رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر در این باره اطلاعاتی دارید یا در مورد این اثر محق هستید، با ما تماس بگیرید.
عقیل عقیل
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 107 رای
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 107 رای
هنوز توضیحاتی برای این کتاب ثبت نشده
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
کوهالن
کوهالن
1388/10/12

کتاب‌های مشابه

دیوانگی مثبت
دیوانگی مثبت
4.7 امتیاز
از 3 رای
تنفس
تنفس
4.5 امتیاز
از 427 رای
ما آدم نمی شیم
ما آدم نمی شیم
4.3 امتیاز
از 99 رای
انسان خوب
انسان خوب
4.6 امتیاز
از 34 رای
ژرمینال
ژرمینال
4.1 امتیاز
از 7 رای
رینگ خونین
رینگ خونین
4 امتیاز
از 16 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی عقیل عقیل

تعداد دیدگاه‌ها:
32
تقریبا میتونم بگم بچه بودم که این کتاب رو خوندم:-(
خواهشا کتابهای سلوک و کلیدر را نیز واسه دانلود بزارین. ممنون
یه چیزی مابین اونای بود که گفتی!!:D
کوهالن
1. نونِ نوشتن
این مطلب قسمتی است از كتاب نونِ نوشتن (یادداشت‌های محمود دولت‌آبادی) كه به‌زودی از سوی نشر چشمه منتشر می شود.
http://www.shahrvandemrouz.com/content/2186/default.aspx
2. محمود دولت‌آبادی و عشق به پدر
مهدی عاطف‌راد
http://www.atefrad.org/2-taazehaa/87/dowlataabaadi-va-eshgh-be-pedar.htm
3. انسان سوم
این سخنرانی در سمپوزیوم آمستردام به سال 1989 برگزار شد
http://www.aliaram.com/files/mehr-3-sokhan-1.htm
4.در آستانه ی فصلی سرد
بخش‌هایی از سخنرانی محمود دولت آبادی در سمپوزیوم «ادبیات درگذار به هزاره‌ی سوم» ، به تاریخ مارس 1992
http://www.aliaram.com/files/mehr-3-sokhan-2.htm
5.به امید دیدار مرد سالخورده
گفتگو با محمود دولت آبادی
http://www.persianarchive.com/82-2-18/cultural.html#bm1
دو تا فایل PDF :
هجرت از خود در آثار محمود دولت آبادی
هجرت از خود در آثار محمود دولت آبادی
ویژگی های زبان روایت در سه اeر از محمود دولت آبادی
ویژگی های زبان روایت در سه اپر از محمود دولت آبادی
:-) دوباره سلام سه سال پیش وقتی در بیمارستان بستری بودم . بخاطر طول زمان بهبودیم مجبور بودم با کتاب خواندن خودمو مشغول کنم. حتی تونستم به نمایشگاه کتاب تهران نیز رفته و چندین کتاب تهیه کردم منجمله کتاب <<سلوک>> کتاب سلوک محمود دولت آبادی چاپ ششم از نشر چشمه در پشت جلد کتاب آمده: اما... دوستان عزیز با تواضع تمام بگویم ادبیات که از چشم و جان خواننده به نظر دلنشین و زندگی بخش میآیدو در جاری شدنش از جان و دست نویسنده بسی که جان فرسا و هلاکت بار است. دست کم در تجربه شخصی میتوانم بگویم آنچه مرا از پای در میآورد ناممکن بودن نوشتن است. وقتی به ناچار شروع میکنم به نوشتن چنان است که گویی به دوزخی وارد میشوم شاید به امید آن که بهشت واری برآورم.اما غالبا" درون دهلیزهای آن در میمانم و چون سرانجام از آن دهلیزها میگذرم با صرف سالا های عمر از پس چندی که بر میگردم و به حاصل کارم مینگرم-حقیقت اینست که غالبا" احساسی ناخوشایند دارم. پس گاهی به صرافت می افتم که دورش بریزم یا که بسوزانمش. اما عمریکه در پای آن ریخته ام چه می شود؟ بنابراین با بی رحمی به جراحی و تراشیدن و ساییدن همانچه می پردازم که در لحظات نوشتن شوقی جان سوز به آن همه داشته ام. و این جرح و تعدیل بیشتر نابودم میکند. نمونه اش همین کاری که در دست دارم که در مسیر تراش و سایش ها ار بیش از هفت نام گذر کرد تا سرانجام در سلوک قرار یافت. کتابی است جنجال برانگیز .........

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
عقیل عقیل
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک