رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

در دوران دانشجویی همیشه با اعراب و بالاخص فلسطینی ها دوست و نزدیک میشدم و علی الدوام در مورد تحولات خاورمیانه و مسایل فلسطینی ها با آنها گفتگو میکردم.کمتر روزی اتفاق می افتاد که در مورد تحولات جهان عرب بالاخص مناقشه اعراب و اسراییل اتفاقی بیفتد و من آن را در روزنامه های انگلستان مطالعه نکنم.به همان میزان که با اعراب و فلسطینی ها سری صوا داشتم، هرزگاهی که با یک اسراییلی یا یهودی مواجه میشدم گارد میگرفتم و با بحث و جدل سعی میکردم به آنها نشان بدهم که آنها غاصب، زورگو و عامل آوارگی و بی خانمانی دو میلیون فلسطینی هستند.روزی که خبر درگذشت جمال عبدالناصر را شنیدم یکی از بدترین روزهای زندیگیم تا آن موقع بود.در همان سالها به فکر ترجمه تراژدی فلسطینی ها افتادم.در آن زمان ها یکی از معتبرترین و سرشناس ترین نویسندگان غربی برای نسل ما [b]ماکسیم رودینسون[/b] یکی از مورخین و صاحبنظران بود.کتاب "اعراب و اسراییل" او را که شهرت زیادی داشت شروع به ترجمه به فارسی نمودم.بخش هایی از آن را به فارسی ترجمه کردم که در حد یک دفترچه 200 برگ میشد.بدون آن که متوجه شوم، مطالعه آن کتاب برای نخستین بار مرا متوجه ساخت که اسباب و علل به وجود آمدن اسراییل خیلی پیچیده تر از تصویر و تصورات ساده ای بود که از دوران نوجوانی در ذهن من شکل گرفته بودند.بالاخص متوجه شدم که تحولات اروپای قرن نوزدهم نقش زیادی در به وجود آمدن اسراییل پیدا میکند. از کتاب [b]اسراییل تولد[/b] ، نوشته [b]صادق زیباکلام[/b]
سلام به همه سوالاتی که از دوستان دارم، داره از بحث خدا دور میشه؛ اما به اون بحث مربوطه. جناب [b]irani222[/b] ،فرمودین "بسیاری از انسان ها ندای فطرت خود را با آواز نیازغرایز خود اشتباه میگیرند. و یا منافع مادی را بر عمل به فطرت وجدانشان ترجیح میدهند".[b]سوال بنده اینه که آیا تمام افرادی که راه رو از بیراهه تشخیص ندادن و به اشتباه افتادن،به خاطر منفعت پرستی و نیت بد بوده؟یعنی در مسیر شناخت، اهمیتی برای علوم تجربی یا منطق و فلسفه قائل نیستین؟امکان نداره کسی با نیت پاک وارد این مسیر بشه ولی به دلیل نداشتن حکمت و دانش کافی درجا بزنه؟[/b] جناب [b]Ein Reich [/b]، فرمودین "ما نباید ابتدا استدلال و سپس مشاهده کنیم.ما باید با توجه به مشاهداتمان استدلال بیاوریم." ایرادی که خیلی از فلاسفه به همین جمله میگیرن اینه که هیچگاه دانشمند نمیتونه بدون هیچ پیش فرضی به کار مشاهده و آزمایش بپردازه.یعنی در واقع قبل از شروع کار، دانشمند قطعا دارای یه سری از استدلالات هست.[b]جواب شما چیه؟شاید بدیهی ترین اصلی که بسیاری از دانشمندان قبل از هر مشاهده ای به اون معتقد بودن و هستن اصل علیته.دانشمند قبل از مشاهده پدیده از کجال میدونه که این پدیده علتی داره؟آیا این یه پیشفرض مسلم برای پیشرفت علم و دانشمندان نبوده؟ حداقل قبل از زمان جر و بحث های مربوط به کوانتوم. پیشفرضی که با مشاهده به دست نیومده. [/b]
سلام و درود جناب [b]Ein Reich [/b]، ممنون از جوابی که دادی. اما حالا سوال دیگه ای برام به وجود اومد.یه فیلسوف اسکاتلندی به اسم دیوید هیوم (1711-1776) به این قوانین نیوتون ایرادی گرفته بود.هیوم بر این باور بود که " گزاره های قوانین نیوتون منطقا قابل اثبات نیست.هرچند ما بارها و بارها تجربه کرده ایم که اجسام تحت قوانین نیوتون عمل میکنن؛ اما هیچگونه دلیل منطقی وجود ندارد که بگوییم همه اجسام اینگونه عمل میکنن.فقط میتوانیم بگوییم که اجسامی که تا به حال تجربه کرده ایم از این قانون پیروی میکنن." الان حدود صد و ده سال هست که میدونیم اجسامی هستن که تحت قوانین نیوتون عمل نمیکنن، یعنی شک هیوم به حقیقت نزدیک تر بود تا قطعیت نیوتون. [b]سوالم از شما اینه که اگه در دوران هیوم زندگی میکردین همین جوابی رو که به جناب irani222 دادین؛ به هیوم تحویل میدادین؟ :"چیزی که علم از آن بحث نکند،یعنی وجود ندارد" اصلا آیا علم میتونه در مورد عدم وجود چیزی با قطعیت صحبت کنه؟...با قطعیت.[/b] جناب irani222، متشکرم از پاسختون. با مطالبی که در مورد هدف و نیت پژوهشگر فرمودین موافقم و با شما هم نظرم.فرمودین "شک کنید. به همه چیز" .پس به من اجازه بدید که مثل این سینا و زیگموند فروید به عرفان شک کنم و مخالفت ابن سینا رو به صورت سوال از شما بپرسم: [b]اگه فطرت انسانی و نگاه کردن به خود برای تشخیص صحیح از غیر صحیح کافی هست پس چرا بین نظرات عرفا و زاهدان اختلاف هست؟این اختلاف رو ناشی از عدم صداقت بعضی هاشون میدونید؟[/b]طبق جمله ی خودتون:"هر شخصی به میزان "عطش حقیقت جویی" و "صداقتش با خود" از دریای علم حقیقی بهره ای میبرد." اگه برداشتم از جملات دو بزرگوار اشتباه بود،خواهش میکنم اشتباه منو گوشزد کنن.
درود بر دوستان جناب [b]irani222[/b] شما از خدایی دارید صحبت میکنید که برای من مفهومش گنگه.توضیحاتی که فرمودین و مخصوصا مثالی که در مورد جوجه زدین؛ به نظر بنده حقیر همش با دلایل علمی فعلی تا حدود زیادی قابل توجیه هست.اینکه فرمودین شما به سوال "من کیستم؟" یا "علت من چیست؟" فکر میکنید و نگاه دیگران در قالب "ذهن های زمان زده و مکان زده و ماده پرست" محصور شده؛ خب برادر من، خیلی از فلاسفه بودن و هنوز هم هستن که در مورد این سوالا فکر و پژوهش میکنن، اما خدایی که شما ازش صحبت میکنی برای اونا حداقل در ظاهر غریبه س.[b]سوال من از شما اینه که من از چه راهی باید این خدا رو بشناسم؟چه منبع و مذهب و مسیری رو به من پیشنهاد میدین برای شناخت و فهم این خدا؟[/b] جناب [b]Ein Reich [/b] من تو صحبت های شما، کلیدواژه های علمی زیادی رو می بینم: "ماده"، "گرانش"، "جدول تناوبی"، "آزمایشگاه"، "مغز" ، "مراکز علوم تحقیقاتی دنیا" ، "انرژی" و ... .احتمالا شما نظرتون این هست که عقاید انسان تا اونجا که میتونه باید با علم تطابق داشته باشه.[b]اما سوالی که برای من به شخصه به وجود میاد اینه که تعریف شما از علم چیه؟چه معیاری شما رو به این نتیجه میرسونه که مثلا رویای صادقه غیر علمیه ولی قوانین نیوتون علمیه؟[/b] خوشحال خواهم شد از جواب دوستان.
درود بر دوستان فقط یه تذکر دوستانه: یادم نمیاد هیچوقت تو زندگیم کسی رو به وسیله توهین و تحقیر، با خودم هم عقیده کرده باشم.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.