رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

صمد بهرنگی (زادهٔ ۲ تیر ۱۳۱۸ در تبریز – درگذشتهٔ ۹ شهریور ۱۳۴۷ در ارسباران) آموزگار، منتقد اجتماعی، داستان‌نویس، مترجم،[۲] و پژوهش‌گر فولکلور آذربایجانی[۳] بود. کتاب ماهی سیاه کوچولوی بهرنگی مدت‌ها نقش بیانهٔ غیررسمی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بازی می‌کرد.بااین وصف،صمد افکار چپ داشت،اما عضو هیچ دسته وگروه نبود و به گفته برادرش (اسد) او یک پای مسجد در مجالس ختم و عزا بود.[۴][۵] بهرنگی دربارهٔ خودش گفته‌است:[۶] قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم. هر جا نَمی بود، به خود کشیدم؛ کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم… مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم می‌گوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید، از همین بیش‌تر نصیب تو نمی‌شود.
محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی، شیخ‌الطایفه و شیخ، از علمای ایرانی شیعه در قرون چهارم و پنجم هجری قمری بود. او معاصر سلطان محمود غزنوی، حکومت آل بویه، شیخ صدوق، فردوسی، شیخ مفید، ابن‌سینا، ابوریحان بیرونی و سید مرتضی بوده‌است. به نوشته ابوالقاسم گرجی، طوسی توانست مکتب اجتهادی فقه جعفری را در برابر مکاتب فقهی اهل سنت به استقلال برساند و آن را کامل کند. دستاوردهای علمی وی در علم حدیث، رجال، اصول، فقه، کلام و تفسیر شیعه چنان بود که علمای بعدی از جمله علامه حلی وی را رئیس طایفه شیعه نامیده‌اند.[
دهه سوم سده دهم هجرى / 16 م یعنى از 930 ق / 1524 م تا 940 ق / 1533 م را مى‏توان دوره فترت سلطنت قزلباشى دانست، پس از یک دوره مقدماتى فرمانروایى سه نفره رؤساى قزلباش در 932 - 3 ق / 1526 - 7 م جنگى درگرفت؛ سپس نوبت به فرمانروایى دو نفره روملو و تکلو رسید که در آن تفوق با تکلو بود «933 - 7 ق / 1527 - 30 م»، و سرانجام نوبت برترى شاملو رسید «937 - 40 ق / 1530 - 4 م». در 940 ق / 1533 - 4 م شاه طهماسب، حسین خان شاملو، رئیس قبیله شاملو و فرمانرواى واقعى کشور را به قتل رساند. چون این شخص لله محمد میرزا، فرزند خردسال شاه و از خویشاوندان نزدیک شاه طهماسب بود، عمل شاه بسیار مؤثر افتاد و نشانه آن بود که شاه مى‏خواهد از آن پس هم اسما" و هم رسما"، خود فرمانروایى کند. دو عمل دیگر که در این هنگام توسط شاه طهماسب صورت گرفت به این تصمیم قوت بیشترى بخشید؛ طهماسب اجازه نداد که طایفه شاملو، فرد دیگرى را به فرماندهى قبیله انتخاب کند، بلکه آن را تحت فرمان مستقیم برادر کوچکترش بهرام میرزا قرار داد؛ و یک ایرانى را گماشب تا عهده دار منصب وکیل باشد. طهماسب که بدین ترتیب قدرت را در دست گرفت، به مدت چهل سال دیگر در قدرت باقى ماند؛ تا آن که در 982 ق / 1574 م بیمارى شاه، بار دیگر فرصتى را براى قزلباش فراهم آورد تا به قدرت سلطنتى بى اعتنایى نماید.
در این کتاب از بایزید دوری و چندین شعرای دیگر نام برده شده
این کتاب از جمله کتب فرقه تصوف نوربخشیه است که بیشتر بر پایه ادب غنایی و تغزلی بنا شده است.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.