آسمان ، قرار ما
نویسنده:
منصور امیری گروسی
امتیاز دهید
قرار ما درخانه ما سالی به دوازده ماه بکش مکش بود. کسی با کسی سر جنگ نداشت.و همه همدیگر را دوست میداشتیم ولی در سلیقه و طرز فکر مانند کارد وپنیر بودیم.اندیشه های من جلوتر از پنداشتهای زنم میتاخت و او تازه های مرا پیش پا افتاده می دانست.پسرم در این اواخر به من و او قدیمی میگفت و مادر زنم یک یک ما را بیشعور می دانست.....
آپلود شده توسط:
khar tu khar
1394/09/10
دیدگاههای کتاب الکترونیکی آسمان ، قرار ما