رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

بعد از رفتنت تنهایی صد ساله ام را با عشق سال های وبا پر خواهم کرد. هرهفته برای سرهنگ به جایت نامه ای خواهم نوشت و در یخ های آب شده از نفرت غرق خواهم شد تا رویای تازه ای برای فروش به زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می آید بیابم. من زنده بودن رمان را به تو مدیونم. سفرت خوش ای رییس جمهور جادو رئال.
به جز شش اصل داستان نویسی چخوف اصول داستان نویسی دیگری نیز مورد استفاده است، هر داستان را باید با رعایت سبکش نقد کرد البته منکر این نمی توان شد با یک دیدگاه میتواند هر پدیده ای را نقد کرد پس برای یک سوال میشود گفت چند جواب صحیح وجود دارد ولی یک جواب درست وجود دارد. اگه واضح تر بگم می شود ردپای یکی از این اصل ها را در داستان های مختلف پیدا کرد از جمله بوف کور اما در داستان های پسامدرن.سورئال،فانتزی و... بیشتر از همخوانی تعداداندکی از این اصول شش گانه چیز دیگری نمی توان برداشت کرداصول درست اند ولی همه جا حادث و صادق نیستند. بحث هدف وسیله رو توجیه میکنه یا وسیله هدف رو نیست گاه یک نویسنده به فرم خودش میرسه گاه از فرم های موجود استفاده می کند در مورد محتوا هم صادقه حالا میشه اینو برای این متن بررسی کرد... شکل گیری یک روایت راست نما دارای پیچیدگیست که با یک سوال و جواب حل نمیشود. گاه اصلا داستان محتوا ندارد که بحث در مورد این مسئله باز مسئله ایست خود پیچیده... سوال این.ه بوف کور رو باید با تاویلش خواند یا نه به ازای هر آدمی که این کتاب رو بخونه یک تاویل موجود است؟
[quote='es999'] اصل اول : « پرهیز از درازگویی بسیار در مورد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی » ؛اصل دوم : « عینیت کامل » ؛اصل سوم : « توصیف صادقانه اشخاص و اشیاء » ؛اصل چهارم : « نهایت ایجاز » ؛اصل پنجم : « بی پروایی و اصالت ، و پرهیز از کلیشه پردازی » ؛ و اصل ششم : « شفقت داشتن » [/quote] آیا یک حقیقت داستانی همیشه بر اساس اصول داستانی شکل میگرد یا نه حقیقت شکل گرفته بر اساس اقسام اصول سنجیده میشود؟ به نکات جالبی اشاره کردی.امیدوارم سمت میر صادقی نرفته باشی. پس به معیار این اصول ادبیات داستانی سورئالیسم ،فانتزی،حتی داستان با جنبه انتقادی و...امکان موجودیت ندارن نکته بعد به نظرت بوف کور هم سیر اثاری که نام بردی...
خوشحالم بعد مدت نسبتا درازی که گذشت خلاصه نوبت به ادبیات داستانی رسید. نکته جالب کار هدایت به دیدگاه شخصی اینکه در طی زمان ،اول موجب شگفتی واقع شد بعد از روی حسادت نقد شد بعد مشکل دینی بعد دعوای روشن فکری وبعد... خلاصه بوف کور خوندن مد میشه از مد می افته پس شاید چیزی داخلش هست...؟ چرا من فکر میکنم گنجینه کتاب خانه های پاریس ردپای زولا یا افکارپوشایدهم اتودزدن کافکا و تاثیر سفر هند در این کتاب مشهود آیا باید به هدایت افتخار کرد که کار شاخصی خلق کرد البت نسبت به ادبیات داستانی خالی دست ما یا نه به دید جهانی شاید معمولی،سهم ایرانی بودن این کار آیا فقط در جملات محدود باز آفرین گذشته فقط به صورت فلاش بک رخ مینماید یا نه فقط برای سهم اردات به خیام است... شاید لازم نیست جهت گیری نقد خاصی،چرا راحت درباره این عصر حرف نزد بی توجه به نام صادق خان هدایت.
ممنون از استقبال پرشورتان!! در این داستان روایت هابیل وقابیل به روایت دیگر بیان شده واز آن کارکرد کشیده شده !! آیا این امر باتوجه به نشانه ها والمان های موجود مشهود است؟ آیا شخصیت این دو برادر نمود واقعی(دراجتماع) وقابل باوری اراعه می دهند؟ فضای موجود با خط سیر داستانی هم خوانی دارد ؟((منظورم اتفاقات رخ داده با فضای ترسیم شده است))و.... اگر روی این موارد کمی بحث کنید ممنون میشم.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.