رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

نام صحیح این کتاب "هند، یا سرزمین اشراق" بوده و مرحوم غلامعلی وحید مازندرانی آن را نگاشته است. نظر به این که رشته ی تحصیلی بنده کتابداری است، نکته ای را با کمال تواضع خدمت مدیران محترم کتابناک و نیز کلیه ی عزیزانی که کتابها را تهیه و ارسال می کنند عرض می کنم. بارها دیده شده درست مثل همین مورد، کتاب ها بدون صفحه عنوان بوده و یا عناوین آن با عنوان مندرج در صفحه عنوان کتاب تفاوت دارد. نقش صفحه عنوان برای کتاب، درست مثل نقش شناسنامه برای افراد حقیقی است. همانطور که افراد حقیقی اسامی خانوادگی و مستعاری دارند که با نام سجلی آنان متفاوت است، یک کتاب هم ممکن است اسامی مشهور یا مندرج در پشت جلدی داشته باشد که با نام صفحه عنوان تفاوت دارد. خلاصه این که کتاب بدون صفحه عنوان درست مثل شخص بی شناسنامه است. ممکن است در مواردی برای گریز از قانون حق تالیف، از درج نام واقعی یک کتاب خودداری کنند. اما این شیوه برای سایتی مانند کتابناک که به عینه روشن است به قوانین کپی رایت پایبند است، به هیچ وجه مصداق ندارد. با درج نام صحیح کتابها، راه را بر بسیاری اشتباهات و دوباره کاریها ببندیم.
آیا خانم لمبتون هم توده‌ای بود؟ متاسفانه مطلق‌گرایی و سیاه‌وسفید دیدن اشخاص و جریان‌های تاریخی، لطمات بسیار بزرگی بر افکار آحاد مردم و نتیجتاً سمت‌گیری تحولات اجتماعی-سیاسی مملکت ما وارد آورده است. معمول این است که بسیاری از ما، قبل از مطالعه و تحقیق، قضاوت نهایی را در ذهن خود حاضر و آماده داریم و بعد هنگام مطالعه (البته اگر زحمت مطالعه را به خود بدهیم) قبل از این که جویای حقیقت باشیم، در پی اسناد و مدارکی هستیم که با ضرب و زور با قضاوت ما منطبق شود. واقعیت این است که با ردیف کردن القابی هم‌چون "بزرگمرد"، نمی‌توان حقایق تاریخی را عوض کرد. بر اساس مستندات تاریخی، در سال 1320 شمسی، رضاشاه پهلوی بزرگ‌ترین ملاک و فئودال خاورمیانه بود. توجه به این واقعیت که رضاشاه قبل از کودتا قزاقی ساده بود و از مال و منال دنیا چیزی نداشت، می‌تواند به خودی خود گویای واقعیتی بدیهی باشد. با شروع جنگ جهانی، متفقین به دلایل بسیار – که جای بحث آن این‌جا نیست – رضاشاه را مجبور به خروج از ایران نمودند. بنابراین وی فرصتی نداشت تا زمین‌ها را به پول نقد تبدیل کند. اما با نگاهی منصفانه و واقع‌گرایانه باید به واقعیتی دیگر نیز اذعان نمود. رضاشاه خصلتا فرد تجمل‌پرستی نبود. با نگاهی به متون تاریخی – ازجمله کتاب ماموریت برای وطنم که به نام محمدرضاشاه پهلوی منتشر شده – می‌توان دریافت که خود رضاشاه به‌رغم تصرف زمین‌های مرغوب (به‌خصوص مازندران) و مالکیت بر آن‌ها، زندگی و ظاهری ساده و نظامی داشت. با وجود این، و با توجه به تنگنای شرایطی که بر وی تحمیل شده بود، رضاشاه در آخرین لحظات نیز از مالکیت زمین‌هایش چشم‌پوشی نکرد. قبل از خروج از کشور، در اصفهان کلیه‌ی اراضی و مستغلاتی را که در تصرف داشت، به پسرش محمدرضا پهلوی هبه کرد. (اصل سند در کتب مربوط امده است). درمورد تصرف عدوانی زمین‌ها (شکل این تصرف چه به زور بوده یا خریدن به نازل‌ترین مبلغ، در اصل واقعیت تغییری نمی‌دهد) مستندات آن‌چنان فراوان است که انکار را غیرممکن می‌نماید. پس از شهریور بیست و باز شدن فضای سیاسی، دولت و به‌خصوص مجلس شورای ملی با سیل شکایات مالکان سابق زمین‌ها روبرو شدند. مستندات شاکیان آن‌قدر محکم بود و کار آن‌چنان بالا گرفت که محمدرضاشاه دستور داد دادگستری به پرونده‌ها رسیدگی کند. بدین‌گونه زمین‌های بسیاری به مالکان قبلی مسترد شد. پس از آن نیز محمدرضاشاه طی امضای سندی، اختیار کلیه‌ی اموال باقی‌مانده‌ی پدرش را به مجلس شورای ملی سپرد. این که تصرفات عدوانی رضاشاه صرفاً به حزب توده نسبت داده شود، نعل وارونه زدن و نتیجه‌ی مطالعه‌ی کم است. محمدرضاشاه با قبول استرداد زمین‌ها، عملاً تصرف عدوانی از جانب پدر را تایید نمود. آیا محمدرضاشاه نیز توده‌ای بود؟ خانم "آن لمبتون" انگلیسی معرف حضور دوستان هست. وی در کتاب مالک و زارع در ایران می‌نویسد: "رضاشاه در ترکمن‌صحرا چهارصد ده خالصه خریداری کرد" Lambton, Ann / Landlord and peasant in Persia. London: Oxford University Press, 1969 - 45. نوشته‌ی لمبتون دو سوال اساسی را در ذهن ایجاد می‌کند. اول این که مگر رئیس‌الوزراء و سپس پادشاهی که از مال دنیا هیچ نداشت، می‌باید چه‌قدر درآمد داشته باشد تا بتواند چهارصد روستا بخرد؟ و سوال دوم این که آیا خانم لمبتون هم توده‌ای بود؟
مولف این کتاب، حاج‌علی رزم‌آرا در فروردین 1280 در تهران متولد شد. چون تولدش در شب عید قربان بود، کلمه‌ی حاج را به اسم او اضافه کردند. پدرش نظامی بود و فرزندش را نیز وارد مدرسه‌ی نظام کرد. بعدها حاج علی وارد بریگاد قزاق شد و در سرکوب نهضت جنگل (گیلان) و اسماعیل سیمیتقو (کردستان) نقش ایفا نمود. به‌خاطر همین اقدامات یکی از نفرات منتخبی بود که برای تحصیل علوم نظامی عازم فرانسه گردید. در بازگشت به ایران، و پس از سرکوب عشایر شورشی لرستان با مسئولیت فرمانده تیپ لرستان، در اداره‌ی جغرافیای ارتش مشغول به کار شد و در همین سال‌ها بود که با انورالملوک هدایت (خواهر صادق هدایت) ازدواج کرد. در سال‌های بعد، هنگام یورش متفقین، ازجمله افسرانی بود که به رضاشاه ترک مخاصمه را پیشنهاد کرد. پس از شهریور بیست و بر تخت نشستن محمدرضا پهلوی، حاج علی رزم‌آرا به ترتیب به عنوان فرمانده لشکر یک مرکز، ریاست دانشکده افسری و با درجه‌ی سرلشکری به ریاست ستاد ارتش منصوب گردید. در وقایع آذربایجان در سال 1325، محمدرضا پهلوی به رزم‌آرا دستور سرکوب فرقه‌ی دموکرات را داد و او در این مورد جدیتی تام به عمل آورد. در وقایع مربوط به ملی شدن صنعت نفت، رزم‌آرا به یکی از موثرترین مهره‌های سیاسی – نظامی مبدل شده بود. ظاهرا بنا بر قولی که محمدرضاشاه در وقایع مربوط به فرقه دموکرات، به رزم‌آرا داده بود، به تاریخ 5 تیر 1329، به جای مرحوم مصدق، حکم نخست وزیری را دریافت کرد. وی در دوران کوتاه نخست وزیری خود، قصد داشت لایحه‌ی الحاقی معروف به گس – گلشائیان را از تصویب مجلس بگذراند. اما مخالفت‌های مردم، جبهه ملی، گروههای سیاسی و در راس همه، مرحوم دکتر مصدق موجب گردید وی بالاجبار این لایحه را پس بگیرد. جدیت رزم‌آرا برای تامین منافع شرکت نفت انگلیس و نیز مخالفت علنی وی با ملی شدن صنعت نفت، موجب شد تا وی در اذهان عمومی مهره‌یی انگلوفیل (طرفدار انگلستان) شناخته شده و نتیجتا دشمنی‌های بسیاری را از جانب طیف وسیعی از افراد و جریانها بر علیه خود برانگیزد. سرانجام در 16 اسفند 1329، در مسجدشاه تهران، ظاهرا به دست خلیل طهماسبی از اعضای فدائیان اسلام ترور شد. درمورد ترور رزم‌آرا ابهامات و تشکیک‌هایی صورت گرفته که امید است با گذشت زمان و کشف اسناد مربوط، چنین واقعه‌یی شفاف شود. و اما تالیفات رزم‌آرا خاصه در جغرافیای نظامی ایران، یکی از منابع ارزنده در جغرافی ایران بوده و خواهد بود. امیدوارم در کنار این کتاب، کتاب‌های دیگر وی نیز در اختیار عموم قرار گیرد: جغرافیای نظامی ایران: پشت کوه، آذرب‍ای‍ج‍ان‌ خ‍اوری، خراسان، خ‍ل‍ی‍ج‌ فارس، خ‍وزس‍ت‍ان، ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ان‌، کردستان، ش‍ه‍رس‍ت‍ان‍ه‍ای‌ م‍رزی‌، کویرهای مرکزی، ل‍رس‍ت‍ان‌، اص‍ف‍ه‍ان‌ و ب‍خ‍ت‍ی‍اری، م‍ک‍ران.
در این روزگار، ایرانی و عرب و ترک و اقوام چشم بادامی، همه در یوغ سرمایه داری جهانی هستند. اعتقاد به اصالت و نتیجتا برتری یک نژاد بر دیگری، با هر دیدگاه و تحت هر پوششی ارتجاعی و مهمل است. یادمان باشد که در حوزه ی ایران عزیز که خوشبختانه همه عاشقش هستیم، نژادهای گوناگون در کنار یکدیگر زندگی می کنند و در برابر دشمن واحد، در صف واحد هستند. ناسیونالیسم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بر اساس تجربیات بدیهی تاریخیف مالا به راسیسم و فاشیسم منتهی می شود. ضمنا بسیاری از ابیاتی که دوستان به فردوسی نسبت داده اند، الحاقی بوده و در نسخ معتبر شاهنامه نیامده است. هرچند فردوسی در بسیاری موارد با توجه به معیارهای جهانی امروز، خطوط قرمز را رد کرده و این به خودی خود نه موجب خدشه امدن بر مقام ادبی وی است و نه تخطئه ی نقدهایی منصفانه که بر دیدگاه های وی وارد است.
ایشان در قید حیات هستند و امیدواریم سالها در صحت و سلامت و عمر باعزت به سر ببرند. و اما از میان آثار گوناگون ایشان، اگر تنها و تنها حافظ نامه را مورد بررسی قرار دهیم، انصافا این اثر یکی از فاخرترین اثاری ست که در حوزه ی حافظ شناسی به شیوه ی علمی و اکادمیک نگاشته شده است. صدالبته بسیاری از نظرات ایشان قابل نقد است. فی المثل یکسونگری هایی که درمورد جهان بینی حافظ دارند و در شرح عزلیات سعی در القای ان دارند. خاصه مواردی که آشکار است قصد مقابله و حتی تخریب زنده یاد شاملو را داشته اند. برای مثال ایشان ترکیب "زهدریا" را بی هیچ دلیل قانع کننده یی به ترکیب "زهد و ریا" ترجیح می دهند. با تمام این تفاصیل، استاد خرمشاهی یکی از سرمایه های فرهنگی این مرز و بوم بوده و امیدواریم سایه ی فضل ایشان همیشه مستدام باشد.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.