رباعیات ابوسعید ابوالخیر - نسخه خطی: به خط استاد سعید نفیسی
نویسنده:
ابوسعید ابوالخیر
مصحح:
سعید نفیسی
امتیاز دهید
«رباعیات ابوسعید ابوالخیر» مجموعهای از رباعیاتی است که در طول قرنها به ابوسعید ابوالخیر، عارف نامدار قرن پنجم هجری، منسوب شدهاند. ابوسعید در تاریخ عرفان و ادب فارسی جایگاهی ویژه دارد و حکایتها و سخنان او، بهویژه در آثاری مانند «اسرارالتوحید»، بخش مهمی از میراث عرفانی فارسی را تشکیل میدهد. با این حال، درباره انتساب بسیاری از رباعیات مشهور به او میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد و نمیتوان همه آنها را با اطمینان سروده ابوسعید دانست.
سعید نفیسی از پژوهشگرانی بود که بهطور گسترده در گردآوری اشعار منسوب به ابوسعید کار کرد و در کتاب «سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر» ۷۲۶ رباعی و شماری قطعه و بیت پراکنده را گرد آورد. اهمیت کار او در این است که کوشید رباعیات پراکندهای را که در منابع گوناگون به نام ابوسعید آمده بود گردآوری و بررسی کند، هرچند پژوهشهای بعدی درباره تاریخ و انتساب شماری از این رباعیات تردیدهایی جدی مطرح کردهاند.
نسخه حاضر از این جهت ارزش و جذابیت دیگری دارد که به صورت نسخهای خطی و به خط استاد سعید نفیسی باقی مانده است. بنابراین، این اثر تنها مجموعهای از رباعیات عرفانی و ادبی نیست، بلکه میتواند برای علاقهمندان به تاریخ ادبیات فارسی، نسخههای خطی و شخصیت علمی سعید نفیسی نیز اهمیت داشته باشد. دستخط نفیسی به اثر جنبهای شخصی و تاریخی بخشیده و آن را از یک کتاب چاپی معمولی متمایز میکند. مضامین رباعیات نیز عمدتاً پیرامون عشق، عرفان، توحید، بیاعتباری جهان، سلوک و رابطه انسان با حقیقت است و فضای فکری عرفان و شعر فارسی را بازتاب میدهد.
سعید نفیسی از پژوهشگرانی بود که بهطور گسترده در گردآوری اشعار منسوب به ابوسعید کار کرد و در کتاب «سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر» ۷۲۶ رباعی و شماری قطعه و بیت پراکنده را گرد آورد. اهمیت کار او در این است که کوشید رباعیات پراکندهای را که در منابع گوناگون به نام ابوسعید آمده بود گردآوری و بررسی کند، هرچند پژوهشهای بعدی درباره تاریخ و انتساب شماری از این رباعیات تردیدهایی جدی مطرح کردهاند.
نسخه حاضر از این جهت ارزش و جذابیت دیگری دارد که به صورت نسخهای خطی و به خط استاد سعید نفیسی باقی مانده است. بنابراین، این اثر تنها مجموعهای از رباعیات عرفانی و ادبی نیست، بلکه میتواند برای علاقهمندان به تاریخ ادبیات فارسی، نسخههای خطی و شخصیت علمی سعید نفیسی نیز اهمیت داشته باشد. دستخط نفیسی به اثر جنبهای شخصی و تاریخی بخشیده و آن را از یک کتاب چاپی معمولی متمایز میکند. مضامین رباعیات نیز عمدتاً پیرامون عشق، عرفان، توحید، بیاعتباری جهان، سلوک و رابطه انسان با حقیقت است و فضای فکری عرفان و شعر فارسی را بازتاب میدهد.
آپلود شده توسط:
Reza
1386/11/13
دیدگاههای کتاب الکترونیکی رباعیات ابوسعید ابوالخیر - نسخه خطی: به خط استاد سعید نفیسی
عیب ره مردان نتوان کرد آن را
تقلید دو سه مقلد بی معنی
بدنام کند ره جوانمردان را
بی یاد تو برنیاید از من نفسی.
مفروش مرا بهیچ و آزاد مکن.
من خواجه یکی دارم و تو بنده بسی
ور با همه کس همچو منی ، وای همه
وضع مالی اش متوسط بود وسیما صورت بود ونماز می خواند
از اخلاق پرسیدند فرمود:سکوت
روزی شیخ برای سخنرانی و ارشاد و موعظه خلق به مجلسی وارد شد و جمعی از مریدان شیخ در مجلس انتظار وی را می کشیدند
شیخ در حالی که عبای خود را زیر بغل خود گرفته بود و عبایش بر زمین کشیده میشد در مجلس وارد شد . ازدحام جمعیت جایی برای ورود تازه واردان در مجلس نگذاشته بود. یکی از مریدان برخواست و بلند آواز داد که خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و قدمی پیش نهد (تا جا باز شود)
شیخ که در حین بالا رفتن از منبر بود به سوی پایین روانه شد و از مجلس خارج شد
مریدان را از فعل شیخ تعجب آمد و علت را پرسیدند
شیخ گفت هر آنچه امروز می خواستم بگویم را این مرد گفت (خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و قدمی پیش نهد)
زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
گویند بخواب تا بخوابش بینی
ای بیخبران چه جای خواب است مرا
گفتا سببی هست بگویم آنرا
من چشم تو ام اگر نبینی چه عجب
من جان توام کسی نبیند جان را . . .
حج
گویند ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد و چون توانائی پرداخت برای مرکبی نداشت پیاده سفر کرده و خدمت دیگران میکرد .
تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت در زیر درختی مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید از احوال وی جویا شد و دریافت که از خجالت اهل و عیال جهت کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی بسر برد ه اند.
چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو .
مرد بینوا گفت مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم. شیخ گفت حج من تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم به ، زانکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم.