آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
13
سن:
34 سال و 0 ماه و 4 هفته و 1 روز
سن کتابناکی:
11 سال و 0 ماه و 3 هفته و 6 روز
مکان:
نامشخص
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست بذلت بکشندش به جفا
چون مرد به عزت ببرندش سر دست
اقبال
در اقبال لاهوری: بحث در افکار و احوال او
· 10 سال پیش
0 نفر
ﺁﯾﺎ ﺟﺎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺁﯾﻪ «ﻭ ﺍﺣﻠﺖ ﻟﮑﻢ ﺑﻬﯿﻤﻪ ﺍﻻﻧﻌﺎﻡ» (بهایم بسته زبان بر شما حلال گردید) ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻣﺎ ﺑﮑﺸﻨﺪ؟.!
ﺁﻧﺎﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﺎﻭﯾﺰﯼ ﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﻫﺮ ﺳﺨﻦ ﺍﺭﺟﺪﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺸﻨﻮﻧﺪ، ﺁﻧﺮﺍ ﺑﺎ ﺁﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﺳﺎﺯﺵ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﮔﯿﺮﻧﺪ.
ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﯾﺸﺎﻥ «ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﯾﮏ ﻣﯿﻮﻩ» ﺍﺳــﺖ. ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻥ ﮐﺴﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﻭﺍﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻣﯿﻮﻩ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﻫﺮ ﻣﯿﻮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺁﻣﺪ ﺑﺨﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻨﺪﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ.
ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﺖ ﻧﺨﻮﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻧﺴﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﺘﺨﻮﺭﺩﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﺩﻫﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ.
#کسروی
در در پاسخ بدخواهان
· 10 سال پیش
0 نفر
بدستاویز اسلام در برابر ما می ایستند و گستاخی و زباندرازی می کنند. از قرآن بهره ای جز همین ایستادگی در برابر هر کوشش را نمیدارند. گوشتخواری که یکی از آلودگیهای آدمیانست و با آن برگزیدگی که آدمی را در میان آفریدگان میباشد سخت ناسازگار است، ما سخنانی در آن باره مینویسیم و به ایرادهایی که کسانی میگیرند از راه دانش پاسخ میدهیم، و آنان ناخوانده خود را بمیان می اندازند و بدستاویز آنکه گوشتخواری در قرآن سزا شمارده شده ایستادگی نشان می دهند.
آیا این شوند (دلیل) آن نیست که هر نیکخواهی از قرآن بیزار باشد و بآن ارجی نگزارد؟!. آیا آنان با این رفتار خود با قرآن دشمنی نمی نمایند؟!! آیا کسانی با این رفتار بیخردانه دم از خرد توانند زد؟!.
#کسروی
در در پاسخ بدخواهان
· 10 سال پیش
0 نفر
این خود داستانیست که آدمی در ساختمان تنی خود، افزار گوشتخواری نمیدارد، نه دندان و چنگال شیر میدارد و نه معده اش همچون معده ی او میباشد.
اینها سخنهاییست که دیگران گفته اند و ما نبایستی بگوییم. اینست که یاد نکرده ایم. ولی از این باره نیز بگوشتخواری ایرادی هست.
#احمد_کسروی
#پاسخ_بدخواهان
در در پیرامون جانوران
· 10 سال پیش
0 نفر
به چه حقی آدمی گوسفند را می کشد و گوشتش را می خورد؟.. این با آدمخواری که وحشیان آفریقا داشته اند چه جدایی می دارد؟!..
راستست که گوسفند بارج آدمی نیست. ولی آیا این حق خواهد داد که آن را بکشد و گوشتش را بخورد؟!.. چون کم ارجتر است کشتن آن سزا خواهد بود؟!.
بیگفتگوست که آدمی گوشتخواری را از جانوران درّا یاد گرفته. آنها که جانوران ناتوان را می گرفتند و می خوردند این هم پیروی از آنها کرده. شاید هم این در سال خشکی بوده و نایابی و گرسنگی او را باین کار واداشته. بهر حال چون خو بآن گرفته زشتیش از میان برخاسته است، و ما که اکنون بدی آن را باز می نماییم کسانی ایستادگیها نشان می دهند و دلیل هایی می آورند...
یکدسته از آن کسان از راه فلسغه پیش می آیند و چنین می گویند:
«جهان دستگاه خورنده و خوردنیست. در میان جانوران آنچه توانانر است ناتوانان را خوراک خود میشناسد. جولاهک (عنکبوت) دام می گسترد و مگس را شکار می کند. گنجشک جولاهک را ربوده خوراک خود می سازد. باز گنجشک را گرفته می خورد. شکارچی باز را آماج گلوله می گرداند. شیر شکارچی را گرفته از هم می درد. همهٔ جانوران از جولاهک گرفته تا شیر و پلنگ برای خود شکاری می دارد. آدمی نیز از ردهٔ آنهاست. شکار این هم گوسفند و بز و گاو است. جلو قانونهای سپهر (طبیعت) را نتوان گرفت». این کوتاهشدهٔ گفتهٔ آنهاست.
عنوان «خورنده و خوردنی» (آکل و مأکول) از باستان زمان در اندیشه ها بوده است. سپس که در زمان ما فلسفهٔ داروین رواج یافته و جمله های «زندگانی نبرد است» و «هر ناتوانی خوراک تواناست» و مانند اینها بزبان افتاده بآن نیروی بیشتری داده. اینست در اینجا آن را برخ ما می کشند.
راستست در جهان دستگاه «خورنده و خوردنی» هست ولی آن از بدیهای جهانست که ما باید بکوشیم و تا می توانیم از آن جلو گیریم. «نه هر چه در جهانست باید بود»
در جهان دزدی هم هست، آدمکشی هم هست، ستمگری هم هست و ما با همه در نبردیم و هیچگاه میدان نخواهیم داد که دزدان و آدمکشان و ستمگران آنها را عنوانی گردانند و بروی کارهاشان پافشاری نمایند.
ما نمی دانیم خواست اینها از «قانونهای سپهر» چبست؟.. اگر چنین باشد که هر گروهی هر کاری می کنند آن را از قانونهای سپهر شمارند کار بسیار دشوار خواهد بود. بهر حال ما قانونی در جهان (یا سپهر) که آدمیان را بگوشتخواری ناچار گرداند نمی شناسیم.
در این گفته نکتهٔ ارجدارتر آنست که آدمی مانندهٔ دیگر جانوران نمی باشد و چنین نیست که هرچه آنها می دارند این هم باید دارد. همهٔ گفتگو بر سر آنست که آدمی آفریدهٔ ویژه ایست. آدمی دارای روان و خرد است که خود دستگاه جداییست.
آدمی در بسیار چیزها بسپهر چیره است و باید از بدی های آن جلو گیرد.
#کسروی
در در پیرامون جانوران
· 10 سال پیش
0 نفر