عشق
نویسنده:
گی دو موپاسان
مترجم:
هوشنگ مستوفی
امتیاز دهید
کتاب «عشق» نوشته گی دو موپاسان Guy de Maupassant داستانی بلند یا نوول است که همان داستان مشهور Love (L'Amour) او میباشد. ماجرا با روایت مردی سالخورده آغاز میشود که پس از خواندن خبری درباره جنایتی عاشقانه، خاطرهای از دوران جوانی خود را بازگو میکند. او در خلال این خاطره، تجربهای را روایت میکند که نگاهش را به مفهوم عشق دگرگون کرده است.
موپاسان در این اثر، عشق را نه صرفاً احساسی رمانتیک، بلکه نیرویی پیچیده، گاه ویرانگر و گاه رازآلود به تصویر میکشد؛ نیرویی که میتواند انسان را از منطق و عادتهای روزمره فراتر ببرد. مانند بسیاری از آثار موپاسان، این داستان نیز با نثری روان، توصیفهای دقیق از طبیعت و نگاهی واقعگرایانه به احساسات انسانی نوشته شده است. نویسنده بدون احساسگرایی اغراقآمیز، به بررسی عشق، تنهایی، خاطره و تاثیر عمیق عواطف بر زندگی انسان میپردازد و در پایان، خواننده را با تاملی درباره ماهیت واقعی عشق و مرز میان شور، دلبستگی و جنون روبهرو میکند. این اثر از نمونههای شاخص داستاننویسی موپاسان به شمار میرود و بهخوبی ویژگیهای سبک او، یعنی ایجاز، روایت منسجم و پایان تاثیرگذار را نشان میدهد.
در ابتدای کتاب چنین می خوانیم:
الان در میان اخبار یکی از روزنامه ها، ماجرای غم انگیزی از عشق و هوس را خواندم. مردی زنی را به قتل رسانده و بعد هم خودکشی کرده است. پس حتما موضوع عشقی در میان بوده و قاتل این زن را دوست می داشته است. برای من این زن و مرد هر دو یکسانند و اهمیتی ندارد. اما آنچه برای من اهمیت دارد، عشق آنهاست. چون این عشق یادآور خاطره ای از روزهای جوانی من است. خاطره ای عجیب از حادثه یک شکار که حقیقت عشق را بر دلم ظاهر ساخت، همچنان که صلیب در آسمان بر مسیحیان ظاهر شد.
در آن زمان من دارای تمام احساسات یک موجود کامل بودم. تیراندازی و شکار را دیوانه وار دوست میداشتم. با این همه دیدن منظره یک پرنده زخمی که خون از بالهایش به روی دستم می چکید چنان قلبم را درهم می فشرد و متاثرم می ساخت که گاه آرزو می کردم ایکاش می توانستم این خون را بند بیاورم...
موپاسان در این اثر، عشق را نه صرفاً احساسی رمانتیک، بلکه نیرویی پیچیده، گاه ویرانگر و گاه رازآلود به تصویر میکشد؛ نیرویی که میتواند انسان را از منطق و عادتهای روزمره فراتر ببرد. مانند بسیاری از آثار موپاسان، این داستان نیز با نثری روان، توصیفهای دقیق از طبیعت و نگاهی واقعگرایانه به احساسات انسانی نوشته شده است. نویسنده بدون احساسگرایی اغراقآمیز، به بررسی عشق، تنهایی، خاطره و تاثیر عمیق عواطف بر زندگی انسان میپردازد و در پایان، خواننده را با تاملی درباره ماهیت واقعی عشق و مرز میان شور، دلبستگی و جنون روبهرو میکند. این اثر از نمونههای شاخص داستاننویسی موپاسان به شمار میرود و بهخوبی ویژگیهای سبک او، یعنی ایجاز، روایت منسجم و پایان تاثیرگذار را نشان میدهد.
در ابتدای کتاب چنین می خوانیم:
الان در میان اخبار یکی از روزنامه ها، ماجرای غم انگیزی از عشق و هوس را خواندم. مردی زنی را به قتل رسانده و بعد هم خودکشی کرده است. پس حتما موضوع عشقی در میان بوده و قاتل این زن را دوست می داشته است. برای من این زن و مرد هر دو یکسانند و اهمیتی ندارد. اما آنچه برای من اهمیت دارد، عشق آنهاست. چون این عشق یادآور خاطره ای از روزهای جوانی من است. خاطره ای عجیب از حادثه یک شکار که حقیقت عشق را بر دلم ظاهر ساخت، همچنان که صلیب در آسمان بر مسیحیان ظاهر شد.
در آن زمان من دارای تمام احساسات یک موجود کامل بودم. تیراندازی و شکار را دیوانه وار دوست میداشتم. با این همه دیدن منظره یک پرنده زخمی که خون از بالهایش به روی دستم می چکید چنان قلبم را درهم می فشرد و متاثرم می ساخت که گاه آرزو می کردم ایکاش می توانستم این خون را بند بیاورم...
آپلود شده توسط:
mehdi57
1392/01/13
دیدگاههای کتاب الکترونیکی عشق
آقای ساگارو، به لطف خرتوخر خیلی محترم، 194 صفحه است.