رسته‌ها
چند بار شالگردنت را ببافم؟
امتیاز دهید
5 / 4.8
با 12 رای
امتیاز دهید
5 / 4.8
با 12 رای
✔️ این مجموعه داستان، شامل هفت داستان کوتاه است که از خواندن آن لذّت خواهید برد.

ماهرخ نشسته بود روی صندلیِ مقابلِ پنجره و بافتنی می بافت. تمام سال آرام بود، شبیه یک گیاه، می نشست روبروی پنجره، زیر لب آوازی زمزمه می کرد و دستهایش مشغول بود. اما روزهایی که حالش پریشان می شد، دائما در خواب و بیداری هذیان می گفت. بی وقفه اسم امیر را به زبان می آورد و فریاد می زد. نه لب به غذا می زد و نه حتی جز با تزریق آرامبخش می خوابید. مدام در انتظار بود و در ترس، هیچکس هم نمی دانست چه چیزی او را به این روز کشانده است.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
30
آپلود شده توسط:

کتاب‌های مشابه

فضیلت های ناچیز
فضیلت های ناچیز
4.3 امتیاز
از 6 رای
افسانه های مردم عرب خوزستان
افسانه های مردم عرب خوزستان
2.3 امتیاز
از 23 رای
گنبد حلبی
گنبد حلبی
4 امتیاز
از 27 رای
گره کور
گره کور
4.4 امتیاز
از 18 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی چند بار شالگردنت را ببافم؟

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
چند بار شالگردنت را ببافم؟
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک