درباره من
از نوشته ها همه تنها دوستار آن ام که با خون خود نوشته شده باشد. با خون بنویس تا بدانی که خون، جان است. (نیچه)
آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
47
سن:
32 سال و 11 ماه و 0 هفته و 4 روز
سن کتابناکی:
15 سال و 10 ماه و 1 هفته و 4 روز
مکان:
نامشخص
کتابی آپلود نشده
آخرین دیدگاهها
[quote='budah']siderella
بعد من چند باور علمی دارم مثلا باور دارم که زمین گرد است و نیروی گرانش وجود دارد باور دارم علم بشر ناقص است [b]ولی بهترین توضیح جهان همین علم است[/b] [/quote]
اول بگم
احتمالا مخالفت با یافته های علم، عملی غیر علمی است [b]اما محصور شدن در محدودیت های علم به نظر عقلانی نمی رسد.[/b] شاید نتوانیم به طور عقلانی بگوییم که زمین مسطح است ولی در عین حال نمی توانیم از پذیرش کلیه مواردی که علم قطعا به اثبات نرسانده است امتناع کنیم. اینگونه رفتارکردن به منزله وفاداری دائمی به پوزیتیویسمی متعصبانه خواهد بود."عقلانیت-نوشته راجر تریگ"
وبعد اینکه
در تمامی جوامع تعداد زیادی تجربه شخصی و حوادث متافیزیکی رخ میده که نمیشه همه رو به خرافه یا با مطرح کردن اینکه با علم امروزی سازگار نیست رد کرد.و از طرفی ادامه دادن این روند عقلانی در زندگی احتمالا باعث به وجود آمدن نتایجی میشه که در تضاد کامل با خواسته هست که در تلاش بودیم با پناه بردن به این نوع تفکر از اون در امان بمونیم.
در درآمدی بر خداشناسی فلسفی
· 13 سال پیش
1 نفر
مهرپویا جان اگه میشه لطف کن اسم انتشاراتی رو که کتاب گفتارها رو چاپ کرده بگو :-):-):-):-)
در ماندراگولا
· 13 سال پیش
0 نفر
خودم خیلی به آقای دیهیمی افتخار می کنم و تقریبا می دونم چه بلاهایی سرش آوردن ،و چقدر بهش وصله مزدور و(حتی هنوز هم می تونید مقالات تندی رو که به ایشون میچسبونند در سایت کیهان بخونید) ... زدن
ولی ایشون همچنان تو ایران موندن و تو این فضای سیاسی بسته دست به کاری تقربا ناممکن زدند
زیاد بادا افرادی همچو ایشان8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)8-)
در فلسفه سیاسی آیزایا برلین
· 13 سال پیش
2 نفر
دون ژوان شکل گرفته شده خیلی به اندیشه های نیچه نزدیکه
در واقع شخصیت پرسش گر و صادقی رو تداعی می کنه که ابتدا به این نتیجه می رسه که تنها افراد معدودی به کنه زندگی دست پیدا می کنند که اون افراد همون فیلسوفان هستند ولی چون هر اندیشه نوعی نگاه خاص به جهان پیرامون رو شامل میشه پس نمی تونیم هر طرز نگاه رو هم، حقیقت بدونیم. که در جریان نوشته منظوراش از فیلسوف رو محدود به کسی می کنه که در پی به وجود آوردن انسانی، فراانسان هستند. برای همین هم از دام هرزنی فرار می کنه چون در واقع زن، فقط نقشی ناکامل از زیبایی جاودان، نیک جاودان، شادی جاودان هستش و همینطور دیدگاه اش در مورد رمانتیک ها که سرآنجام شون به در افتادن به دامن زنان هست.
جایی از داستان اشاره میشه که مرد برای زن تنها و تنها وسیله ای برای آبستن شدن هست و مرد که علاقه ای به این وضعیت نداره دست به نفی این حقیقت می پردازه که بسیار به گفتار زردشت نیچه در باب پرسش یارانش هست
اما چرا دون ژوان از یک زن به زن دیگه پناه میبره؟ بخاطر بیطرف بودن طبیعت،و اهمیت ندادن اش به هستی انسان که باعث میشه دون ژوان مثل دوران بچگی برای تنها نبودن در این غم به زن پناه ببره. و چون هرزنی شرطی سنگین برای ادامه دادن رابطه شون مطرح می کنه مجبور میشه از قید این شروط مثل ازدواج فرار کنه
همچنین شیطان هم خیلی شبیه شخصیت شوپنهاوره که سعی می کنه مرگ رو پیش برنده زندگی انسان ها بدونه نوعی علاقه وافی به مرگ و فنا شدن در انسان ها(نه به زندگی)
در دن ژوان در جهنم
· 13 سال پیش
1 نفر
فکر کنم منظورتون عدم قطعیت هاینزبرگ بود. :-(:-(:-(
یه چیز دیگه هم باید بگم اونم اینه که مشکلات فرد با جامعه، یا فرد با فرد،سرمنشاء اش ربط چندانی به معمای زندانی یا هر اصول دیگه ای نداره، این نوع تضاد منافع قبل از این که دانشمندان در مورد اش تئوری مطرح کنند، هم وجود داشت (به احتمال زیاد تکامل انسان هم در گرو همین انتخاب ها بر اساس بیشترین سود شخصی یا کم ترین بیشینه میشه) و طرح شدن اش در یک فیلم یا کتاب دلیلی بر اعتقاد کارگردان یا نویسنده به این مبحث نداره.;-)
البته شاید مطرح کردن این نوع مسائل در زیر این کتاب درست نباشه اما چون سیهل عزیز نظری در این مورد نوشت، لازم دیدم که نظر ایشون رو نقد کنم. :D
در مسخ، گراکوس شکارچی و داستان های دیگر
· 13 سال پیش
3 نفر