چند نگاه شتاب زده
نویسنده:
مصطفی شعاعیان
امتیاز دهید
یک اثر تحلیلی و سیاسی از مبارزات گروههای چپ در ایران
پیشآغاز:
این نوشته برای نخستین بار در سال ۱۳۵۱، به صورت پلی کپی مرکبی ، در قطع جیبی و خطی نه تایپی در چند ده شماره ، چاپ و پراکنده شد
و داستان نوشتن آن :
یکبار مجاهدین گفتند که برنامه های رادیو عراق خیلی آبکی است و افزودند : انتقاد هم که میکنیم پاسخ میدهند که بیش از این از دستمان برنمیآید،
چیزی دارید بنویسید تا بخوانیم.
و پس مجاهدین از این کمترین خواستند که مطالبی بنویسم من هم پذیرفتم و آنچه نوشتم ، رویهمرفته و نه مطلقا " همین چند نگاه شتاب زده بود که البته آنزمان هیچ نامی نداشت . و براستی که چیزی جز مشتی دستنویسهای هول هولکی نبود. کما اینکه هنوز هم نیست ، و مقصودم هم از این کار این بود که برخی مطالب را فهرست وار بنویسم ، تا گردانندگان را د یو عراق خود با افزودن مشتی اسناد تاریخی و آمار مناسب ، بآن شکلی بدهند که خوراکی چندگاهی برایشان باشد گفتن دارد که آن دستنویسها برای رادیو عراق فرستاده شد. و گفتن ندارد که البته رادیو عراق بیکباره هیچ مطلبی را از آن نخواند . وطبعا" !
پیشآغاز:
این نوشته برای نخستین بار در سال ۱۳۵۱، به صورت پلی کپی مرکبی ، در قطع جیبی و خطی نه تایپی در چند ده شماره ، چاپ و پراکنده شد
و داستان نوشتن آن :
یکبار مجاهدین گفتند که برنامه های رادیو عراق خیلی آبکی است و افزودند : انتقاد هم که میکنیم پاسخ میدهند که بیش از این از دستمان برنمیآید،
چیزی دارید بنویسید تا بخوانیم.
و پس مجاهدین از این کمترین خواستند که مطالبی بنویسم من هم پذیرفتم و آنچه نوشتم ، رویهمرفته و نه مطلقا " همین چند نگاه شتاب زده بود که البته آنزمان هیچ نامی نداشت . و براستی که چیزی جز مشتی دستنویسهای هول هولکی نبود. کما اینکه هنوز هم نیست ، و مقصودم هم از این کار این بود که برخی مطالب را فهرست وار بنویسم ، تا گردانندگان را د یو عراق خود با افزودن مشتی اسناد تاریخی و آمار مناسب ، بآن شکلی بدهند که خوراکی چندگاهی برایشان باشد گفتن دارد که آن دستنویسها برای رادیو عراق فرستاده شد. و گفتن ندارد که البته رادیو عراق بیکباره هیچ مطلبی را از آن نخواند . وطبعا" !
آپلود شده توسط:
Carboon777
1394/02/06
دیدگاههای کتاب الکترونیکی چند نگاه شتاب زده