رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

افرادی که بعدها سر از زندانهای شاه بیرون آوردند و چهل سال ایران را به اسارت گرفتند و غارت کردند نشان داد که ساواک درواقع ناجی و نگهبان ایران و ایرانیان بود نه شکنجه گرشان!
جنون و دیوانگی این جماعت رو ببینید تا کجا و به چه حقارتی کشونده که خزعبلاتی رو به زبان میارن که هرکسی در هرجای زمین بشنوه خندش میگیره! البته خب از عنقلاب 57 دستاوردهایی جز این انتظار نمیرفت بهرحال عنقلاب 57 نام مستعاری برای اشغال دوباره ی ایران توسط بیگانگان ایران ستیز بود و طبیعی هست که چنین افرادی از دلش بیرون بیان. تاکتیک مهم این بیگانگان در جنگ روانی هم فرافکنی و نسبت دادن تمام صفات کثیف خود(جنایتکار بودن، مزدور بودن، دست نشانده بودن، حاصل توطئه چینی بودن، بی اصل و نسب و هویت بودن، متوهم بودن، و...) به چیزی هست که درصدد نابود کردنش هستن.
بازهم یادآور میشم اگر ما خیلی به ایران باستان علاقه داریم و باستان گرا هستیم، چرا شیوه ی هخامنشیان در اداره ی ایران رو امروز هم به کار نبریم؟ چرا از هخامنشیان صرفا آریایی بودن محض و قلمروگستری رو سوا کرده و دوست داریم؟! در دوران هخامنشیان حتی فرهنگها و زبانهای بیگانه و غیر ایرانی هم از ارزش و جایگاه بالایی برخوردار بودن. برای مثال زبان و خط آرامی زبان مکاتبات رسمی کل امپراتوری شده بود و هر ایالت یا ساتراپی هم اگر زبانی دیگر داشت مراسلات و متون آرامی به زبان همون منطقه یا ساتراپی ترجمه میشدن. درسته که مسئله ی آموزش عمومی و دشواری های بسیار اون در گذشته هم عاملی بود برای اینکه این تصمیم گرفته بشه اما نکته اینجاست که این امپراتوری قدرتش رو از همین چندفرهنگ گرایی میگرفت. درست مثل آمریکای امروز. البته من نمیگم امروز هم هر استانی زبان رسمی خودش رو داشته باشه اما میشه به شکل دیگه ای زبانهای منطقه ای غیرپارسی رو حفظ کرد و پاس داشت. مثلا اینکه استانهایی که زبانی غیر از زبان فارسی(حالا چه زبان ایرانی باشه چه غیر ایرانی مثلا ترکی) میتونن دو زبان رسمی داشته باشن یکی فارسی و دیگری زبان گویشوران اون استان. و همچنین به راه های بسیار دیگه ای میشه فکر کرد. از تاریخ بهتره صرفا برای ژنتیک شناسی استفاده نکنیم که کمترین و شاید کم اهمیت ترین استفاده ی اون باشه، بلکه از اون عبرت بگیریم و ازنو هر اشتباهی رو خودمون تکرار و تجربه نکنیم. رویه ی فعلی ایران داره بدتر میکنه اوضاع رو نه بهتر
آقای ارمیا بنده خودم هم تاکید کردم که زبان آذربایجانی ها در گذشته چیز دیگری بوده و در تفاوتهایی که آذربایجانی های ایران با دیگر ترکهای جهان به لحاظ فرهنگی و ژنتیکی دارند هم حرفی نیست اما بهتر هست واقع گرا باشیم و واقعیت فعلی رو هرچند هم که از نظر شخصی ناصواب خودمون تلخ باشه بپذیریم. زبان آذری یا هر زبان دیگه ای که در گذشته در این منطقه وجود داشته به تاریخ پیوسته و منقرض شده(حتی اگر عده ی بسیار کمی که معلوم نیست کجان به این زبانها حرف بزنند). دیگه اینکه بیایم حالا حرف از ول نکردن زبان باستانی بزنیم کاری عبث و بیهوده و مصداق نوشدارو پس از مرگ سهراب هست. مردم این منطقه هم هرگز زبان دیگری رو نخواهند پذیرفت که به زور و یا با نصیحت و گوشزد تصور کنیم میتونیم زبان فعلی آنها رو تغییر بدیم و یا هویت ترکی اونها رو ازشون بگیریم. اینکه در بین آذربایجانی ها ایران پرستان بسیاری وجود داره هم شکی نیست. اما هشداری که بنده دارم میدم اینه که این ایران پرستی رو به زواله و اثرش با گذر زمان داره کمرنگ تر میشه. هویت قومی قوی تر و هویت ایرانی در حال تضعیفه. دلیلش هم اینه که اونها هویت قومی یا زبانی خودشون رو در معرض خطر میبینن و ایران با شرایط فعلی رو مانعی برای وجود و رشد اون. برای همین دارم میگم باید کاری کنیم که حس تعلق آذربایجانی ها(و همینطور دیگر اقوام) به ایران کاهش پیدا نکنه. و اون هم راهش اینه که هویتی که زبان فعلی اونها به اونها داده رو بپذیریم. چون اونها هم دقیقا بدنبال همین هستن نه جدایی(جدایی طلبی رو حالتی از حمله ی عصبی یک قوم که خواسته اش برای مدتی طولانی نادیده گرفته شده فرض کنید). بهرحال ما با دست کم 20 میلیون ترک در ایران طرفیم و این جمعیت کمی نیست و نمیشه ایرانی بود و ایران رو دوست داشت و نگران نبود از اینکه گسل های قومیتی منجر به تجزیه ی ایران بشه در آینده. اگر ما به زبان ترکی(و همچنین زبانهای دیگه) بها و ارزش بیشتری بدیم و میدان بدیم تا آثار و فرهنگ اون رشد پیدا کنه در این صورت دلیلی نداره ترکها با ایران و هویت ایرانی در بیفتن و گذشته ی ایرانی خودشون رو هم انکار کنن و درنتیجه فرزند ناخلفی چون پانترکیسم و جعلیات مضحکش از دل این اوضاع بیرون بیاد و طرفدار هم پیدا کنه. احتمالا شما از این میهراسید که هویت ترکی به هویت ایرانی ضربه بزنه که کافی ست یک نگاه به تاریخ بیندازید که مشخصه اطلاعات تون هم بالاست تا متوجه بشید ترکها با فرهنگ و هویت ایرانی نه تنها مشکلی نداشتن بلکه هرجا رفتن فرهنگ و هنر و زبانهای ایرانی رو هم با خودشون بردن. یک نمونه ی بارز اینکه امپراتوری گورکانی یا موغال هندوستان که نوادگان تیمور لنگ اون رو تاسیس کردن زبان پارسی رو به زبان رسمی هند تبدیل کرد و به گسترش و نفوذ این زبان در هند کمک کردن و بیش از صفویان به این زبان و ادبیاتش علاقه نشان دادن. عثمانی ها هم همینطور زبان رسمی رو پیش از اصلاحات معروف به تنظیمات پارسی کرده بودن. از ترکهای حاکم بر ایران(حالا پیگیر ژنتیک شون نشید منظورم هویتی هست که برای خودشون قائل بودن) هم نمیگم که خودتون بهتر و بیشتر آگاهید. حالا ببینید ما چه کردیم که حافظان و دوست داران زبان پارسی امروز ازش متنفرن! ضمنا ترکهای ایران هم اکثرا اونطور که خودشون میگن هویت ترکی خودشون رو از زبانشون میگیرن و کاری به ژنتیک و این چیزا ندارن و بنابراین به نظرم بحث سر این مسئله برای ترکی زدایی بیهوده هست. اگر اونها با اونچه که در حال حاضر هستن تمام و کمال پذیرفته بشن مطمئنا هویت ایرانی خودشون رو در کنار هویت ترکی خودشون حفظ خواهند کرد.
یک عرضی هم داشتم با بقیه ی دوستان. اینکه زبان آذربایجان به مرور به ترکی تغییر یافته و نژادا اکثر مردم آذربایجان ترک نیستن درسته اما اینکه امروز خودشون رو متعلق به این هویت میدونن به نظر من ایرادی نداره. بهرحال ترکی شدن آذربایجان یک پروسه ای رو طی کرده و امروز اونها خودشون رو ترک میدونن و با ترکهای دیگه هویت یکسانی رو برای خودشون قائلن. تنها مشکلی که من شخصا دارم جعل تاریخ و انکار و یا تحقیر تاریخ دیگران و تعصب شدید و افراطی برخی از ترکها هست. اما حتی اگه مردم آذربایجان نژادا ترک نباشن ترکها در طول تاریخ خدمات زیادی به ایران و ایرانیها و حتی زبان پارسی و همینطور فرهنگ و هنر و ادبیات ایرانیها کردن و مدتی طولانی بر این سرزمین حاکم بودن پس درست نیست ترکها رو بیگانه تلقی کنیم(چه ترکهای واقعی چه اونها که صرفا در این زبان و هویت آمیخته شدن اما دراصل نژادی غیرترک دارن). امپراتوری هخامنشی با اون عظمتش شورش های کمی رو به خودش دید و دلیلش استقبال امپراتوری ایران از فرهنگها و عقاید و زبانهای مختلف بود و همه رو در کیش و آیین و زبان خودشون آزاد گذاشته بود. پس اگه ما میخوایم به ریشه های خودمون برگردیم بهتره از این خصلت هخامنشی ها هم استفاده کنیم امروز که بیش از هر زمانی بهش نیاز داریم. با تحمیل یک نگاه و هویت قومی و یا زبان و فرهنگ، بیشتر به دفع اقوام دیگه دامن میزنیم تا جذب شون. پانترکیسم زمانی آغاز شد که امپراتوری عثمانی رو به زوال رفت. اما این تنها عثمانی ها نبودن که رو به زوال رفتن بلکه در ایران هم ترکها قدرت و حکومت چند صد ساله شون رو از دست دادن. و حالا با انزوا و نادیده گرفته شدن و یا تحقیر مواجهن و این براشون غیرقابل تحمله. طبیعیه که اونها هم مثل نوادگان عثمانی ها، برای احیای شکوه و قدرتی که در گذشته داشتن به پانترکیسم و یا اتحادگرایی ترکی روی بیارن. درسته خود پانترکها هم کم کارخرابی نمیکنن و به گسترش پانترکیسم دست میزنن اما ما هم نقش کمی نداریم توی بدتر شدن این اوضاع. سیستم اداره ی کشور باید به گونه ای بشه که همه ی اقوام ایرانی ایران رو متعلق به خودشون بدونن و تصور نکنن چون حکومت بطور انحصاری دست اونها نیست پس دیگه اون جایگاه گذشته(و یا جایگاه والایی که سزاوار هر ایرانی ای هست) رو دیگه ندارن و حس کنن در موقعیتی غیربرابر و مغلوب و منزوی قرار گرفتن و این آزارشون بده. البته بدیهیه برای یکپارچه نگه داشتن ایران، ایران باید از جهات دیگه ای هم کشوری جذاب برای زندگی باشه خصوصا به لحاظ اقتصادی و آزادیهای اجتماعی که حکومت فعلی تیشه به ریشه ی هر دوی اینها هم زده! صرفا با گفتن حقایق تاریخی و آوردن دلایلی که نشون بده مردمان داخل ایران همه ژنتیک ایرانی دارن و بحث و گفتگوی مجازی، برای مبارزه با تجزیه طلبی و یکپارچه نگهداشتن ایران کافی نیست. این کار همتی بزرگ و البته نگاهی کاملا تازه و متناسب با شرایط و واقعیات ایران میطلبه که متاسفانه هنوز به نظر میاد استارتش هم نخورده. البته با زور هم میشه ایران رو یکپارچه نگه داشت اما اگه روزی این زور و قدرت ازدست بره هم با این وضعیت فعلی تضمینی هست که ایران یکپارچه بمونه؟ این تضمین فقط وقتی وجود پیدا میکنه که خود مردم ایران حافظ ایران باشن نه هیچ قدرت و حکومتی و برای اونهم باید همه ی مردم ایران و یا اکثریت عاشق ایران باشن. شاید بگید امروز بیشتر مردم ایران از اقوام مختلف ایران رو دوست دارن اما با این اوضاع فعلی و گسترش پان های مختلف چه تضمینی هست در آینده هم وضع به همین منوال باشه؟
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.