آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
1
سن:
65 سال و 7 ماه و 1 هفته و 4 روز
سن کتابناکی:
14 سال و 6 ماه و 3 هفته و 6 روز
مکان:
نامشخص
کتابی انتخاب نشده
کتابی آپلود نشده
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
بعد از سالها باز مراجعه می کنم به خوانش کتاب ثریا در اغما اثر شادروان اسماعیل فصیح که در آن سالهای آتشین 60 سخت گرم نوشتن بود و حالا مرحوم شده است ....سیر رمان همزمان با پیروزی انقلاب و شروع جنگ و محاصره ابادان است و آقای آریان با فید بک های پی در پی به محل زندگیش در ابادان در شرایط جنگی بر میگردد و حالا که در پاریس است تا خواهزاده اش ثریا را که در اغما است شاید که به ایران بر گرداند.... در پاریس حضور ایرانیان فراری چشم گیر است و گرو گانهای امریکایی ازاد می شوند ....و ثریا هم در اغما می میرد و راستی که چیزی هم عوض نمی شود ....آدمها همان !......کتابی که در ابتدای دهه 60بیرون آمد و به نوبه خود اثر گذار بود هرچند عمق نداشت....به تعبیری شاید سرنوشت ساده خود نویسنده کتاب بود که درد زمانه نداشت اما به ناچار سرنوشت! دردهای بی شماری برایش آفرید....
خوب! آدمی ست و گوشتی و پوستی و استخوانی که رنگ و لعاب ناچیزی بر اندیشه و عقل است که قیاس این مقوله ها در بعد ماده و معنا قیاس بین قطره و دریا هم نیست که خیلی فراتر از اینهاست و لذا آنگاه که در برابرت کوهی از مرارت و سختی صف کشید ، در بهترین حالت به دن کیشوتی*** می مانی که روبروی آسیاب بادی شمشیر می زند...... این تک بیت ابتدای رمان برایم جالب بود و شاید تصویری روشن از رمان و نویسنده آن...
یک شب به خانه هستم و صد شب به غربتم
ای بنز لعنتی به کجا می کشانیم
ماهشهر زمستان 1391 علی بهار
در ثریا در اغما
· 14 سال پیش
5 نفر