رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

بیا ره توشه برداریم قدم در راه بگذاریم بسوی سرزمینهایی که دیدارش بسان شعله آتش دواند در رگم خون نشیط زنده بیدار نه این خونی که دارم ؛ پیر و سرد و تیره و بیمار چو کرم نیمه جانی بی سر و بی دم که از دهلیز نقب آسای زهر اندود رگهایم کشاند خویشتن را ٬ همچو مستان دست بر دیوار بسوی قلب من ٬ این غرفه با پرده های تار و می پرسد ٬ صدایش ناله ای بی نور : کسی اینجاست ؟ هلا ! من با شمایم ٬ های ! ... می پرسم کسی اینجاست ؟ کسی اینجا پیام آورد ؟ نگاهی ٬ یا که لبخندی ؟ فشار گرم دست دوست مانندی ؟
ممنون از دوست عزیز آپلود کننده
کتاب فوق العاده سنگینیه. روایت های تودرتو ، یکی شدن شخصیت ها و مجددا انشعاب شخصیت ها ، حکایت نفس ، بازتاب رویا در واقعیت و ... که این کتابو بسیار سنگین و خواندنی کرده که لازمه ی درک کامل داستان تمرکز بسیار زیاد هنگام مطالعه هست.درکنار این کتاب بینظیر ، شاهکار دیگه ی فوئنتس یعنی کتاب آئورا که برعکس این کتاب(:پوست انداختن) که حجمی زیاد داره و سنگین هست حجمی 100 صفحه ای داره و هم تودرتو های کمتری داره رو به علاقه مندان توصیه میکنم. پ.ن: توصیه میکنم قبل از پوست انداختن کتاب آئورا رو بخونیدش چون هم حجمش بسیار کمتر از این کتاب هست و هم باعث میشه به سبک فوئنتش دربیاید تا خوندن پوست انداختن با لذت زیادی براتون همراه باشه...
اعماقم داره مگه این داستان؟
این کتاب ،یک فوق شاهکار به تمام معناست.برادران کارامازوف در کنار بوف کور محبوب ترین کتابهای رمان زندگیم هستن...:x
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.