آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
2
سن کتابناکی:
3 سال و 2 ماه و 3 هفته و 6 روز
مکان:
نامشخص
کتابی آپلود نشده
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
کتاب آبشوران ، علی اشرف درویشان ، موضوع انشاء این حقیر در یکی از روزهای سرد زمستان سال 1365 در کلاس درس ادبیات سوم ریاضی با موضوع « کتابی که خوانده اید» بود .
انشاء با این گفتار شروع می شد :
باران به شدت می بارید ، ابرهای سیاه سراسر آسمان را فراگرفته بود، تو گویی زمستان آمده بود تا تمام باران هایش را در آن روز بر سر شهر ببارد.....اتوبوس ما با ابنوهی از مسافران که بر سرو کول هم سوار شده بودند در حرکت بود و مسافرین منتظر در ایستگاهای بعدی با چشمانی خسته و اندهبار و خشمگین به اتوبوس ما که دیگر جای برای سوار شدن نداشت نگاه میکردنند ........................
و در انتها معرفی کتاب و قرائت بخش های زیبایی از قصه اول کتاب « آشورا جای مردن سگ های پیر بود، جای عشق بازی مرغابی ها ، جای پرت کردن بچه گربه هایی که خواب را به مردم حرام کرده بودند ...آشورا با بوی مستراح هایش ما را در آغوش خود جای می داد ... »به پایان رسید .
یادش بخیر....آرمانخواهی هم مثل جوانی ، بهاری بود و بگذشت .
در آبشوران
· 2 سال پیش
1 نفر
امروز خبر درگذشت این شاعر عزیز را شنیدم و پیگیر نوشته های ایشان شدم و تعدادی از اشعار کتاب مذکور را خواندم .
خدایش رحمت کند
شاعری بس بلند پرواز با روحی بلند ، لطیف ، حساس و خسته، خسته از همه چیز و همه کس ، خسته از خود ، از جامعه و..........
این چند خط را ، اولا به احترام روح بلند و حساس این بزرگوار و ثانیا به همه دوستانی که در این دوره و زمانه مرگ آرمانخواهی و غلبه سیاهی بر سپیدی و زیبایی ،همچنان برخلاف جریان غالب بر جامعه امروزی ، به تفکر و درد دیگران نیز می اندیشند و در پاسخ به شعر زیبای این عزیز :
«..........
می ترسم
کسی
نه خودت را
بلکه دوست داشتنت را
از من بگیرد.»
با افتخار بگویم که هیچ کس نمی تواند دوست داشتن انسان های شریفی مثل شما را از ما بگیرد.
در خانهای که وسط اتوبان است
· 3 سال پیش
0 نفر