رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

amenmarr گرامی وحدت و انسجام هرکشوری خصوصا در این برهه تاریخی بسیار خوب است و لازم . اما توجه داشته باشید که برای حفظ وحدت و یکپارچگی راههای بهتری و معقول تری از توهین و هجمه و تحریف وجود دارد . کسانی که به هر بهانه ای سعی در تخریب اقوام غیر فارس را دارند در حقیقت تیشه به ریشه اتحاد و منافع ملی میزنند . چنانکه در کامنت شما نیز دیده میشود در باره تغییر نام خلیج فارس فورا موضع گرفتید ( این وظیفه هر ایرانی میباشد ) و حتی اعراب را تحقیر نمودید در حالی که در تغییر اسم هیچگونه نفی مالکیت و تعرضی وجود نداشت . مطمئنم که انتظار ندارید ما ترکان در مقابل تحریفات و توهینات و هجمه ها ساکت باشیم . اگر ساکت باشیم مطمئنا در غیرت ما شک و شبهه است . در حالی که خود را مسلمان و ایرانی میدانیم به همان میزان به ترک بودنمان هم افتخار میکنیم و زبان خودمان را دوست داریم و به همان میزان که از کشور مان دفاع میکنیم ( و کردیم ) از فرهنگ و زبان خودمان نیز باید دفاع کنیم . اگر دفاع نکنیم خفت اور است . این روزها مد شده هر قلم بدستی برای اینکه خودی نشان دهد اول از همه یکی دو مقاله علیه ترکان و مشاهیر و تاریخ ترکان و اذربایجان مینویسد . حال این قلم بدستان از کجا اب میخورند مشخص نیست ولی انچه واضح است این است که نوشتجات اینان اب در اسیاب دشمن ریختن است چون حساسیت و تحریک مردم غیور ترک را در بر دارد . افکار کودکانه یک سان سازی قومی و تغییر زبان ترکان به فارسی و تحریف تاریخ هیچ وقت به نفع میهنمان نبوده و نخواهد شد . حمله پانی دفاع پانی را ایجاد خواهد کرد و دست اخر انچه در این میان ازبین خواهد رفت همان احترام متقابل و اتحاد ملی خواهد بود . همین کتاب «شاه اسماعیل شاعر نبوده و دیوانی هم نداشته است» هجوم به مشاهیر ترکان میباشد و مانند این است که کسی بخواهد با توسل به اوهام ثابت کند که حافظی در کار نبوده و دیوانی هم نداشته است . فکر نکنم شما هم سکوت در برابر چنین عده ای را منطقی بدانید.
[quote='amenmarr']آتیلا عزیز سوای از این که همه ما انسـان هستیم و حلقه ای از زنجیره عالم هســتی و نیازمنـد به یکدیگر؛ اول ایرانی هستـیم و بعد مســلمان و یا باورمنـد به هر مذهب دیگر و بعد از آن گویـش ترکی و لری و عـربی و مـازی و گیلکی و کردی و ...و زبـان مشترک همـه ما فارسی است. هیچ کس با هرگویـش و باوری و وابسته به هر قوم و نژادی بر دیگری رجحان و برتری و امتیازی ندارد، معیار فضیلت انسان، قومیت و نژاد و گویش نیست همه باهم برابرند و باید ازحقوق متساوی برخوردار باشند، همه مخلوق خدا هسـتند و حتی سنجش زهـد و ورع و پارسـائی و محبوبیت نزد خداوند تبـارک و تعالی هم مربـوط به خداوند است و نمی تـواند و نبـاید به لحاظ ارزش موجـودیت، متـفاوت از دیـگران باشـد، هرکس بیشتر زحمت بکشـد و بیشـتر موجد خدمات به هم نوعان خود باشد مزد و پاداش بیشـتری می برد و طبیعتاً از زندگانی بهتری برخوردار است اما صِرف به این که پرهیزکار تراست و دانا تر و عالم تر است به تنـهائی هیچ امتـیازی برای او محسـوب نمی شود، بنابر این من فارسـم و ترکم و عـربم و لرم و کردم و مسـلمانـم و زرتشـیم و یهـودیم و مسـیحیم و....به خودیِ خود تا زمانی که جوهره وجودش مثمر ثمر نباشد نشان از هیچ گونه امتـیازی نیـست، این حرفـها از دهان اعـراب بادیه نشیـن حجـاز بر می آمد که وقتی برسـرزمین ایران استیلا یافتند، به ناحق می گفتند ما عرب هستیم و بر عجم برتری داریم .[/quote] دوست عزیز . سخنانت کاملا درست است و منطقی . به نظر بنده هم همه اقوام و ادیان و مذاهب محترمند و مسیر همه ایرانیها باید در جهت اتحاد و پیشرفت و احترام به سایرین باشد . اما وقتی عده ای خود را ( بقول جورج اورول در کتاب قلعه حیوانات ) [b]برابرتر[/b] و اقا بالاسر میدانند و سعی در تخریب و تحریف اثار و تاریخ دیگران دارند و با هر بهانه و دستاویزی در جهت تخریب و توهین به قومیت و زبانتان بهره میجویند عکس العمل باید چگونه باشد ؟ وقتی جامعه و بخصوص اندیشمندانش در مقابل این تحریف کنندگان و توهین کنندگان ساکت است و تلویحا انرا تایید میکنند ما باید چه بکنیم . فکر نکنم سکوت کار خوبی باشد . فکر نکنم کسی در مقابل توهین و تحریف عده ای سکوت کند . برای روشن شدن مطلب مثالی خدمتتان عرض میکنم : چند سالی است که اعراب سعی در تغییر نام خلیج فارس را دارند . در مقابل این اقدام از رییس جمهور گرفته تا مردم عادی همه اعتراض کردند کمپین های اعتراض تومارهای اینترنتی و غیر اینترنتی و شعار ووووو به راه انداختند. و هزینه های زیادی در این زمینه شد ان هم فقط در مقابل تغییر نام یک خلیج که نه از حقوق ایران کسر میشد و نه مالکیت ایران نفی میشد در ضمن اکثر سواحل خلیج فارس عرب نشین نیز هست حتی قسمت ایرانیش . اعتراض ایرانیان گوش فلک را کر کرد البته حقشان بود اعتراض کنند . حالا ما ترکان ايراني نباید در مقابل تحریف و تغییر و جعل و توهین عده ای مقابله کنیم ؟ان هم تحريفاتي كه مغاير با قانون اساسي و حقوق قانوني ايرانيان است ؟ یکی نام شهرها و روستا ها و خیابانها را تغییر میدهد یکی زبانمان و سابقه تاریخیمان را تغییر میدهد دیگری مارا اذری پارسی مینامد ان دیگری ادبیاتمان و شاعران مارا به زیر سوال میبرد . عده ای هم پارا فراتر گذاشته و با وقاحت تمام دستور مهاجرت ما را میدهد و بعضی هم بدترین توهینها را نثار ما میکند و خیلی چیزهای دیگر . به نظر شما در مقابل این عده چه کنیم ؟ ایا زبان و فرهنگ و اصلیت خود را فراموش کنیم ؟ ایا ادعا کنیم فارس هستیم ؟ یا مثل بچه مثبت و حرف گوش کن بشینیم حرف اینا را قبول نماییم ؟ فیلم 300 حتما که یادت هست این همه اعتراض شد قلم ها و مباحث از تحریف تاریخ بیدادها کردند فحشها نثار کارگردان و بازیگران شد و هزینه ها شد تا بگویند این فیلم با تاریخ جور در نمی اید به نظرت ما ساکت باشیم ؟ [b]دوست فرهیخته amenmarr خیلی علاقه مندم راهکار شما را در این خصوص بدانم .[/b]
[quote='warden']با سلام دوستان بنده یک ترکم و به قومیت خودم افتخار می کنم ولی به نظرم این موضوع مجوزی برای من نیست که قوم خود را یک قوم برتر و بهتر بدانم چون تمام قوم ها ارزش یکسانی دارند و ما زمانی می توانیم با خوشبختی ، عزت نفس و اقتدار زندگی کنیم که برای همدیگر احترام قائل باشیم و به یکدیگر در چشم خواهر و برادر نگاه کنیم . ما در زمانه ای زندگی می کنیم که کشورهای پیشرفته ی اروپایی با همدیگر متحد می شوند و مانند یک کشور در کنار یکدیگر زندگی می کنند ، در مقابل نیز کشورهای جهان سومی با ایجاد تفرقه همدیگر را به سمت نابودی سوق می دهند که مثال آن را می توان در سوریه ، عراق و اوکراین دید . آیا ما هم باید یک تجربه ای مانند این داشته باشیم تا عبرت بگیریم ؟[/quote] سلام دوستان من یک ترکم و به ترک بودنم افتخار میکنم مطالب دوست عزیزwarden را کاملا تائید میکنم بعلاوه نمیتوانم در مقابل راسیسم و شوونیسم عده ای که میخواهند با تحریف تاریخ و زیر سوال بردن ملیتهای دیگر افکار بچه گانه خود مبنی بر یکسان سازی قومی ، ساکت باشم . نمیخوام کسی به ملیت من توهین کند نمیخوام کسی تاریخ را به دلخواه تحریف کند . عاشق زبان و فرهنگ خودم هستم . سکوت در برابر تحریف و توهین تایید ان است ((( [b]فکر کنم اینها حقوق ابتدایی من هستند[/b] )))
پیترو دلاواله‌ جهانگرد ایتالیایی‌ که‌ طی‌ دو سال‌ اقامت‌ در استانبول‌ زبان‌ ترکی‌ را فراگرفته‌ بود،در نامه‌ مورخ‌ 18 دسامبر 1617 که‌ از اصفهان‌ به‌ دوستش‌ ماریواسکیپانو نوشته‌ است‌، چنین‌می‌گوید: در ایران‌ عموماً بیشتر به‌ ترکی‌ سخن‌ گفته‌ می‌شود تا فارسی‌، مخصوصاً در دربار و بین‌بزرگان‌ رجال‌... آدام‌ اولئاریوس‌ آلمانی‌ که‌ از طرف‌ دربار فردریک‌ فن‌ هلشتاین‌به‌ عنوان‌ منشی‌ سفارت‌ به‌ روسیه‌ و ایران‌ فرستاده‌ شده‌ و از نوامبر 1636 تا فوریه‌ 1638 درایران‌ مقیم‌ بوده‌ است‌. اولئاریوس‌ در ضمن‌ توصیف‌ ضیافتی‌ که‌ شاه‌ صفی‌ برای‌ سفرا داده‌ بود،می‌گوید: وقتی‌ ضیافت‌ تمام‌ شد، ایشیک‌ آقاسی‌ باشی‌ به‌ ترکی‌ فریاد زد: سفره‌ حقینه‌، شاه‌دولتیه‌، غازیلر قوتینه‌، الله دیلم‌ الله الله، و حاضران‌ کلمات‌ الله الله را تکرار کردند. همو می‌نویسد زبان‌ ترکی‌ بقدری‌ دردربار اصفهان‌ اهمیت‌ دارد که‌ آنجا بندرت‌ یک‌ کلمه‌ فارسی‌ به‌ گوش‌ می‌خورد. همین‌ مؤلف‌باز می‌گوید که‌ ایرانیان‌ آثار شعری‌ خوبی‌ به‌ ترکی‌ و فارسی‌ دارند و اسامی‌ شعرایی‌ از قبیل‌نسیمی‌، نوایی‌ و فضولی‌ را در ردیف‌ فردوسی‌ و حافظ‌ و سعدی‌ می‌آورد. شوالیه‌ ژان‌ شاردن‌ که‌ مدت‌ یازده‌ سال‌ (70 ـ 1664 و 77 ـ 1671) در ایران‌ بوده‌، می‌نویسد:«ترکی‌ زبان‌ قشون‌و دربار است‌، و زنان‌ و مردان‌ منحصراً به‌ ترکی‌ سخن‌ می‌گویند، خصوصاً در خانواده‌های‌اشرافی‌. علت‌ این‌ امر آنست‌ که‌ خاندان‌ (صفوی‌) از مناطق‌ ترک‌ زبان‌ و از میان‌ ترکمانان‌ که‌ زبان‌مادری‌شان‌ ترکی‌ست‌ برخاسته‌اند. سانسون‌ که‌ به‌ نمایندگی‌ از طرف‌ پاپ‌ به‌ سال‌ 1683 به‌ ایران‌ آمده‌ و سه‌ سال‌ در اصفهان‌ مقیم‌بوده‌ است‌، ضمن‌ بحث‌ از اعتقاد ایرانیان‌ به‌ قدرت‌ معنوی‌ شاه‌ و منزه‌ بودن‌ وی‌ از معاصی‌می‌گوید: آنان‌ در ضمن‌ هر صحبتی‌ عبارت‌ «قربان‌ اولیم‌، دین‌ ایمانوم‌ پادشاه‌، باشینا دونیم‌» رابکار می‌برند. انگلبرت‌ کمپفر آلمانی‌ که‌ به‌ سال‌ 1684 همراه‌ هیئتی‌ با سفیر سوئد به‌ ایران‌ آمده‌ و سمت‌منشیگری‌ و طبابت‌ را داشته‌ است‌، راجع‌ به‌ ترکی‌ می‌نویسد: «زبان‌ ترکی‌ دربار بیشتر زبان‌ مادری‌خاندان‌ سلطنت‌ است‌ تا مردم‌ عادی‌... سخن‌ گفتن‌ به‌ این‌ زبان‌ از طریق‌ دربار در میان‌ خانواده‌های‌اعیان‌ و اشراف‌ بقدری‌ گسترش‌ یافته‌ است‌ که‌ اکنون‌ ندانستن‌ آن‌ برای‌ کسی‌ که‌ از امتیازی‌برخوردار باشد، اسباب‌ شرمندگی‌ست‌. محمد طاهر وحید در ضمن‌ وقایع‌ سال‌ 1070 سلطنت‌ شاه‌ عباس‌ ثانی‌ می‌نویسد: چون‌درویش‌ مصطفی‌ ارادة‌ مراجعت‌ به‌ وطن‌ مالوف‌ (الکاءروم‌) داشت‌، رقم‌ اشرف‌ به‌ خط‌ مبارک‌ به‌اسم‌ حاجی‌ منوچهرخان‌ بیگلربیگی‌ شیروان‌... در سلک‌ تحریربل‌ سمط‌ اعجاز کشیدند و سوادامان‌نامه‌ را که‌ به‌ ترکی‌ست‌ نقل‌ می‌کند. زبان‌ و سبک‌ ساده‌ و بی‌تکلف‌ این‌ امان‌نامه‌ نمونه‌زبان‌ احکام‌ و فرامینی‌ است‌ که‌ ترکی‌ در دوره‌ شاه‌ اسمعیل‌ و شاه‌ طهماسب‌ صادر می‌شده‌است‌. این‌ زبان‌ حد وسطی‌ست‌ میان‌ زبان‌ گفتار و گفتگوی‌ روزمره‌ و زبان‌ مطنطن‌ و پرتکلفی‌که‌ در مکاتبات‌ و مراسلات‌ رسمی‌ بین‌ ایران‌ و اروپا از دوره‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ به‌ بعد، به‌ تقلید ازمنشیان‌ عثمانی‌ رواج‌ داشته‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ می‌توان‌ به‌ عناوین‌ دو نامه‌ زیر اشاره‌ کرد: نامه‌شاه‌ صفی‌ به‌ فردیناند ثانی‌ امپراتور اتریش‌ و پادشاه‌ مجارستان‌. و نامه‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ به‌فردریک‌ اکسدوس‌ (اوگوست‌) دوک‌ ساکسونی‌ و پادشاه‌ لهستان‌.
[quote]شما هم عفونی کردی این کوروش کبیر رو... زیر کتاب کیهان بچه ها هم که میری شما هستی و همی......[/quote] اشتباه گرفتی دوست عزیز منبع ذکر شده ادبیاتت خوب نبود + نميدونم چي بگم شايد قرار نيست منبع را در پايان كامنت ببينيد .
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.