رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

متاسفانه کتابناک از هر نظر رو به افوله. سیستم امتیاز بندی که خیلی ها رو از سایت دور کرد...جدیدترین مورد اما مربوط به گرافیک پروفایل هاست. طراحی جدید پروفایل کاربران فاجعه است!!! دقیقا شده شبیه فروم های دوازده سیزده سال پیش. قبلا هر پروفایلی شبیه یک وبلاگ آموزنده و حتی سرگرم کننده بود،ولی اون طرح خلاقانه و زیبا رو حالا با یک مدل زمخت و بدسلیقه عوض کردن. فکر نکنم شمار افرادی که طرح جدید رو به قدیم ترجیح بدن به تعداد انگشتان یک دست برسه.
دوستان گرامی یک پیشنهاد دوستانه به شما میکنم: این جماعت 40 ساله با ربط دادن بوق کامیون به شقیقه سعی در توجیه کارنامه سراسر دروغ و فسادشون دارن. آخرین چاره شون هم همه جا مثل اینجا همین گل آلود کردن آب جمهوری اسلامیه که باقی نفهمن حکومت اسلامیشون و خصوصا ایدئولوژی ولایت فقیهی چقدر کم عمق و سطحیه. چرا فکر میکنید واقعیت واضح و مبرهنی رو که همه دنیا شاهدش هستند رو با بحث و استدلال میتونید حالیشون کنید؟ E R S عزیز. فرمودین : «آقای خامنه ای بهتره به جای سخنرانی در مورد تقوا و مبارزه با نفس (که در این کتاب آمده) به طور عملی با فساد در سیستم تحت رهبری خودشان مبارزه کنند.» اولا ، منبع ظلمت توانایی مبارزه با ظلمت رو نداره. دوما ، یکی از ویژگی های اصلی حکومت های توتالیتر اینه که هر چند وقت یک بار کوتوله های سیاسی و اقتصادی رو با سر و صدای زیاد بازداشت و محاکمه میکنه..با اینکه جرم ها اکثرا واقعیه ولی در واقع این عرض اندامها فقط نمایشهای تبلیغاتی حکومتیه که مشروعیتش رو از دست داده...مجرمی که امروز محاکمه میشه ده سال پیش هم مجرم بوده فقط تفاوتش اینه که از دایره خودی ها بیرون رفته. البته این نمایشهای مبارزه با ظلم و فساد شامل حال دوستان نفر اول نمیشه. نفر اول ،خونواده اش ، دوستان و معتقدان راستینش با جرم های بیش از حد واقعی هم مصونیت کامل دارن!!! مثلا دوست نفر اول میتونه به بچه های مردم تجاوز کنه ولی آب از آب تکون نخوره.حتی اگه شاکی های پرونده که یک نفر و دو نفر هم نیستن هنوز پیگیر باشن. اون یکی دوستش میتونه بچه های مردم رو زیر شکنجه نابود کنه ، ولی تازه بعد از سالها دوندگی پدر یکی از مقتولین که جزئی از سیستم بوده و بیش از حد تابلو شدن قضیه فقط به سه سال زندان محکوم بشه و دوران حبسش رو هم بیشتر در مرخصی سپری کنه. خود نفر اول میتونه از لج شکست خوردن گزینه اش در انتخابات بر علیه مردم کشور خودش!!!فرمان آتش به اختیار بده و فعل اقدام کردن علیه امنیت ملی رو خیلی علنی و به تمیزترین شکل ممکن صرف کنه. کلا افشاگری هم اصلا معنی نداره. هر کسی که توی دایره خودی هاست هر کاری دلش خواست کنه.این قانون شماره یکه. خلاصه که این کامنت رو خطاب به آقای E RS و باقی دوستان نوشتم فقط به خاطر اینکه نشون بدم لازم نیست کامنتهای سراسر مغلطه افرادی مثل صدرا رو جواب بدیم.
توی تالیفات آقای غیاث آبادی چیزی که فراوونه قیاسهای دور و دراز ، مغلطه های باورنکردنی و نتیجه گیریهای خنده دار و بچه گانه است..حسی که بعد از خوندن چند صفحه از ترهات ایشون به آدم دست میده همون حسیه که بعد از گوش دادن چند دقیقه از بیانات اقای احمدی نژاد توی دوره ریاست جمهوریشون به آدم منتقل میشد. در مورد افرادی هم که میخوان خودشون رو طرفدار این نگاه عوامانه و سطح پایین نشون بدن باید بگم ، چندسال پیش مد شده بود هر تازه به دوران رسیده ای که میخواست ژست روشنفکری بگیره وظیفه خودش میدونست اول بدون هیچ مطالعه ای فرض رو بر این بگیره که تاریخ ایران تا حالا برمبنای دروغ تالیف شده و بعد تازه شروع کنه به خوندن تاریخ اونهم فقط با این هدف که اون پیش فرض جعلیش رو اثبات کنه.کتابهای از این دست هم خوراک اینجور آدما بود.البته سال به سال که میگذره تعدادشون کمتر میشه چون پشتوانه علمی مناسبی ندارن... یک دلیل شایع دیگه اش هم جذابیت نگاه متفاوت داشتن به تاریخه که خیلی ها رو به بهای دوری از واقعیات گذشته مسحور خودش میکنه و مولف هر چرندی رو فقط به خاطر اینکه با برداشت هایی که تا الان از تاریخ وجود داشته متفاوته و از این نظر جذابیت داره راحت به خورد مخاطب میده. انسانی که واقعا روشن باشه قبل از هر چیز مراقب خودشه و چیزی که نقد میکنه در درجه اول بنیانهای اندیشه خودشه ، اونهم نه یک بار و ده بار همیشه و همیشه پیش از هر نقدی..بعد میره سراغ جامعه و تاریخ و مذهب ، که نقدشون و درصورت لزوم کنارگذاشتنشون هم ضرورت داره. زرینکوب پنجاه سال پیش ، از ضرورت تعلیم روش شناسی تاریخ به دانشجوها و حتی علاقه مندان این رشته گفته بود. دلیلش رو هم این عنوان کرده بود که چون ماده علم تاریخ در دسترس همه هست خطر قبول تالیفهای بازاری به عنوان واقعیت توی این رشته خیلی زیاده...اون زمان البته هنوز اعجوبه های همه فن حریفی مثل رائفی پور و غیاث آبادی و پورپیرار و امثالهم خلق نشده بودن که علم تاریخ رو اینطور به لجن بکشن.
تجزیه طلبی و خودمختاری و فدرالیسم نه ، دموکراسی و جدایی دین از سیاست آری اکثریت قریب به اتفاق کشورهای دارای نظام فدرال از ابتدای شکل گیریشون هست که به صورت فدراسیون اداره میشن ، اشتباهی که اغلب افراد (اونهم به دلیل نگاه توده باورانه به امور سیاسی) مرتکبش میشن همینه که با مشاهده آزادی های سیاسی و اجتماعی موجود در برخی کشورهای فدرال ، دموکراسی موجود رو زاییده شیوه حکومت فدرال میدونند. در حالی که کاملا قابل پیش بینیه که تغییر و تبدیل حکومت یکپارچه به فدرال (خصوصا در خاورمیانه) ابتدا منجر به خودمختاری و سپس تجزیه کامل واحدهای سیاسی میشه.
در لزوم تغییر این نگرش غلط (صرفا خائن بودن ،صرفا بی عرضه یا بی کفایت بودن شاهان قاجار) شکی نیست. قطعا این برداشت های ساده انگارانه در ذم قاجاریه که اکثرا عاری از هرگونه پشتوانه صحیحی است غلط اندر غلطه. (خصوصا شعار شایعی که به بهانه اصالت غیرایرانی قاجاریه شاهان این سلسله رو عاری از هر گونه احساسی نسبت به ایران معرفی می کنه.) در ضمن تاریخ تکرار شدنی نیست. قاجاریه ،زندیه رو از صحنه روزگار محو کرد.اگر داستان برعکس بود و قاجاریه توسط زندیه از صحنه روزگار محو شده بود (که بعید هم نبود) ،مشخص نیست چه اتفاقی برای ایران افتاده بود. هر گونه نتیجه گیری مبنی بر فرض برعکس منوط به پژوهش دقیق و خصوصا دید فلسفی به تاریخ و شخصیت های تاریخی اون دوره است. نه نگاه شایع و توام با احساسات. و صد البته باید مراقب بود که این نگاه متفاوت رو فقط تا اونجایی به همراه داشته باشیم که با منطق و واقعیت منطبق باشه. منظور اینه که نگرش متفاوت به تاریخ صرفا و در همه حالات صحیح که نیست در بیشتر موارد کاملا غلطه. به عنوان نمونه همین قاجاریه قطعا کاستی هایی داشت. که مهمترین و بارزترینش (تنها به عنوان نمونه) بعضی اعمال بی خردانه آقا محمد خان و عدم رسیدگی ناصرالدین شاه به برخی امور کلی و حساسه که تصور شرایط بدتر از این (در این موارد خاص که گفتم) تحت فرمان سلسله زندیه سخته. ولی به نظر من نفع قاجار برای ایران مشخصا بیش از ضررش بود. نمونه دیگه تحریفات پانترکهاست در مورد تاریخ (که البته در مورد پانترکها ، زیاد سخت نیست تشخیص جعلیاتشون.)
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.