رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

عشق به روایتی دیگر و از جنسی دیگر... چقدر زیبا عشق جین و این آقا به تصویر کشیده شده.... واقعا عشق این دو نفر بهم و خصوصا جین بسیار تاثیرگذاره.... زیباتر از همه نهایت دوست داشتنه که در آخرین این کتاب اومده جین با وجود نابینایی این مرد با اون ازدواج میکنه نه از سر ترحم بلکه از سر دوست داشتن... از اون دسته از کتابهاست که آدم دوست داره تو کتابخونش داشته باشه و هرچند وقت یکبار صفحاتش رو ورق بزنه تا شیرینی این عشق از یادش نره....
قسمت جالب این کتاب [b]انتخاب فرهاد[/b] بود.با اینکه دختران زیادی در اطرافش بودند اما اون [b]هدیه[/b] رو انتخاب کرد. این انتخاب [b]فوق العاده جالب[/b] بود.چرا که فرهاد دختری رو انتخاب کرد که [b]احساساتش پاک و دست نخورده[/b] بود. این انتخاب در زندگی امروزی ما هم کماکان دیده میشه. خوب خیلی از مردها دوست دارند با دختری ازدواج کنند که یه همچین خصوصیاتی داشته باشه. فرهاد با اینکه از یه قشر مرفه جامعه بود و می توانست انتخابهایی به مراتب(از لحاظ موقعیت اجتماعی و طبقاتی)بهتراز هدیه داشته باشه اما چیز ارزشمندی رو در هدیه دید(صداقت و پاکی) که در وجود هر شخصی نمی توان یافت و این برای فرهاد از همه چیز مهم تر بود.:x:x:x
هرچی شخصیت [b]اسکارلت[/b] تو کتاب برباد رفته [b]سرسخت و بی پروا[/b] بود در جلد دوم این کتاب( اسکارلت ) ما شاهد در واقع [b]پختگی اسکارلت[/b] و رسیدن اون به [b]معنای واقعی عشق[/b] رسیدیم. این عشق طوری در وجود اسکارلت ریشه دوانده بود که حتی به [b]خواستگاری اشلی[/b](چیزی که همیشه منتظر اون بود)جواب رد داد. درسته شاید قلم این نویسنده مثل خانم میچل نباشه ولی به زیبایی این پختگی به نگارش درآمده. چقدر از دست اسکارلت تو بربادرفته حرص خوردیم. و چقدر از شخصیت تقریبا معقول اسکارلت تو جلد دوم خوشحال شدیم که بالاخره سر اسکارلت به سنگ خورد و از رویا بیرون اومد و به یه عشق شیرین رسید.عشقی که به سختی و مرارت دوباره به دستش آورد. و چه زیبا [b]اسکارلت و رت[/b] صادقانه در بالای او برج اعتراف کردند که [b]همدیگر رو دوست دارند[/b] و تا ابد به هم تعلق دارند. این به نظر من زیباترین قسمت این کتاب بود چون هردو به دور از ریا و لجبازی و از صمیم قلب به این عشق معترف شدند. :x:x:x
وقتی اسم این شاهکار بزرگ به میون می آید چند مورد به در ذهن آدم تداعی میشه: 1-وقتی اسم بینوایان رو میشنویم شاید [b]اولین چیزی[/b] که به ذهنمون میاد [b]شخصیت کوزت[/b] باشه.کوزت بین ما ایرانیها خیلی معروفه طوری که وقتی یه جا می بینیم که یه بنده خدایی خیلی داره زحمت میکشه و به سختی کار میکنه و خانم هم هست بهش میگیم بیچاره [b]عین کوزت داره کار میکنه.[/b] 2-[b]مهمترین درسی[/b] که از این کتاب زیبا میشه آموخت [b]درس اعتماد[/b] است.شاید اگه اسقف موریل به ژان والژان اعتماد نمیکردو هنگام دزدیدن او شمعدانها ادعا نیمکرد که خودش اونها به ژان والژان داده مسیر زندگی این مرد عوض نمیشد.اسقف با اعتمادش به این مرد زندگی دوباره رو بهش برگردوند و همین تحول عظیم از این مرد یه مرد نیکوکار و محترم ساخت. 3-[b]مهمترین حسن[/b] این کتاب این است که انسان با تمام وجود [b]درد و رنج شخصیتهای داستان [/b]رو[b] درک و لمس [/b]میکند. 4-به آخر داستان که میرسیم می بینیم که شخصیت ژان والژان چقدر با ابتدای داستان فرق میکند.طوریکه به سختی می توان باور کرد این مرد همان مردی است که روزی به خاطر دزدیدن یک قرص نان به زندان افتاد.[b]و این هنر نویسنده است که تولد دوباره این مرد را به [/b][b]زیبایی توصیف میکند[/b].:x:x:x
[b]دوستان عزیز مخالف:[/b] 1-خواهشا [b]یکبار فقط یکبار،امتحان بفرمایید[/b] بعد انقدر[b] ساز مخالف[/b] بزنید. 2-کافیه فقط یکبار به یکی از مراکزی که زیر نظر موسسه حجامت ایرانه سری بزنید تا ببینید چه خبره. 3-بهتره آدم اول کاری رو امتحان کنه بعد اظهار نظر کنه [b]یه طرفه قاضی رفتن[/b] راجع به کاری که تا به حال حتی از نزدیک شاهد اون نبودید [b]اصلا درست نیست.[/b] 4-[b]البته بعضی ها هرجاکه میرن ساز مخالف میزنند.[/b](!)(!)(!)(!) 5-راستی اگه از پدربزرگها و مادربزرگهاتون هم بپرسید،حتما راهنماییتون میکنن.این عزیزان حجامت رو از ما بهتر میشناسندو بیشتر بهش اعتقاد دارند. 6-نترسید [b]اصلا درد نداره[/b]،حتما امتحان کنید [b]نتایج شگفت انگیز[/b] آن را خواهید دید(البته اگه خواستید اینکار رو انجام بدید حتما به یک مرکز معتبر برید،چون هستند جاهاییکه غیراصولی اینکار رو انجام میدن) 7-انجام بدید اگر بد بود،اون وقت هی ساز مخالف بزنید.:x:x:x
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.