاستهای کشور آمریکا از جهت قبلی(سلطه گری) اندکی فاصله گرفته و همین فاصله اندک کافی بود که کشورهایی نظیر روسیه و کره شمالی دست به اقدامات ترویج حکومتهای کمونیستی زیر شاخه ای بزنند که متاسفانه در این بین بسیار موفق هم عمل کردند و هم اکنون سایه کمونیست بر کشورهایی نظیر سوریه(که یه کشور اسلامی و مسلمان است) افکنده شده و عامل جنگهای فعلی در آن کشور نیز میباشد.
icegalaxy سلام.ممنون از اطلاعاتتان.فقط چند نکته.
1. در مورد ارتش شوروی پس از پیمان دوستی مولوتوف با وزیرخارجه ی آلمان (که اسمش را یادم نیست) خودم هم عرض کردم که به اشغال لتونی استونی و... پرداخت.توجه بفرمایید من از شوروی دفاع نمی کنم.خودتان هم اتفاقا فرمودید تا سال 1941 یار گرمابه و گلستان هم بودند.این دقیقا همان چیزی بود که من هم داشتم به دوستانی که از هیتلر دفاع می کردند می گفتم.
2.در مورد فجایع ارتش سرخ دست کم تا آنجایی که من می دانم امروز به همان اندازه که رژیم ناری محکوم می شود رژیم استالین در شوروی و فجایع آنان هم محکوم می شود.برای نمونه به کتاب توتالیتریسم خانم هانا آرنت رجوع بفرمایید و ببینید که به چه زیبایی به مقایسه ی رفتارهای مشابه این دو رژیم می پردازند.
3.در مورد کمک متفقین به شوروی من منکر آن نیستم.اما چند نکته به ذهنم رسیده است.این که قبول ندارید که بار اصلی جنگ به دوش مردم روسیه بود؟شاهد این مدعا هم این که بیشترین تعداد کشته ها در جنگ از میان روس ها بود (اگر اشتباه نکرده باشم 9 میلیون نفر)
4.در مورد استالین او فرمانده نظامی با عرضه ای نبود.پناهگاه های مشهور استالین هنوز هم موجود اند.حتی خروشچف در سخنرانی خودش در بیستمین کنگره ی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی به این مساله اشاره کرد.بسیاری از فرماندهان لایق شوروی در جنگ دوم پس از پایان جنگ با اتهامات گوناگون یا سر از سیبری درآوردند و یا این که به جوخه های آتش سپرده شدند.بله استالین فرد بسیار حیله گر و مکاری بود که توانست تروتسکی زینویف کامنف بوخارین و... را به مرور زمان از میدان به در کند.در سیاست خارجی هم همین طور.اما فرمانده نظامی لایقی به هیچ عنوان نبود.
5.در مورد مطالبی که در پایان گفتید من اطلاعی ندارم.فقط تا این حد می توانم بگویم که ضد و بند سیاسی در این گونه موارد امری هست که به طور طبیعی اتفاق می افتد.مگر زمان جنگ ایران و عراق ایران با واسطه گری اسراییل موشک های تاو تحویل نمی گرفت؟
در پایان من به هیچ عنوان از متفقین دفاع نکردم و نمی کنم.نیمه ی نخست سده ی بیستم اوج سقوط بشریت بود.هیچ یک در آن دو جنگ انسانی عمل نکرد.هر دو طرف به تنها چیزی که می اندیشیدند پیروزی خودشان بود و بس.اما این به هیچ عنوان توجیهی برای دفاع از ک جنایت کار بزرگ به نام هیتلر نمی شود.
دوست عزیز
از اطلاعات شما بهره بردم سپاسگزارم
ولی چند نکته را باید عرض کنم اول اینکه من همه عوامل را به سرجوخه بودن وی ربط ندادم درواقع وجود این اختلاف های شدید و پیشوا پیشوا گفتن و بت ساختن از پیشوا و.... یکی از دلایل این برنامه های بد جنگی بود و شما بهتر بود با پیشداوری نمی گفتید "شما که همه چیز را به سرجوخه بودن هیتلر ربط می دهید"
مشخص هست که به طور مستقیم و دیپلماتیک دولت های محور آغاز گر جنگ بودند و مثل یاغی ها عمل کردند اعمال ژاپن و تبلیغاتش فاشیشم در ایتالیا و آلمان نازی و تبلیغاتش همگی تاکید بر این موضوع دارد کاملا آشکار از پستی نژاد و کشتار و برده داری از مردم کشورهای مغلوب و .... حرف زدند
دوست عزیز فکر میکنم نظرات من را در کتب دیگر نخوانده اید مگرنه خطاب به من نمی گفتید "دوست گرامی کاش باور کنیم کشتار و جنایت هر جا و توسط هر شخص و دولتی صورت بگیره زشت و شنیع و غیر انسانیه"
جنایات متفقین در جنگ از جمله بمباران شهر درسدن آلمان و کشتار در آنجا حمله وحشیانه به شهرهای ژاپن و بمب باران شدید آنجا بمباران بسیار شدید سربازهای شکست خورده ژاپنی و اشغال ایران کشتار برخی غیرنظامیان و اسرای جنگی و اگر شوروی نیز به عنوان کشوری متفق درنظر گیریم تجاوز های گروهی به آلمان ها بعد از فتح برلین اشغال کشورهای اروپای شرقی و کشتار سربازهای لهستانی هنگام اشغال لهستان توسط شوروی و ..... از جمله این جنایات شدید است و متاسفانه در جریان دادگاه نورنبرگ جانی های متفقین مثل استالین هرگز محاکمه نشدند
مشخص هست که جنایات توسط هر حزب یا گروه یا شخصی محکوم است
بحث من چون کتاب نبرد من بود اشاره به رفتار نژادپرستانه هیتلر بود و کشتار وسیع وی بود
کشتار و قساوت قلب ایدولوژی نازی را می توان در کشتار وسیع یهودیان و انجام آزمایش های فجیع روی انسان ها و....... دید
مشخص هست ایدلوژی نازی خطری بزرگ برای بشریت بود به هیچ وجه قصد جانبداری از متفقین را ندارم ولی متفقین حداقل بعد از اشغال ایران دست به نسل کشی و کشتار و .... نزدند و صرفا از ایران به عنوان پل پیروزی عمل کردند پل که اگر نبود شاید امروز من و شما باید آلمانی حرف می زدیم و خود را پست تر از برخی نژادها و بالا تر از برخی نژاد های دیگر می دانستیم زمانی متفقین ایران را اشغال کردند که بسیاری از ایرانیان اصلا از وجود کشوری به اسم ایران خبر نداشتند به جزء تعدادی مرکزنشین تهرانی بقیه ایرانیان حتی متوجه وقوع جنگ جهانی دوم نبودند
بازهم قصد هیچ جانبداری را ندارم بمب هسته ای آمریکا را می توان جنایتی هولناک خواند اما مشخص هست باعث پایان جنگ شد و از کشتار بیشتر جلوگیری کرد به بهانه همین ژاپنی که 20 میلیون چینی را کشت و از اسرای کره ای و چینی بیگاری کشید و برده داری را پیشه کرد و از دختران جوانشان به عنوان برده جنسی استفاده کرد خود را قربانی جنگ می داند ملتی که امپراطور خود را خدا می دانست بعد از جنگ به لطف امریکا یک دموکراسی موفق دارد
موفق باشید
fahoomoo نوشت:
تاریخ را همیشه طرف پیروز می نویسد.هرگز در جنگ جهانی دوم مثل بیشتر مواقع سیاه وسفید نداشته و نداریم بلکه در این جنگ و در خیلی از مواقع دیگر طرف های مورد بحث ما خاکستری اند در اینجا به شدت!!!!
و اینکه در اخر دوستان من هیچگاه به بی گناهی انگلیسی ها معتقد نیستم!!!!!

در مورد اون قسمت از صحبتتون باید بگم بهتر بود بجای " بیشتر مواقع " از " تقریبا همیشه " استفاده می کردین
بطور کلی با حرفتون موافقم . مشکل ما اینه که خیلیا از هیتلر یه بت ساختن و بعنوان یه بزرگ مرد ازش یاد میکنن . خیلی از ما ایرانیها هم فقط به خاطر اینکه هیتلر نژاد آریایی رو برتر میدونست با چشمانی بسته سنگش رو به سینه میزنیم . در طرف مقابل هم عده ای هیتلر رو بیرحمترین انسان تاریخ میدونن.
شاید اگر مجال و فرصتی برای یه تحقیق بیطرفانه بوجود میومد شاید خیلیا متوجه میشدن هیتلر نه اون بت دوست داشتنیه و نه اون جنایتکار بالفطره. شاید خیلیا متوجه میشدن طرف مقابل نیروهای آلمانی اونقدر هم معصوم نبودن . شاید خیلیا متوجه جنایتهای متفقین توی جنگ جهانی میشدن . جایتهایی مثل بمباران درسدن
نظرات دوستان را به صورت اجمالی خوندم من به چند تا نتیجه رسیدم که البته از قبل هم تا حدود زیادی اینگونه فکر می کردم
تاریخ را همیشه طرف پیروز می نویسد.هر گز در جنگ جهانی دوم مثل بیشتر مواقع سیاه وسفید نداشته و نداریم بلکه در این جنگ و در خیلی از مواقع دیگر طر ف های مورد بحث ما خاکستری اند در اینجا به شدت!!!!
و اینکه حاقل برای من کمونیسم(از نوع استالینی)نه بهتر از فاشیسم که حتی بدتر از ان هم هست.
از اپریالیست هم که هر کس فرشته ای بسازد با کمال احترام در خواب خرگوشی به سر می برد!!!!
و اینکه در اخر دوستان من هیچگاه به بی گناهی انگلیسی ها معتقد نیستم!!!!!

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
PDF
8 مگابایت
نبرد من
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک