ترجمه نفس المهموم
نویسنده:
شیخ عباس قمی
مترجم:
ابوالحسن شعرانی
امتیاز دهید
نفس المهموم یکی از کتب گرانبها در باب قیام عاشورا است و شخصیت سترگ امام سوم شیعیان،حسین بن علی بن ابیطالب ، درود و سلام خدا از آن او باد!
کتاب توسط یکی از محدثین بزرگ شیعه،یعنی شیخ عباس قمی نگاشته شده است،و توسط یکی از دانشمندان والا مقام معاصر یعنی علامه شعرانی به پارسی زیبایی برگردان شده است.علامه شعرانی که واکاوی شخصیتش مجالی دیگر را می طلبد در مقدمه ی اثر چنین می نگارد:
چنین گوید این عبد فانی ابو الحسن بن محمّد بن غلامحسین بن ابی الحسنالمدعوّ بالشّعرانی
که چون عهد شباب به تحصیل علوم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشتو اقتداء باسلافی الصّالحین من عهد صاحب منهج الصّادقین از هر علمی بهره بگرفتم و از هرخرمنی خوشه برداشتم گاهی به مطالعهء کتب ادب از عجم و عرب و زمانی به در است اشاراتو اسفار و زمانی به تتبّع تفاسیر و اخبار،وقتی به تفسیر و تحشیهء کتب فقه و اصول و گاهی بهتعمّق در مسائل ریاضی و مع قول تا آن عهد به سر آمد:
لقد طفت فی تلک المعاهد کلّها
و سرّحت طرفی بین تلک المعالم
سالیان دراز شب بیدار و روز در تکرار همیشه ملازم دفاتر و کراریس و پیوسته مرافقاقلام و قراطیس ناگهان سروش غیب در گوش این ندا داد که علم برای معرفت است ومعرفت بذر عمل و طاعت،و طاعت بیاخلاص نشود و این همه میسّر نگردد مگر به توفیقخدا و توسّل به اولیا،مشغولی تا چند:
علم چندانکه بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
شتاب باید کرد و معاد را زادی فراهم ساخت زود برخیز که آفتاب برآمد و کاروان رفت تابقیّتی باقی است و نیرو تمام از دست نشده توسّلی جوی و خدمتی تقدیم کن پس کتاب«نفسالمهموم» تالیف العالم النحریر و المحدّث الخبیر مفخر عصرنا و قدوه دهرنا الحاج شیخعباس القمی-قدّس سرّه العزیز-را دیدم در مقتل سیدنا و مولانا ابی عبدا اللّه الحسین علیه السّلامرزقنا اللّه شفاعته کتابی جامع و موجز و مشتمل بر اکثر روایات صحیحه و منقولات تواریخمعتبره از عامه و خاصه چنان که مانند آن تاکنون نوشته نشده است و گویا در حق او گفتهاند:
«کم ترک الاوّل للآخر»؛
امّا به زبان عرب است و همه کس از آن بهره نگیرد گفتم همان کتاب را بهفارسی ساده نقل کنم چنانچه در عبارت پارسی معنی هر کلمه از کلمات عربی گنجانیده شودو سلاست و فصاحت در زبان پارسی محفوظ ماند اگر چه جمع این دو امر بسی دشوار است وغالبا مقاتل پارسی،عبارات عربی را به دلخواه خود تلخیص و تفسیر کردهاند و به ترجمهکلمه به کلمه نپرداختهاند چنان که خواننده را به اصل عربی نیاز است تا حقّ معنی مقصود رادریابد،و ما را عویصهء دیگر در پیش است که اگر سخن جزل و صحیح بکار بریم غیر مانوسباشد که مردم زمان ما با لغات غلط و عبارات بازاری عامیانه و سیاقت مبتذل که از خواصّانشای این عصر است خوی گرفتهاند اگر به زبان آنان سخن گوییم و به کلمات مزدوله قناعتکنیم هم تخلّف از سیرت سلف است و هم ترک ادب نسبت به اخبار رسول و اهل بیتطاهرین که فرمودهاند:
«اعربوا حدیثنا فانّا قوم فصحاء»؛
و در میان این دو طریق راهی یافتن همدشوارتر است،با این حال خوانندهء کتاب با کتب صحیحهء مانوس است و مانند تفسیر منهج وناسخ و جلاالعیون و کتب دیگر مرحوم مجلسی-رحمه اللّه-و تفسیر شیخ ابو الفتوح رازیرا مطالعه کرده و مانند آنان که محضا با کتب عصری مانوسند از شنیدن لغت صحیح منزجرنمیگردد.و آن را«دمع السّجوم فی ترجمه نفس المهموم»نام نهادم و گاه بعضی فواید و قصصکه خواننده را به کار آید در ذیل صفحه یا در متن بین الهلالین افزودم.
و علی کلّ حال اگر نقصی در این یافت شود تقاضای عفو و اصلاح از خوانندگان عزیزاست،و من ادّعا نمیکنم در مقصد خویش به کمال رسیدهام لیکن غایت جهد بکار بردهام.
کتاب توسط یکی از محدثین بزرگ شیعه،یعنی شیخ عباس قمی نگاشته شده است،و توسط یکی از دانشمندان والا مقام معاصر یعنی علامه شعرانی به پارسی زیبایی برگردان شده است.علامه شعرانی که واکاوی شخصیتش مجالی دیگر را می طلبد در مقدمه ی اثر چنین می نگارد:
چنین گوید این عبد فانی ابو الحسن بن محمّد بن غلامحسین بن ابی الحسنالمدعوّ بالشّعرانی
که چون عهد شباب به تحصیل علوم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشتو اقتداء باسلافی الصّالحین من عهد صاحب منهج الصّادقین از هر علمی بهره بگرفتم و از هرخرمنی خوشه برداشتم گاهی به مطالعهء کتب ادب از عجم و عرب و زمانی به در است اشاراتو اسفار و زمانی به تتبّع تفاسیر و اخبار،وقتی به تفسیر و تحشیهء کتب فقه و اصول و گاهی بهتعمّق در مسائل ریاضی و مع قول تا آن عهد به سر آمد:
لقد طفت فی تلک المعاهد کلّها
و سرّحت طرفی بین تلک المعالم
سالیان دراز شب بیدار و روز در تکرار همیشه ملازم دفاتر و کراریس و پیوسته مرافقاقلام و قراطیس ناگهان سروش غیب در گوش این ندا داد که علم برای معرفت است ومعرفت بذر عمل و طاعت،و طاعت بیاخلاص نشود و این همه میسّر نگردد مگر به توفیقخدا و توسّل به اولیا،مشغولی تا چند:
علم چندانکه بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
شتاب باید کرد و معاد را زادی فراهم ساخت زود برخیز که آفتاب برآمد و کاروان رفت تابقیّتی باقی است و نیرو تمام از دست نشده توسّلی جوی و خدمتی تقدیم کن پس کتاب«نفسالمهموم» تالیف العالم النحریر و المحدّث الخبیر مفخر عصرنا و قدوه دهرنا الحاج شیخعباس القمی-قدّس سرّه العزیز-را دیدم در مقتل سیدنا و مولانا ابی عبدا اللّه الحسین علیه السّلامرزقنا اللّه شفاعته کتابی جامع و موجز و مشتمل بر اکثر روایات صحیحه و منقولات تواریخمعتبره از عامه و خاصه چنان که مانند آن تاکنون نوشته نشده است و گویا در حق او گفتهاند:
«کم ترک الاوّل للآخر»؛
امّا به زبان عرب است و همه کس از آن بهره نگیرد گفتم همان کتاب را بهفارسی ساده نقل کنم چنانچه در عبارت پارسی معنی هر کلمه از کلمات عربی گنجانیده شودو سلاست و فصاحت در زبان پارسی محفوظ ماند اگر چه جمع این دو امر بسی دشوار است وغالبا مقاتل پارسی،عبارات عربی را به دلخواه خود تلخیص و تفسیر کردهاند و به ترجمهکلمه به کلمه نپرداختهاند چنان که خواننده را به اصل عربی نیاز است تا حقّ معنی مقصود رادریابد،و ما را عویصهء دیگر در پیش است که اگر سخن جزل و صحیح بکار بریم غیر مانوسباشد که مردم زمان ما با لغات غلط و عبارات بازاری عامیانه و سیاقت مبتذل که از خواصّانشای این عصر است خوی گرفتهاند اگر به زبان آنان سخن گوییم و به کلمات مزدوله قناعتکنیم هم تخلّف از سیرت سلف است و هم ترک ادب نسبت به اخبار رسول و اهل بیتطاهرین که فرمودهاند:
«اعربوا حدیثنا فانّا قوم فصحاء»؛
و در میان این دو طریق راهی یافتن همدشوارتر است،با این حال خوانندهء کتاب با کتب صحیحهء مانوس است و مانند تفسیر منهج وناسخ و جلاالعیون و کتب دیگر مرحوم مجلسی-رحمه اللّه-و تفسیر شیخ ابو الفتوح رازیرا مطالعه کرده و مانند آنان که محضا با کتب عصری مانوسند از شنیدن لغت صحیح منزجرنمیگردد.و آن را«دمع السّجوم فی ترجمه نفس المهموم»نام نهادم و گاه بعضی فواید و قصصکه خواننده را به کار آید در ذیل صفحه یا در متن بین الهلالین افزودم.
و علی کلّ حال اگر نقصی در این یافت شود تقاضای عفو و اصلاح از خوانندگان عزیزاست،و من ادّعا نمیکنم در مقصد خویش به کمال رسیدهام لیکن غایت جهد بکار بردهام.
آپلود شده توسط:
poorfar
1392/09/01
دیدگاههای کتاب الکترونیکی ترجمه نفس المهموم
حقا که این حدیث را باید به آب طلا نوشت.
تا که تو جام می بری کنار تربت حسین
شکستن سر از غمش عین ثواب است مرا
مملوک آن جنابم و محتاج این درم
ار بر کنم دل از تو و مهر از تو بگسلم
این مهر بر که افکنم این دل کجا برم
نامم زکاخانه عشاق محو باد
گر جز محبت تو بود ذکر دیگرم
ای عاشقان کوی تو از ذره بیشتر
من کی رسم بوصل تو کز ذره کمترم