رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

.گذشته از این داوری !!یه عده مثل خودمون میخواهن به ما خدارو بشناسونن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آخه پدر آمرزیده ها ما هنوز ویا تو هنوز خودتو نتونستی بشناسی از پس طمع وخوی جنگلی اجدادی نتونستی خلاص بشی این دیگه چه صیغه اییه که حالا به قول معروف گربه عابد شده؟؟ جنگ خودمون کمه!! حالا رفتی به اسم اون بیشتر قلع قمع کنی ؟پس این یه سلاحه ، که همه هم دارن مال ما هم با مال شما فرق داره! چه آش شله قلم کاری شد .خلاصه مطلب اصلا گیریم من کافر وخلاف کار ادعایی هم ندارم اما تو ،پاش بیفته به دلیل همون خویی ،که تو هم داری ،مثل من میشی . این خدا پرستی وخدا شناسی تو چه معنی میده ریا کار؟ اقلا صدها از شماهارو دیدم که در خلوت ان کار دیگر میکننین !!شماها از ما هم خطرناک ترین، میگی نه! از ایدئولوژی طمع وزورت بپرس ! امیدوارم حرفم رو تونسته باشم به سادگی بزنم.در آخر میخوام بعنوان ختم کلام یه چیز کلی عرض کنم که من خودمو ایرانی نمیدونم چون نامم عربی است!!من خودمو ایرانی نمیدونم چون وقتی پا به این دنیا میگذارم تو گوشم اذان عربی میخونن!من خودمو ایرانی نمیدونم چون لحظه ازدواجم باید به زبان عربی وآیین عربی ازدواج کنم انهم با ان کلمه زشت نکاح!! من خودمو ایرانی نمیدونم چون با خدای خودم عربی حرف میزنم !من ایرانی نیستم چون هزاران کیلومتر برای پا بوس امام هشتم راه را طی میکنم اما آنسو تر برای آرامگاه کوروش کبیر این انسان بزرگ منش واسوه آزادی وآزادیخواهی که آرامگاهش در بیابان رها شده نمیروم! من ایرانی نیستم چون در اعیاد فطر غدیر وقربان ومبعث و.... به من تبریک میگن ومن هم متقابلا!! اما نمیدانم جشن مهرگان وسده چیست وچه روزیست!!من ایرانی نیستم چون دهه محرم لباس سیاه میپوشم ویا با زنجیر کمرمو خونی میکنم ویا سرو روی خودم را گل آلوده برای خاندانی میکنم که سرزمینم را گرفتن ومردمانش را کشتن ومابقی را مغزشان را مصادره کردن اما سالروز مرگ فرزند ایران زمین بابک خرمدین و...را نمیدانم!!من ایرانی نیستم چون حرف زدنم به مانند عربی میماند تا به پارسی!! من ایرانی نیستم چون نام زبان رسمی کشورم را چون گفته حکیم فردوسی پارسی نمیگویم وفارسی میگویم تا نکنه اعراب در بیابان در لهجه به پت پت بیفتد!!من ایرانی نیستم چون در کشوری دنیا آمدم که روی پرچم کشورش به عربی نوشتند!!وپیرو ایرانی گری تهدید میشود!! من آرزوی ایرانی گری را هم ندارم ،چون آنقدر دست نیافتنی است که آرزویش را هم نمیتوان کرد!! من من من حسرت حسرت حسرت ایرانی ایرانی ایرانی بودن را دارم.
مجموعه نظرهای اینجا دیگه داره مثنوی هفتاد من میشه . واین همه گفتگو وبحث وجدل را همه میتونن نتیجه انرا ببیند. وتازه میبینیم که همه سر خونه اولیم!!.هیچکدوم زیر بار حرف دیگری نرفتیم ونظر ها پر شد از مغلطه وسفسطه . میخواستم بحث رو مسیرشو با اجازه حضار به یک سمت و سوقی بکشم که عنوان کنم : ما ادمهای ظاهرا متمدن وباطنا تک خور وتکرو تنها طلب چقدر خودمان را میشناسیم؟ دارای چه اصولی در زندگی وپابند کدوم عواطف اجتماعی ومرز خط قرمز مان کجاست و تعیین کننده آن چیست؟ ما آدمها بی تعارف عرض میکنم، علارغم زندگی شهری وپز تمدن!! هنوز هم که هنوزه باطنا ودرونا پابنده همون قانو ن معروف جنگل هستیم شاید خیلی ها ناراحت بشن! اما دلائلم را عرض میکنم :همه ما صبح تا شب وشب تا صبح درگیر یک برد و باخت هستیم حالا میخواهین اسمش را مبارزه بگذارید باز هم یک نوع بردوباخت وتسلط یافتن قوی بر ضعیف است ضعیف باید از دور بره کنار ویا در همون سطح بمونه که حالا در بین ما آدمها یه نیمچه ارفاقی هست .اما ضعیف اگر بخواد دوباره گامی جلو تر برداره لتو پار شدنش حتمیه حالا اسمشو ناک اوت میزارین بزارین .من سعی میکنم به عبارتی خیلی ساده تر بیان کنم که جای هیچ شبهه ای نمونه تا یکی بی پز کلمات که اینقدر دیدیم که دچار تهوع شدیم بیاد پاسخ بده..بخاطر این برد وباخت در این دنیای تمدن،دروغ میگیم ، زیر پا خالی میکنیم،تهمت میزنیم،دزدی میکنیم،پاپوش درست میکنیم! رشوه میدیم ،رشوه میگیریم ،کمکاری ،کمگذاری میکنیم،دودره که چاشنی کارمونه،بدگویی وغیبت وخونه خرابکنی،ناموس دزدی وچشم چرانی ،صیغه های 4تا 4تا تا بگیرو کتک زدن شکنجه وکشتن به هر دلیل ،اما یکیش بخاطره اظهار عقیده(جل الخالق)که اونای دیگه شب راحت بخوابن !!!!! این دنیای متمدنانه ماست. وهر کی هم برای این برد وباخت ابزار مخصوص بخودشو داره واز طریق اون وارد این بازی برد وباخت میشه. شب هم که میشه خودمونو توجیه کرده به خلوتهامون میریم که اونجا هم پوستمونو در میاریم ومعمولا این پوستها از جنس میش وبره که نماد مظلومیت رو داره ..یا؟؟؟؟ جالبه که فلک وروزگار و طبیعت ازجمله خالق همه اینها از دم تشویق کننده وطرفدار پر زوره هستند مثل قانون جنگل !!! بی رحم و مروت ضعیف باید با اردنگی بیرون انداخته بشه البته کاشکی به اردنگی ختم بشه. این دنیای متمدنانه ماست ،که توش همه رقم ادمها، همشون از دم !! مشغول این بردو باختن !هیچکس نمیتونه ادعا بکنه که من داخل بازی نیستم ویا هستم ضعیف ومظلومم.!! نه عزیز نمیتونی نباشی!! هستی ، واز قبل هم تعیین کننده خروس وزن وکینگ کونگ وزن تو نیستی !تومبارزه معلوم میشه .غیر این هم تو راست بگی پس نجنگیده باختی مرخصی .فرقی نکرد. این ما آدمها هستیم .!!..حالا خوب خوبش هم تو این مبارزه بی رحمه ، وای بحال بد بدش. اینهارو مقدمه گفتم که به این برسم که تو این نبرد که توش کافر هست مومن هست سیاه وسپید و مسلمونو مسیحی وکلیمی و... هست وهمه از یه قماش وهر کی تو باطن خودش درجه ریا کاریش معلومه! این وسط خنده داره که یه عده بازیکن مثل همه، میخواهند بیان خدا رو به ما بشناسونن،خدایی که اینها بعنوان داور آوردند وسط که همش طرفدار این یکی هاست وبجای آشتی دادن میگه بزن بکش زود باش ...ادامه در کامنت بعدی.
داریوش کبیر از پادشاهانی بود که بر حسب لیاقت وشایستگی که داشت والبته قدری هم خوش شانسی خود وبخت بلند مردم ایران زمین به این مقام رسید.وتاثیر گذاری این شاهنشاه ایران زمین مانند کوروش کبیر در تاریخ مایه افتخار ومباهات ایرانیان است. جدا ما ملت عجیبی هستیم رو هیچی از ما نمیشه حساب کرد .وارث چنین تمدنی که 1000 سال قبل از اسلام که گوهر یگانه تابناک دنیای تمدن آنروز بود ،در 1400 سال بعد از اسلام ،وارث گوهر های یگانه، عرب های خونریز ،غارتگر ومرده هاش وفرهنگ خرافات ،عقب ماندگی ،بدبختی وذلالت شدیم.وشاهد پدیده تمدن ویران کننده دین فروشان. همین یک بلا که تبدیل شدیم به ملتی که فقط به فکر منافع شخصی هستیم،!!همین برای نابودی وویرانی سرزمینی که آن مردان بزرگ برایمان به ارث گذاشتن کافی است. صفت شخصیتی عربها،که الان وارثش هستیم،شمشیری شده بر ضد خودمون که وارث سرزمین وفرهنگ هخامنشیان هستیم. کجای تاریخ گمشدیم.
متاسفم که اینو میگم :اسلام پشتو روش مشخص ومعلومه بدون جنگ همینطوری خودش مغلوبه است .جنگ ما با انیرانی متعصب خرافات جهل ونادانیه که باحماقت عمری، این ملت بیچاره رو یه اسارت کشیده.ولی یه مقداری بیشتر زوم کنیم دلیل این خرافات گستری را براحتی میشه در وجود ادمهایی که از برای منافع شخصی زیریوغ وا اسلاماپیرهن درانی میکنن دید. حیف اسم ایرانی که رو شماها مونده!کسانی که میگن اول مسلمانیم وبعد ایرانی. باید هم رئیستان اولتیماتوم بده که بار دیکر مسئله ایرانی گری رو به میان بکشین رحم به شما نخواهیم کرد.وقتی اول انقلاب چنان بی غیرتانه ایستادیم تا شجاع ترین فرزندان ایران زمین رو دسته دسته اعدام کنند بایستی متوجه میشدیم محمدی دیگر کمر به فتل فرزندان ازادیخواه بسته.یکبار برای همیشه حتی سایه ای از وجودتان نخواهیم گذاشت.
آئین و فرهنگ ایرانی در آئین ایرانی، هر فروزه که راستی، درستی، داد گری، نیک اندیشی، والائی، پیروی از خرد و مردم دوستی و کار و کوشش، بهره گیری از خو شی های زندگی با شد، اهورائی است و هر فروزه ا ی که نادرستی و بد منشی و نامردمی و تاریک اندیشی و دست اندازی بر جان و مال مردم و بدور از خرد باشد، اهریمنی است . هر ملتی که آداب و رسوم، فرهنگ و ملیت خود را از دست بدهد بر ده دیگران است. اهورا مزدا، جز مهر وسایش آسایش، شادی و شادمانی، کار و کوشش و بهره گیری از خوشی ها از راه نیک، چیز دیگری از کسی نمی خواهد. اهورامزدا قهار، مکار، جبار، و ستمگر نیست. نه بهشتی آن چنانی دارد، که روسپی خانه باشد، نه دوزخی آن چنان که شکنجه گاه مردم با شد، نه هستیش با برهانی بدور از خرد شناسانده شده است. او خواهان ستایش از کسی نیست، قربانی نمی خواهد، مردمان را به در یوزگی نمی خواند، تا شبانه روز دست از کار و کوشش و زندگی بردارند و به ستایش از او بپردازند. و اگربه ستایش او نپردازند در آتش بسوزا ند و در آب جوش بجوشا ند یا غل و زنجیر آتشین بر گردنش نهد. اهورامزدا نمونه ی مهر و مهرورزی و خرد کل آفرینش اس اهورامزدا، می گوید مغز و زبان آدم بایستی به راه نیک گراید، تا کردار و کارش نیک باشد. نیکی کردن با ستایشگری دو تاست. ۱- اندیشه نیک: نخست مغز بایستی درست و نیک بیندیشد، چون مغز سر چشمه کار و کردار است، ۲- گفتار نیک : زبان است که بایستی نیکی فرستاده شده از مغز را به قا لب بریزد. ۳- کردار نیک : یعنی از مغز تا زبان، و از زبان تا عمل، بایستی بر اساس درستی، راستی و استواری بنیان داشته باشد این سه فراز کوتاه دفترغانون آدمیت است که هیچگاه دگرگونی در آن راه نمی یابد، اهورامزدا٬ جهان نیکو را آفرید، مردما ن را آفرید، شادی وشادمانی آفرید، و جز نیکی در جهان تن و روا ن انجا م نداد. اشوزردشت به سا دگی و روشنی چهره اهورامزدا را در اندیشه خود باز یافت، و به هستیش آگاه شد. نگاهی به این راز کوتاه و لبریز از معنی، آغاز خدا شناسی گاتائی را روشن می کند: ...هنگا می فرا رسید که در درون اندیشه ام موجی راه یافت، و به تو اندیشیدم. و دریا فتم که توئی بی آغاز و بی انجام، توئی خرد پاک جهان، که تغییر و دگرگونی در تو راه ندارد، و چون این را دریافتم، دانستم که توئی داور جهانی، و کرده ها ی ما به تو برمیگردد، تا داوری کنی کوتا ه شده ای بود از گنجینه اوستا و گاتاها ( نوشته هاشم رضی ) ۸-۳۱ برگهای ۱۸ تا ۳۲ اهورامزدا، خدائی که در عصر گاتاها، از طرف زردشت، خداوند یکتای جها ن اعلام شده، وجودش با مهرآکنده است، با خرد یکسا ن است، و او از بهشت و دوزخ تنها به عنوان بهترین و بدترین جایها سخن می کوید. در همه تعالیم گاتائی، مهر به راستی و بشریت موج میزند . مسایل فوق طبیعی تحت الشعاع اخلاق و انسانیت می باشد. هر گاه کسی یا کسانی گناه ورزند، دیگر خداوند دخالتهای بیجا نمی کند، و چون یهوه و برادر بعدیش الله فریاد نمی کشد، که همه را می کشم و نابود می کنم، و ساعت ها از دوزخ پر لهیب سخن نمی گوید، و روزها در باره بهشت و تنعمات آن داد سخن نمی دهد . چنان دوزخی، نماینده دد خوئی و انحرافا ت سادیستی قوم و ملتی است که آن را به وجود آورده اند، چنان بهشتی نیز که غلام بارگی و لهو و لعب و شهو ت عنان گسیخته در آن موج میزند، صورت انحطا ط اخلاقی و افول کامل همان ملت است . هنگامی که زردشت در ژرفای ناپیدای زمان سخن می گفت: کلامش برای شنوندگان سرشا ر از امید و باور بود. اینک پس از هزاران سال هر کسی که از تعمق، آنها را بخواند، صدایش را با همان اعتماد، طنین، و ابهت می شنود...
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.