رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

[quote='آزاد میاندیشم']نقل قول از abuadnan:متاسفانه در ایران همه مارکس را یه کافر می دونن وموسس این همه ظلمی که اتحاد جماهیر شوروی به مردم دنیا روا داشت همه باید سعی کنیم که1- حساب مارکس را از کمونیستهای شوروی جدا کنیم2 - منزلت مارکس در جامعه شناسی را به دیگران بفهمانیم3- ظلم ستیزی مارکس را برای همه مردم نشان دهیم.«مهدی جنامی ابو عدنان» سپاس دوست من مارکس به نوعی جامعه و معیارهای ظلم ستیزس خویش معرفی میکند اما در ادامه میبینیم که لنین و استالین و مایو و...هرکدام روش هایی را براس رسیدن به جامعه و آرمانهای مارکس ارایه میدهند که هیچ شباهتی به هم ندارندد زنده باد بشردوستان(آماییست) نقل قول از economy1368:به نظرم مارکس هدف رو درست تشخیص داد یعنی مبارزه با سرمایه داری ولی روش درستی رو انتخاب نکرد اما در هر صورت اون آدمیه که به فطرت انسانی پایبند بود. امیدوارم ظلم خواهی استالینیسم رو با دادخواهی مارکسیسم اشتلاه نشود[/quote] من قبلا در نظرات شما خواندم که اسلام معرفى شده توسط دگراندیشان رو جعلى مى دونین، در حالى که قرآن معین و مشخصه و تفاسیر درست هم که هستن به علاوه شان نزول حالا اگر بگیم نمود عملى اندیشه مارکس=استالین ، چه پاسخى هست؟ کى مى تونه(منظور فرد و اسم نیست منظور تحت چه شرایطیه) مارکسیسم حقیقى رو روى کار بیاره؟ اين فقط يه سوال بود اميدوارم عصبانى نشيد يا حمل بر لج بازى من نكنيد. شنيدن نظرات مخالف فكر كنم از اصول آزاد انديشيست
روش هاى اثبات بسیار زیادند، نباید در روش هاى کلیشه اى( یکى از دوستانم بهشون مى گفت مدل هندسه دبیرستان!!)خلاصه کرد، اشتباه خداناباوران همینه در اثبات وجود خدا از نیاز حرف مى زنیم و گیر ما همینجاست، طرف مقابل حرف ما رو سفسطه(نسل جدیدشونم:دژفرنود) مى دونه این یه مطلب، مسئله دوم اینه که هر خداناباورى بحث رو اینطورى شروع مى کنه، خدا که اثبات شدنى نیست... خیلى خوب از يه مثال پيش پا افتاده شروع كنيم [b]اکانت بهرام هدایت صاحبى نداره و توسط کسى اداره نمى شه، وجود صاحب اون هم که اثبات شدنى نیست، چطورى مى خواید اینو اثبات کنید؟[/b] لطف کنید این مسئله رو براى من رفع کنید (البته مى دونم كه اين حرف من يه مغلطه است ولى دوست دارم بدونم چطورى اين رو اثبات مى كنيد تا بعد)
[quote='gotvand']جناب amenmarr عزیز شما اون جملات رو واکنش طبیعی میدونید ؟ اگر واکنش طبیعی است چرا دیگر اعضای این سایت این طور واکنشی نشان ندادند؟ بلکه همان طور که دیدید اکثرا از جملات abcdef10 اظهار شگفتی و انزجار کردند. واقعا برایم سوال است ایا شما تعصب و حمیت رو دلیل موجه میدونین؟ که جمله ی اول نظرتون را نوشتین؟ مطلب دیگری که می خواهم عرض کنم و خیلی مایلم نظر دیگر اعضارو هم در موردش بدونم اینه: من خودم از کودکی تا به این سن مولانا و حافظ و سعدی خوانده ام و با اشعار این بزرگان خصوصا سعدی انس و الفت دارم. پس من کسی نیستم که با سوزاندن کتاب های این شعرا موافق باشم چه این که من با کتابسوزی (هرکتابی که باشد) مخالم. اما نظرم اینه که اگر شخصی مثل کسروی به این نتیجه رسیده که کتاب های ان ها را باید سوزاند و این مطلب را نگوید جفا کرده. زیرا او باید مارا از تجربه ی راهی که رفته اگاه سازد. و اشخاصی هم که مخالف طرد کردن کتاب های یاد شده هستند هم دلیل بیاورند. به نظر من ان موقع است که قضاوت ها صحیح میشود ان موقع که موافق و مخالف هردو حرف بزنند و صدای هردو شنیده شود بی ان که زور و اجبارو تعصبی و قتلی در کار باشد. من نمی خام بیش از این حرفم طولانی بشه هرچند باید روی این مطلب بیشتر صحبت بشه که ازادی بیان یعنی چه. من همه ی ان چه میخواستم بگم رو در شعر زیر یافتم : ان را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است امیدوارم دوستان کتابخوانم منو در مورد عقیده ای که دارم راهنمایی کنند که ایا این عقیده خیره یا شر؟[/quote] در این مورد باید به متخصصان ادبى رجوع کرد و من نه دلایل کافى دارم و نه سواد کافى براى اظهار نظر اما به عقیده من آثار این بزرگان پشتوانه هاى زبانى و تکیه گاه هاى ادب پارسى هستند، اینکه زبان پارسى بعد از حمله اعراب دوام آورد و مثل زبان قبطى محدود و بومى نشد، همین آثار بودند، یقینا براى مبارزه سیاسى و رویکرد سیاست خارجه نمى توان از این آثار پند گرفت، اما این آثار براى روح بخشیدن به زندگى روزمره مردم زیاده هم هستند متاسفانه مرحوم کسروى بعد روحى و روانى هر انسان رو فراموش کرده بودند و به جامعه به سان یک مجموعه دستگاه مى نگریستند که نیازى به شعر ندارند باید از تاریخ سر در بیاورند(چرا؟) و از برخى مباحث دیگر. اما سوال من این است که مردمى که به فرهنگ و شعر نیازى ندارند چه نیازى به تاریخ دارند؟ وقتى مردم مجموعه دستگاه(آنچه ما مى نامیم: کامپیوتر) باشند فقط باید برنامه نویسى شوند یعنى در گوششان خواند و آنها هم انجام دهند، اگر روزى کتاب هاى شعر را سوزاندند، به یاد داشته باشید که کتب جناب کسروى پیرامون تاریخ و سایر کتاب هاى تاریخى را نیز بر همان آتش بسوزانید
[quote='هیرکان']نقل قول از gamaladdini:"تصورش را بکنید در میدان انقلاب شخصی کت و شلوار پوشیده و کراوات زده در کنار آتش ایستاده و دیوانهای حافظ و مولانا و عطار را در آتش میریزد و ...." جناب خرتو خر!!!شما معنی حرکت نمادین رو نمیفهمید؟نظرات شما و برخی دیگر از دوستان واقعامغرضانه است. اصلا شما عقل کل!!!! آیا تا به حال با ممنوع نبودن کروات در جامعه فساد به پا شده بود؟ آیا عامل آدم ربایی ،تجاوز (دسته جمعی)به عنف،اختلاس های کلان؛ کودک آزاری های سادیسمی، بیکاری؛ قتل های خانوادگی و دزدی و..... و هزاران جرم دیگر اصولا آدم هایی بودند که از کراوات استفاده میکردند؟ و اتفاقا" کسانی که از کراوات استفاده می کنند مجبورند منظم ومرتب باشند،از جمله : پیراهن مناسب با یقه تمیز به تن کنند کفش واکس زده بپوشند جوراب به پا کنند از لباس رسمی ومناسب استفاده کنند رعایت شئونات کراوات پوشان راغ بکنند حتی المقدور از نزاع های خیابانی پرهیز کنند رفتار خودرا اصلاح کنندو.......... پس کراوات ،نه تنها بد نیست بلکه مفید هم هست دو نمونه از دیدگاه هتای خوانندگان تابناک درباره خبر ممنوعیت بکارگیری کراوات: http://www.tabnak.ir/fa/news/248822/%D9%...%86%DB%8C%D9%86 [/quote] چه ربطى داشت به دیدکاه خرتوخر عزیز؟؟ ایشون اعتراضشون نه به لباس پوشیدن کسروى که به عقیده ایشون درباره بزرگان ادب پارسى بود بنا به برداشت خودم
[quote='بهرام هدایت']اگر کسروی اکنون بود، نمی توانست اکنون باشد چون 30 یا 15 سال پیش به مرگ طبیعی فوت شده بود و مفقود الجسد می بود. از لابلای تفکرات قاتلین کسروی ناگهان شخصی یا چیزی بیرون جست که اصول گرا و اصول گریز و همه وهمه را در یک شکم زائید.[/quote] مرگ "طبیعى" البته!!! تفکرات کسروى به تفکر و بررسى بیشترى نیاز دارد و نمى توان گفت که اگر اکنون بود چه تفکرى داشت چه کسى فکر مى کرد که تندرو هاى اول انقلاب امروز کسانى باشند که در خارج کشور یا حتى در داخل علیه حکومت کار مى کنند؟حال ما درباره تفکر داخل چارچوب و حکومتى فردى که قریب به هفتاد(؟) سال پیش کشته شده قضاوت کنیم؟
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.