درباره من
حلقوم ها را میتوان برید ولی فریادها را هرگز ، فریادی که از حلقوم بریده بر می آید جاودانه میماند....... (شهید مرتضی آوینی)
آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
13
سن:
38 سال و 10 ماه و 2 هفته و 3 روز
سن کتابناکی:
15 سال و 8 ماه و 4 هفته و 2 روز
مکان:
نامشخص
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
بگذار تا آخر بریزد ـ آبرو ـ چیست؟
حرف حسابِ این دو پاهای دورو چیست؟
آنچه تو میخواهی نخواهم بود، اینم
دنیای «بوف کور»یام دنیای پوچی است
از آن که هرگز نیستم یک عمر گفتی
پس این «منِ» آیینههای روبرو چیست؟
اصلاً برایت یک مثال ساده دارم
آن اسم معروف کتاب «شاملو» چیست؟
... «ققنوس در باران» چرا باران، نه آتش؟
پیش خودت تحلیل کن منظور او چیست؟
یعنی نبود آتش که ققنوسی بزاید
امروز من اینطوریام این عین پوچی است
حالا تو و اینگونه ماندن یا نماندن
حالا ببین تحلیلت از این گفتگو چیست؟
عصیان حوّا در وجودش بود، امّا
وقتی من آدم نیستم تقصیر او چیست؟
مهدی فرجی
در ققنوس در باران
· 13 سال پیش
2 نفر
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران ، غریب نیست
جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کزجان شکیب هست و زجانان شکیب نیست
گم گشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
در کار عشق او که جهانیش مدعی است
این شکر چون کنیم که مارا رقیب نیست
جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت
وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست
گلبانگ «سایه» گوش کن ای سرو خوش خرام
کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست
در غزلیات هوشنگ ابتهاج
· 13 سال پیش
2 نفر
مدت زیادی کتابناک نیومدم ...ولی چیز زیادی تغییر نکرده هنوز هم بعضی ها سوزنشون یه جا گیر کرده. بحث نژادی ، کدوم نژاد برتره. ول کنید این تفکرات فسیل شده رو . گفتگو در مورد تاریخ خوبه اگه صرفا علمی باشه
در کردهای سوریه ملت فراموش شده
· 13 سال پیش
3 نفر
((در انتظار دره ها رازیست))
این را به روی قله های کوه
بر سنگهای سهمگین کندند
آنها که در خط سقوط خویش
یک شب سکوت کوهساران را
از التماسی تلخ آکندند
در تولدی دیگر
· 13 سال پیش
2 نفر
ممنون استفاده کردم
در شروع کار با فتوشاپ
· 13 سال پیش
0 نفر