آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
2
سن کتابناکی:
7 سال و 5 ماه و 3 هفته و 0 روز
مکان:
آذربایجان شرقی
نویسندههای مورد علاقه
آخرین دیدگاهها
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابه ای تا خود که داند آشنا
گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود
مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا
ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته
زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزا
ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده
ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا
این باد اندر هر سری سودای دیگر می پزد
سودای آن ساقی مرا باقی همه آن شما
دیروز مستان را به ره بربود آن ساقی کله
امروز می در می دهد تا برکند از ما قبا
ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری
خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی
خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا
عالم چو کوه طور دان ما همچو موسی طالبان
هر دم تجلی می رسد برمی شکافد کوه را
یک پاره اخضر می شود یک پاره عبهر می شود
یک پاره گوهر می شود یک پاره لعل و کهربا
ای طالب دیدار او بنگر در این کهسار او
ای که چه باد خورده ای ما مست گشتیم از صدا
ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده ای
گر برده ایم انگور تو تو برده ای انبان ما
در مقاصد الفلاسفه
· 7 سال پیش
0 نفر
هیچ سندی نداریم که نشان بدهد که گالیله بعد از قرائت توبهنامه خود عبارت مشهور «ولی همچنان میچرخد» را زمزمه کرده باشد. در واقع قدیمیترین سندی که به این افسانه اشاره میکند، یک قرن بعد از مرگ گالیله ثبت شده است. البته در یک نقاشی که اثر نقاشی اسپانیایی است و یک دهه بعد محاکمه گالیله کشیده شده است، او را در حالی میبینیم که با انگشت به عبارت «ولی همچنان میچرخد» اشاره میکند و شاید این نقاشی، بذر اولیه این افسانه را روی زمین افکنده باشد. در این میان البته تخیل و نیز کنار نیامدن ذهنهایی که با تواب شدن گالیله و شهید نشدنش مشکل داشتند، هم در میان هستند. این مصادره به مطلوب تاریخی البته وارد بسیاری ازمقالات، شعرها و نوشتهها شده است.
گالیله، گیج و مبهوت از این داوری که نه به فوریت و نه به قاطعیت آن فکر کرده بود، بیاندک اعتراضی برگه را امضاء میکند. آنگاه آهسته دادگاه را ترک میگوید؛ خمیده، لرزان، درهم تکیده با غروری درهم شکسته، غروری افتخارآمیز که به او اجازه داده بود که از سی سال پیش بر ایتالیا، روشنفکری مسلط باشد.
بعدها خبردار میشود که برادرزادهی پاپ در زمرهی سه کاردینالی بوده است که با حکم مجازات او مخالفت کرده بود؛ ولی در این لحظه او درهم شکسته بود، یعنی پاپ اروین هشتم، دست رد به سینهاش زده بود، همان پاپی که گالیله تصور میکرد میتواند بیپروای کیفر، وی را به چالش بخواند.
محکوم به خانهنشینی در همان حال که با گامهایی کند و آهسته، به خانهاش در فلورانس باز میگشت، خبر به سرعت برق و باد در اروپا منتشر شد. دکارت، وحشتزده انتشار کتابش را که به توضیح جهان، اختصاص داده بود، به حال تعلیق درآورد؛ پروتستانها شادمان به دانشمندان خویش حق گفتن و نوشتن را ارزانی داشتند و نوشتههای محترمترین اینان یعنی کپلر ریاضیدان امپراتوری را، که به سال ۱۶۳۰ درگذشته بود، از نو قرین شرف و افتخار ساختند.
گالیله این دانشمند محترم و مورد ستایش، در ظرف یک روز، به شهیدی بدل شد. او به افسانهی قرون و اعصار پای نهاد، برافراشته بهسان نماد جاودانهی راستی در برابر تفرعن، نماد آزادی اندیشه در برابر سانسور، نماد دانش درخشان در برابر باورهای تاریک. دادرسی وی، بهسان نمونهای، مُهر و نشان عدم تساهل و تاریکاندیشی را برای همیشه بر پیشانی کلیسای مقدس کاتولیک کوبیده است.
در گالیله
· 7 سال پیش
0 نفر