رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

خاکم به دهان، دلار آمریکیه 113 هزار تومان است؛ البته بعدازاینکه به زیارت 118 هزار تومان هم مشرف شد! خوشا آن روزگار که دلار 50 هزار تومان بود و خوشاتر که همین ابزار تاراج ضعفا، هزار و خورده‌ای بیش نبود. من که ملأ باشم، به عمر چندین صده‌ای
چه فرخنده شبی بوده دیشب و چه شادمانه، زادروز شما. یاد احمد آقا افتادم و شعری که سالها پیش از بانو مارگوت بیکل برایم ترجمه کرد و خواند تا از فسیل شدنم به خاطر کهولت سن غمگین نباشم و نگاهم به آینده باشد. میلاد یکی کودک شکفتن گلی را ماند.
خاک بر سرم که تردید بی تردیدم را نگفتم. این آدم اینقدر حس زندگی به آدم میداد که چندبار خودم با قصد ازدواج خواستم کنارش باشم. موجود خیلی جذاب لعنتی بود. یادم باشد امشب یک زندگی بهش بزنم.
خدا هیچ کتابی را بی ملا نکند! یک زمانی... شما جوانها یادتان نیست؛ خیلی وقت پیش، زمانی که دلار هزار و خورده ای بود، ما نون داشتیم بخوریم و کاری برای کردن نبود! شبها می آمدیم زیر سوی چراغ همین دوزخ مرحوم دانته، شعر می گفتیم! خدا به شما سلام
درود بر کتابناکیان فرهیخته و دوست داشتنی! امید که همگانتان این اثر خوانده باشید و سزاوارش گرامی بدارید. بیضایی سخته مردی است فرزانه و فردوسی شناسنامه شمایان‌. قدر هر دو گانه بشناسید...
سلام رفقای عزیز و دوستان نازنینم. خبر آمد تردید در راه است. خاک کتابناک خورده و صافی. در انتظار مراد می‌نشینم اینجا. زیر کتابی که روزگاران گذشته محفل پیرهای کتابناک بود. چشمم سو ندارد اما خدا را شکر، گوشهای پشم‌آلوی تیزی دارم... تردید بی‌ت
دیشب با دوستی قدیمی همنشین شدم؛ بزرگواری که در بازار علوفه و علیق سمرقند صاحب اعتبار است و زمانی خورد و خوراک فهیم را او جفت و جور می‌کرد. القصه دیشب گفت ملا! هر چه داری به پول نزدیک کن و همه را علوفه بخر که چند ماهی دیگر قیمتی گزاف خواهد د
داشتیم تحلیلات فاندامنتال بازار ارز مطالعه می‌کردیم و به اسطرلاب و زیج، دلار را تحلیل تکنیکال، که خستگی آمد و به خوابمان فرو غلطاند. در میانه رویا با فهیم خوش همی بودیم که به یکباره سلیمان نبی با قالی صفر کیلومترش از فراز فرود آمد و در بر
[quote='Bahar FCR']چه جالب منم بابام این کتابو بم معرفی کرد خوندمش وخوشم اومد تنها اثریه که از اورل خوندم دیگه کدوم کتابش خوبه؟[/quote] بابا جان؛ اورول یک دانه! کتاب دیگه هم داره که شاهکاره؛ توو خونه صداش میزنن [b]1984[/b] البته نیازی نی
[quote='Molla nasredin'] صبح که سر و کله ی ناظر پیدا بشه باید فکر کنیم که دیشب توهم زده بودیم! [/quote] [b]درست که فکر کنید این قسمت نظر بسیار نسنجید و ناسخته! است. کتابناک به وجود ناظران عزیز بسته‌ست[/b]. من همینجا از ناظران عزیز، د
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک