رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

همینکه جزوه ی ایشان حتی تایپ هم نشده گویای مسائل بسیاری می باشد ، بماند که آن کلانتر دوست داشتنی که مکرر می فرماید مدرک برای رد کردن بیاورید باید عرض شود : اول - روش گذاری نوشته غلط ، مبتنی بر پرسش از خواننده ، اظهار نظر احساسی از منابع و حیران آنکه ناقص القول می باشد ! دوم - این ذوات مدعی جاهل از عقبه نقش اسلیمی و خطایی است و آنرا تحقیر به حد نقاشی و تذهیب می کند‌ (ص۴) حال آنکه گسترده کاربرد این تزیینات اتفاقا در کاشی کاری و قالی بافی بوده و درد آنکه در اسطوره شناسی تا درخت طوبی و درخت زندگی مدخل بحث می باشد (رجوع به کتاب تاریخچه اسلیمی از رسول زارع)! سوم - ذوات جاهل اذعان می کند که راقم تذکره روضه السلاطین(ص۷) ، اقرار به اشتهار دیوان شاه اسماعیل می کند و ترکی سرایی وی را تاکید می نماید اما با پرسش از خواننده و دلیل مذحک عدم ذکر تحفه سام ، کتابی که جزو منابع اصلی شرق شناسی و موضوع چندین پایان نامه است را جعل و نامفهوم می داند !!! چهارم - در پاره ای از حیف کلام (ص۹) مدعی از تفاوت نسخ دیوان شاه جنت مکان می کند ! حال آنکه حتی آثاری منظوم همچون مثنوی معنوی از مولانا رومی ، لسان الغیب و شیخ سعدی و حتی ما بعد آن حضرت چون وصال شیرازی و صائب تبریزی نیز به همین بلا مبتلااند و اندوه که مدعی هیچ اشاره ای به این پدیده مرسوم نمی کند و همچنان به خوانش جاهلانه ی ماتریالیست دیالکتیک خود ادامه می دهد ! پنجم - جاهل مدعی اضافه گویی فی الباب منشات السلاطین فریدون بیگ می کند(ص۱۰) ! این بی خبر ، نمی داند که کلیه فرامین ، مکاتبات ، استیفاآت و نشان نویسی های این کتاب را می توان از آرشیو دولت عالیه عثمانی در توپقاپی سارایی ، ییلدیز سارایی ، گنل کورمای آرشیوی و تمام آرشیو های فهرست گذاری شده ی باقیمانده از عثمانی مطابقت داد و اصل آن را یافت ! الحق که ابوجهل ها می خواهد ! ششم - (ص۱۳) خود جاهل به عدم تن آسایی و حرب مکرر شاه اسماعیل اشاره می کند و همگان دانند که مردان ارتش قزلباش ترک که در رکاب مرشد کامل بود وقتی برای هنر و ادبیات نداشته اند که از شاه صوفی پیروی کرده و به ترکی کتابت کنند و بعد ها که به آرامش نسبی در ملک قزلباشیه رسیدند ، ادبیات و هنر فن عجم و تات بوده و ترک را ارتش داری ، حراست و حفاظت از کشور وظیفه بود ! آنکه شاه اسماعیل فرمان به ترویج ترکی داده یا نه رجوع شود به کتاب : سفرنامه های ونیزیان در ایران ص۲۰ ترجمه منوچهر امینی ! گوشه ای می نویسد : با اینکه امروزه زبان اکثریت مردم ایران و دودمان کنونی ترکی است ، احساساتشان مانند مردم اصفهان و شیراز ایرانی است ... این توصیف زیبای یک جهانگرد از ایران و این هم نوشته بعضی از دوستان در همین تارنما ! کاش عاقبت اندیشه کنند که دفع دیگری سهل و جذب اش مشکل است ... دریغ که به نام دفاع از ایران تیشه به آن می زنید ! (( جالب آنکه خود نویسنده کنترل احساسات نژادپرستانه اش را در پاورقی همان صفحه از دست داده ... )) و دهها عیب و مشکل دیگر ! نتیجه اینکه این سیاق نویسندگی جز لمپنیسم تاریخ نگاری جیزی به ذهن نمی آورد‌! نویسنده جاهل کم عقل با استفاده از اسمائی چون رازهایی در دل تاریخ بخت خود را می آزماید که شاید لاف گزاف اش خریدار داشته باشد ! شاید به زمان نگارش این جفنگبات با خود زمزمه می کرده : بود که قرعه دولت به نام ما افتد ... غافل آنکه صائب از این قماش نفس کشان یاد کرده : آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون آن یکی شمشیر گردد،دیگری نعل خر است گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن روی دریا کف نشیند،قعر دریا گوهر است
[quote='قاجاریکاJAMVگاندلفbehdad1970']تجزیه طلبی و خودمختاری و فدرالیسم نه ، دموکراسی و جدایی دین از سیاست آری اکثریت قریب به اتفاق کشورهای دارای نظام فدرال از ابتدای شکل گیریشون هست که به صورت فدراسیون اداره میشن ، اشتباهی که اغلب افراد (اونهم به دلیل نگاه توده باورانه به امور سیاسی) مرتکبش میشن همینه که با مشاهده آزادی های سیاسی و اجتماعی موجود در برخی کشورهای فدرال ، دموکراسی موجود رو زاییده شیوه حکومت فدرال میدونند. در حالی که کاملا قابل پیش بینیه که تغییر و تبدیل حکومت یکپارچه به فدرال (خصوصا در خاورمیانه) ابتدا منجر به خودمختاری و سپس تجزیه کامل واحدهای سیاسی میشه.تجزیه طلبی و خودمختاری نه فدرالیسم و منطقه گرایی و عدم تمرکزاقتصادی و سیاسی اریتجزیه طلبی و خودمختاری نه فدرالیسم اریمن تعجبم که این مردک با چه وقاحت و بی شرمی میخواست آذربایجان را دو دستی به شوروی ها ببخشه و عجیب تر اینکه با چه وقاحت و بی شرمی سربازان وطن پرست ایران را به خاک و خون میکشید!!![/quote] خوشگلم اینقدر جهالت هم مساله بحث شما رو به کل زیر سوال میبره ! جاهل نباشید اینقدر ... حکومت ایران هیچ وقت یکپارچه نبوده و شکر خدا تا به امروز هم ادامه داشته ! قزلباشیه و بعدا ممالک محروسه ایران نمونه ای از قدرالیسم به نوع ابندایی و موثر می باشد . بیگلربیگی آذربایجان کاملا مختار بوده و یا بیگلربیگی کرمان کاملا مختار بوده و صرفا کنترل از طریق مالیات و نصب بستگان دربار به این مناصب حفظ شده است . نمونه ؛ خانواده مقدم آذربایجان - خانواده فرمانفرماو الا آخر (خاطرات رو بخون میبینی) حالا دیکه این حرفا گذشته و همه امتحان خودشونو پس دادن . پس دلیلی برای ترس از فدرالیسم وجود نداره . و اگر یه روز یک کرد یا ترک یا هر کسی تجزیه طلبی کرده و میکنه اون شخص هم بچه این مملکته ... اگر گفتمان منطقی داره باید به خودمون مراجعه کنیم ببینیم این محصول جامعه ما چرا اینطور شده ؟؟؟ باعث چیه ؟؟؟ نه که ما هم قطب مخالف بشیم و تحقیر کینم ... اتفاقا با برخوردی که این روزا میشه آدم نگران همینه ...
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.