رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

وقتی آدم دل و دماغ ندارد، چیزهای خوب، خوب‌تر به نظر می‌آیند! اغلب متوجه این قضیه شده‌ام، وقتی آدم دلش می‌خواهد بمیرد، شکلات از مواقع دیگر خوش مزه‌تر می‌شود.
این داستان، داستانِ زندگی کسی است به نام ادی که از آخر شروع می‌شود. از وقتی که ادی زیر نور آقتاب می‌میرد. شاید به نظر عجیب برسد که داستانی از آخر شروع شود، اما همۀ آخر‌ها، می‌توانند خود شروعی دوباره باشند، ما فقط این را به وقتش نمی‌فهمیم! کتاب جالبی بود، ارزش خوندن رو داشت بقولی پرفروش‌ترین کتاب نیورک تایمز
ارواح یکی از کتاب‌های مجموعه سه گانهٔ نیویورک به شمار می‌رود که مابین سال‌های ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ منتشر شده [b]شهر شیشه‌ای[/b]، [b]ارواح[/b]، [b]اتاق دربسته![/b] بخشی کوتاه از کتاب: نوشتن کاری است در تنهایی! نوشتن بر زندگی آدم مسلط می‌شود، به یک معنی نویسنده برای خودش زندگی ندارد. حتی وقتی در جایی حضور دارد، واقعا حضور ندارد.
فکر کردن به اسپاگتی‌ای که تا ابد در حالِ جوشیدن است، اما هرگز آماده نمی‌شود، واقعا غم انگیز است!
در بازی شطرنج تصادف و شانس معنی ندارد و تمام جاذبه و زیبایی این بازی، بر این پایه و اساس است که دو مغز، دو فکر، با هم رو به رو می‌شوند، و هر کدام با شیوه و سبک خود سعی می‌کنند به پیروزی برسند و زیبایی و لطف این بازی فکری در اینجاست که مهره‌های سفید نمی‌دانند که مهره‌های سیاه چه خواهند کرد....
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.