رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

جوابتان اصلا پاسخ به سوال من نبود. برادر گرامی شما دارید با لینک دادن به هزار و یک جای موجه و نا موجه شانتاژ می کنید آن هم بسیار ناشیانه! ما ادعایی نکردیم، خودمون را محقق و جامعه شناس هم خطاب نکردیم. به شما و دیگران هم برچسب روشن فکر و تیره فکر، ملحد و مومن هم نزدیم.کپه ای لینک و کلیپ هم جمع نکردیم و خود را صاحب نظر بدانیم! پس لطفا توجیه دیگران در رابطه با سوال از خودتون را توجیه خود قرار ندهید. شما در نگارش خواص خوراکی ها و فواید گوشت ماهی به نظرم موفق تر عمل کنید تا نگارش رسایل جامعه شناسی. موفق باشید
اندک پاره ای از کتاب را خواندم. از نویسنده سوالی دارم؟ [b]چه صلاحیتی در خودتان دیدید تا چنین اثری را پدید آورید؟[/b] واقعا متاسف شدم...
[quote]همچنین از مریم تورنگ گرامی برای حضور همیشگی اش و عباس( قلندر شب زنده دار) و ابراهیم ( جوانمرد بیدار ) و کامل( سرور ) و زهرا ( شیدا ی صحرا ) و ....دیگر دوستان و نویسندگان که میدانند کتاب به کتابخوانش زنده است و مینویسند و حاضرند... و رضا گرانقدر که از ابتدا به این اثر و نویسندگانش اعتماد و حمایت کرد...[/quote] از همه تشکر کردی محسن عزیز جز خودت دوست من. منم از جانب همه از خود خودت تشکر میکنم که زحمت اصلیش بر عهده شما بود. امیدوارم و تا حدی مطمئن که روز معهود روز بزرگیه و به همه برگزیدگان پیشاپیش تبریک میگم. چند بار دیگه هم گفتم بازم میگم برای تعالی روز افزون فعالیت ، جذب کاربران جدید و کشف استعدادها این روند را پی بگیرید. با کارهای جدید در هر قالب که صلاح میدونید. *** ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن باغ جان را تازه و سرسبز دار قصد این مستان و این بستان مکن چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن خلق را مسکین و سرگردان مکن بر درختی کشیان مرغ توست شاخ مشکن مرغ را پران مکن جمع و شمع خویش را برهم مزن دشمنان را کور کن شادان مکن گر چه دزدان خصم روز روشنند آنچ می‌خواهد دل ایشان مکن کعبه اقبال این حلقه است و بس کعبه اومید را ویران مکن این طناب خیمه را برهم مزن خیمه توست آخر ای سلطان مکن نیست در عالم ز هجران تلختر هرچ خواهی کن ولیکن آن مکن مولانا جان
سهیل عزیزم، کارت بسیار ستودنیست و نام میم را ماندگار میکند. درود بر ایده و همتت همشهری
سیاه چاله ها همه جا ساکت بود، کتاب هایش را منظم کرد. جلوی صندلیش ایستاد و به لیوان چایی زل زد. برای آن چایی زحمت زیادی کشیده بود. دوباره «نسبیت عام تکینگی» را مرور کرد. «باید قبل از آن که بازهم در فضای بی انتهای ماهیت تکینگی ها فرو روم چایی را بخورم،بیش از این نباید از دهن بیافتد» چایی را جرعه جرعه سرکشید، تا مزه اش را تحلیل کرد چایی سیانور پهلو اثرش را کرده بود.... ا.ف
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.