رسته‌ها
داستان یک قهرمان
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 20 رای
نویسنده:
ماکسیم گورکی
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 20 رای
✔️ در ابتدای کتاب می خوانیم:
وقتی بچه بودم و هنوز از مردم نمی ترسیدم، از سوسک های حمام، زنبورها و موش های صحرایی می ترسیدم. بعد با گذشت زمان طوفانها، بادها و تاریکی بود که وجودم را از ترس می انباشت. هنگامی که صدای رعد را می شنیدم چشم هایم را محکم می بستم تا لرزش آبی رنگ رعد را از واری شیشه های پنجره نبینم. کسی به من گفته بود و یا شاید خودم به این نتیجه رسیده بودم که وقتی رعد می زند، برق ناشی از آن آسمان را پاره می کند و دوزخ وحشتناک و عظیمی نمایان می شود که می توان آن را در روزهای روشن در پس آسمان دید. آسمان مانند دود آتشی است که تمام دنیا را فراگرفته است و ستاره ها جرقه های آن آتش هستند. در هر لحظه زمین می تواند به طور ناگهانی مثل سنگ قرمز روشنی که داخل آتش انبوه سوزانی انداخته شده باشد، شعله ور شده و به گوی سوزان خورشید مبدل شود و سپس تبدیل به زغال شده و به شکل ماه از آسمان آویزان گردد. من از تاریکی بیش از سایر چیزهای دیگر می ترسیدم...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
56
آپلود شده توسط:
hjafarzadeh
hjafarzadeh
1398/09/27

کتاب‌های مشابه

جهان دوم من
جهان دوم من
4.5 امتیاز
از 2 رای
The Evil Genius
The Evil Genius
0 امتیاز
از 0 رای
Uncle's Dream and The Permanent Husband
Uncle's Dream and The Permanent Husband
4.7 امتیاز
از 63 رای
ترس بزرگ
ترس بزرگ
4.6 امتیاز
از 15 رای
آرزوهای بر باد رفته
آرزوهای بر باد رفته
4.6 امتیاز
از 41 رای
Sister Carrie
Sister Carrie
4 امتیاز
از 1 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی داستان یک قهرمان

تعداد دیدگاه‌ها:
1
درود بر شما
این جریان «امتیاز شما برای دانلود کافی نیست» چه صیغه ای است؟ بابا بگذارید مردم دانلود کنند و مطالعه کنند.
با سپاس

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
داستان یک قهرمان
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک