رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

بدون فلسفه این دنیایی که الان داری و خودت هستی با همه ماهیتی که دارد وجود نداشت و من با فلسفه در پی توجیه نیستم بلکه لایه لایه موضوع را باز کردم ممکن است لایه های زیاد دیگری وجود داشته باشد اینکه بخواهیم مثل هر کسی در مورد خوبی و بدی چیزها قضاوت کنیم کاری است بیهوده اینکه چه چیزی اینجا حتی مهم است خود جای بحث دارد نکته های زیادی وجود دارد که می توان در این موضوعات دقت کرد اما هدف من از این بحث این است که ساده و یک لایه به موضوعات نگاه نکنیم. من همچون بسیاری دنیای بدون شر(آنچه می دانی یا در زمانی می دانیم) را نمی توانم تصور کنم دنیای بدون هیتلرها آیا ممکن است؟ و اگر چنین اتفاقی آیا قابل امکان است؟ آیا اگر هیتلر نبود هیتلر دیگری به وجود نمی آمد؟ دنیایی که ما الان داریم بدون ظهور هیتلر چه شکلی می شد؟ فرض کنیم همیشه روز بود و تاریکی نبود دنیا چه شکلی می شد؟ حال خارج از بحث فکری و فلسفی اگر به بحث عامیانه و عوامانه برگردیم گفته اند تاریخ را فاتحان می نویسند و به نظر من کاملا درست است اینکه متحدین چه کردند و بد بودند خود، درست ولی آیا متفقین هم همچنان بی گناه و معصوم بودند که در یک روز حدود 300 هزار نفر مردم ژاپن را کشتند و نسل کشی کردند استالین فقط در نسل کشی قحطی اوکراین حداقل حدود 3 میلیون و حداکثر تخمین زده اند 10 میلیون را کشت و در اقمار دیگرش نیز کشتارهای میلیونی داشت مثل قزاقستان چین و مائو میلیون ها آدم را کشت بدون سر و صدا و هنوز در قسمت های مسلمان نشین در حال نسل کشی است بدون سر و صدا همین بریتانیا چه نسل کشی هایی در مستعمره هایش انجام نداده است همین بریتانیای کبیر در جنگ جهانی اول و دوم دوقحطی بزرگ در ایران به وجود اورد که میلیون ها انسان را کشتند چرا هیچ کس از آمریکا و رئیس جمهور آن زمان آن بد نمی گوید تا حالا فکر کرده ای چرا؟ تا حالا فکر کرده ای که چرا هیتلر یک هیولا شد اما آنها خیر؟ دقت کن که تمام اطلاعات و فیلم ها و ... همه را متفقین ساختند و به خورد مردم دادند شاید اگر هیتلر فاتح شده بود با تمام کشتارش الان فکر تو این نبود
من با توجه به دیالوگ های اولیه شما در زیر این متن حرف از خوب و بد زدم. آن چیزی که در مبحث اخلاق در فلسفه بحث می شود. باید و نباید های تنظیم شده انسان که اخلاق را می سازند مثلا هیتلر جنایتکار است و بد چون چنین کرده است و چنان در مورد مثال گل و انرژی هسته ای یک اشتباه در استدلالت و برداشت از استدلال های من کردی اینکه هنوز روی خوب و بد بودن آبژه زوم هستی در حالی که ما را به عنوان سابژه یا شکل دهنده آبژه یا موضوع را کنار زدی یعنی علاوه بر کنار زدن زمان و مکان و موضوع ، نگاه خودت را نیز حذف کردی در حالی که نهایت در مثال گل یا هر موضوعی ما به عنوان آبژه یا سازنده موضوع (آبژه) نقش موثری داریم و با توجه به مثال ها به این می رسیم که ذهن شما تمام این ها را می سازد این که آیا این موضوعات اخلاقی عینیت خارجی دارد به نظر من چنین چیزی امکان ندارد. بگذار تا با هیتلر مثال دیگری بزنم فرض کنیم شما در کشور آلمان بودی هیتلر شما را از فقر و بدبختی و گرسنگی نجات می دهد و انتقام شما را از دشمنان ملت می گیرد و همچنین این امپراتوری او سال ها ادامه می یابد و سال های زیادی را در لذت و خوشی و افتخار سپری می کنی شما از هیتلر چه موضوعی می سازی؟
این دیدگاه شماست و مقایسه ها معنای خاصی ندارند من کلا خاکستری نگاه می کنم یا شاید بی رنگ این نگاه شما سیاه و سفید است وقتی می گویم این بحث ها بیهوده است اما شما باز حرف از خوب و بد می زنید خوب و بد را اول باید تعریف کنید من دقیقا منظور شما را نمی دانم همین هیتلر را به راحتی می توانم تبرئه کرده و راحتی می توان محکوم در مورد محمد بیجه یا سعید طوسی و امثالهم هم به همین شکل این موارد را اگر بررسی کنید می رسید به این که این افراد اختلال روانی دارند آیا فردی که اختیاری از خودش ندارد و در بستری ناسالم رشد کرده می توان گفت یک انسان بد. آیا این بیجه حتی با وجود اختلالش در یک بستر سالم رشد کرده بود و آزار ندیده بود به این شکل در می آمد؟! من از نظر فلسفی دیدگاه شر و خیر و خوب و بد را خارج از منطق می دانم. چون این مسائل در بستر زمان و مکان می تونند تغییر کنند. مثلا یک فرد ممکن است یک گل را بد بداند چون در یک زمانی با خارش به او آسیب زده است ولی فرد دیگری آن را خوب بداند چون آن گل را آماده گرفته یا هدیه گرفته و از بویش لذت برده البته نگاه من به این دو آبژه یا موضوع بیشتر بر مبنای کاربرد آن چیز برای انسان است. مثلا یک زمانی انرژی هسته ای خوب محسوب می شد تا اینکه متوجه شدند ضررهای آن بیشتر از نفع آن است و الان انرژی هسته ای را خوب نمی دانند حال آیا انرژی هسته ای خوب است یا بد؟
هیتلر خوب است یا بد؟ این گفته مبهم بوده و بحث پیرامون آن بیهوده قطعا او هم خوبی هایی برای عده ای داشته به حق او را در دوره آلمان آن زمان می پرستیدند که توانست آلمان را از زیر فشار بعد از جنگ جهانی اول نجات دهد و اعتبار آلمان را برگرداند و هنوز هم در آلمان بسیاری به او افتخار می کنند. و قطعا هم بدی هایی داشته است و ملل دیگر را خوار و اذیت و تحت سلطه قرار می داد. منظورم این است که نگاه را فقط از یک سمت نگاه نکنید. به نظرم بیشتر باید از این وقایع درس گرفت که اما انسان ها به دلیل ذات حیوانی خودشان و اینکه دوست دارند بر دیگران مسلط شوند و قدرت داشته باشند و دیگران را به بردگی بگیرند درست نمی شود مثل الان کشور خودمان نکته دیگر این است که ایدئولوژی بودن حکومت ها و خودکامه بودن و شرایط زمانه و ... می تواند چه اتفاقات عجیب و دردناکی درست کند که نمونه اش را الان داریم
درود این کتاب را می توان از قدیمی ترین رمان یا رمانس های ایران ذکر کرد. کتاب داستان های جالبی دارد. چه کیفی می کردند مردمان قدیم که با خواندن این کتاب ها زمستان های خود را به پایان می رساندند. اما الان همه اش شده فیلم ها و سریال های که یک شبه اند و همه داستان را آماده در ذهن فرو می کنند بدون اینکه قدری مخاطب از مغز خود کار بکشد و با این وضع دیگر چه کسی به خود زحمت می دهد که داستان بخواند و تصویر سازی کند. به هر صورت این کتاب به عنوان یک داستان جذاب و شناخت روزگار گذشته ایرانیان اهمیت خودش را دارد.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.