رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

من دوبار از طریق "تماس با ما" پیام فرستادم و سوال تکراری و بی ربط نپرسیدم و درخواست نامفهوم نیز مطرح نکردم اما کسی پاسخ نداد سوای این من از طریق سرزدن هر روزه به سایت امتیازات بسیاری اندوخته بودم و این روزها کتاب زیاد دانلود می کردم یکبار اینترنتم قطع و وصل شد دیدم کتابی که می خواستم دانلود کنم داره 13 بار دانلود میشه هر چند فقط یکبار دانلود شدند نفهمیدم آیا امتیاز مفت از من کسر شد؟ دیشب هم آمدم دانلود کنم دو کتاب به جای دانلود شدن redirect شدند ولی امتیازشان کسر شد پس دست کم 200 امتیاز به هدر رفت آیا اینها بازگشت پذیرند؟
سلام آیا مدیر سایت کتابناک یا کسی از کاربران ارشد کتابناک پاسخگو هست؟
شوربختانه پاسخ نمی دهند
سلام آیا می توان برای شما به عنوان مدیر ارشد پیغام خصوصی گذاشت؟
من نمره استدلال های مختلف را به میزان جذب مردم ربط ندادم به میزان وجوب پیروی ربط دادم که تنها مربوط به موارد پیشگویی و پیش بینی نمی شود. اظهر من الشمس است که ممکن است برداشتی صحیح از سوی مردم مطرود گردد و برداشتی نادرست مورد رغبت مردم واقع شود و این درباره کسانی که خود را عالم دین می پندارند هم صادق است و دلیل آن هم می تواند نادانی به حقیقت باشد و هم سنگین بودن پذیرش حقیقت. درست بودن میزان وجوب را تعیین نمی کند. فرضا یک مسئله ریاضی طرح شده است و دو نفر جواب درست را عرضه می کنند، صرف درست بودن جواب ما را ملزم نمی کند به هر دو استدلال به یک اندازه ایمان بیاوریم، چون یکی با استفاده از روش غیر اثباتی به جواب رسیده و دیگری با روش اثباتی. حتی در ریاضیات هم آشکار است که صحت نتیجه، اندازه قانع کنندگی را تعیین نمی کند و استدلال های مختلف اعم از غیر اثباتی و برهان خلف و حل کلی معادله و... درجات مختلفی دارند، البته برخی با هم برابرند. در مثال باغ و روش پرورش گیاهان هم منظورم طرح این مطلب بود که چه بسا چند استدلال مختلف همگی درست باشند اما وجوب پیروی از آنها به یک اندازه نباشد. یک موقع درستی روشی از نظر علمی توضیح داده شده اما هنوز جایی امتحان نشده و تنها تئوری است. سپس در یک باغ و بعد در تمام باغ ها امتحان می شود و درستی آن بیش از پیش اثبات می گردد. در مواردی که نتیجه بخش بودن به این اندازه اهمیت ندارد باز هم می توان بین میزانی که برهان ها پیروی از نتیجه برهان را واجب می کنند، تفاوت قائل شد. پس این که دنبال این برویم که آیا تفسیرهای دین باید در ساحت سرزمینی نتیجه مناسبی بدهند یا نه، هر چند می تواند محل بحث باشد اما منظور من نبود، پس از برخی مطالب شما گذر می کنم. گفتم "مبانی نظری و اصول موضوعه متفاوت و متضادی برای شناخت دین وجود دارند و در آینده هم به وجود خواهند آمد! که یقینا یکی از بقیه صحیح تر است اما پذیرش هیچ کدام از این اصول موضوعه موجود یا ممکن، ذاتی پذیرش دین نیست و برای بسیاری از آنها هم معجزه ای حتی از جنس استدلال مطرح نشده است تا وجوب پیروی از این مبانی نظری به میزان وجوب پیروی از قرآن باشد." اکنون شما از کدام اجماع حرف می زنید؟ بین کسانی که مبانی نظری و اصول موضوعه شان در شناخت دین 180 درجه تفاوت وجود دارد، چقدر امکان دارد که اجماع به وجود بیاید؟ هر پارادیم تفسیری که تعداد متخصصان و درس خوانده هایش بیشتر بود مردم چشم و گوش بسته دنبال آن بروند؟ وانگهی در یک زمان ممکن است تفسیرهای موجود و قابل دسترس هر کدام به درجات درست باشند اما این هم ممکن است که همه از دم نادرست باشند. گفتم در علوم مختلف سنگ محک های مختلفی وجود دارند و نظریات هر کدام از علوم انسانی و تجربی و ریاضی را به گونه ای خاص در آن علوم راستی آزمایی می کنند و "پذیرش قطعی الهی بودن یک معرفت معجزه می خواهد." یعنی سنگ محک معجزه است و بدون آن هر معرفتی بشری محسوب می گردد. شما گفتید "وقتی همه ی انبیاء معجزه نداشتند، چرا باید پیروی از ایشان مشروط به ارائه معجزه باشد؟ استدلال، بالاترین معجزه هاست." من هم نگفتم معجزه تنها عصای موسی و دم عیسی و امثالهم است بلکه قرآن را هم معجزه دانستم که از جنس استدلال است. ممکن است پیامبران دیگری هم بوده باشند که معجزه ای جز استدلال عرضه نکرده باشند که آن نیز همسنگ قرآن است. اما آیا هر استدلالی هر چقدر درست و باورپذیر باشد می تواند معجزه باشد؟ آیا امثال امام محمد غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی می توانند و اصلا جرئت داشتند بگویند استدلال ما از جنس معجزه است؟ اگر شما همچین ادعایی برایشان بکنید یعنی ادعا کرده اید آنها سخنی مانند قرآن آورده اند! در حالی که طبق نص صریح قرآن هیچکس هرگز نمی تواند سوره ای مانند قرآن بیاورد. پس هیچ استدلالی از سوی غیر پیغمبران نمی تواند معجزه باشد وگرنه صاحب آن استدلال را هم صاحب معجزه می گفتند. شاید شما بگویید صرف استدلال موجود در آیات قرآن موجب معجزه بودن آن نیست بلکه ترکیب استدلال و نظم کلمات و... آیات قرآن را معجزه ساخته اند. پس اگر صرف وجود استدلال در سخنی آن را معجزه نمی کند به طریق اولی سخنان امثال امام محمد غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی نمی توانند معجزه باشند و نمی توانند مانند معجزه قانع کنند و پیروی از آنها به اندازه پیروی از معجزه واجب نیست. تنها معجزه است که ولایت نبوی را اثبات می کند ولاغیر. در متن معجزه قرآن و آیه ای که مثال زدید هم جز خدا و پیامبر به کسی تصریح نشده و نیاز به تفسیر است و آن تفسیر هم معجزه نخواهد بود. برخی ها بر پایه مبانی نظری خودشان ختم نبوت را ختم ولایت نبوی می دانند که عقلانیت استقرایی جایگزین آن شده است. پس پیروی از امامان دوازده گانه مانند علی بن ابوطالب را هم بر پایه عقلانیت استقرایی می دانند ولاغیر. تازه گفتم علی بن ابوطالب باب مدینه العلم بود امثال امام محمد غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی جرئت این یکی ادعا را هم نداشتند. اینجاست که باید گفت مفتیان و مجتهدان بر مردم ولایت نبوی ندارند. ویژگی های امامان را هم ندارند. تازه برخی مبانی نظری و اصول موضوعه آنها از سوی برخی کاملا زیر سوال است و پذیرش فلان مبانی نظری و اصول موضوعه هم ذاتی پذیرش دین نیست که انکار آن موجب خروج از دین باشد. پس "مردم با ابزار شناختی که خدا به آنها داده وظیفه دارند در آن چه عرضه می شود غور کنند و تا حد امکان دنبال حقیقت بروند و خودشان هم باید به خدا پاسخگو باشند. مردم مسئولیت دارند اما آزادی عمل هم دارند و در این زمینه هرگز قیم فکری برایشان تعریف نشده است." من نگفتم عامه مردم آزادی خلق برداشت از قرآن را دارند تازه گفتم صلاحیت ندارند در شناخت دین بی مقدمه از خودشان تز بدهند اما کاملا و مطلقا صاحب صلاحیت هستند تا تفسیرهای موجود و مبانی نظری و اصول موضوعه موجود را بررسی کنند و یکی را انتخاب کنند و خودشان باید به خدا پاسخگو باشند. پس اگر مردم بهترین مفسر زمانه خود را رها کنند و تفاسیر دیگری برگزینند یا اصلا در دین غور نکنند و به قول شما هرهری مذهب باشند خدا آن مفسر را عذاب نمی کند که بگوید عامه مردم حق مرا ضایع کردند مگر آن که پیروی مردم از خود را همچون پیروی از پیامبران و امامان واجب و حق خود و پذیرش این پیروی را ذاتی پذیرش دین بداند که بالاتر گفتم برخی مسلمانان همچین اعتقادی ندارند و البته نه استدلال هایی که آنها عرضه می کنند نه استدلال هایی که اینجا عرضه می شود هیچ کدام از جنس معجزه نیستند. پرسش پیام پیشین را به این شکل دوباره می پرسم که از نظر شما چرا شریعت های مختلف آمدند و احکام دگرگون شدند و چرا دیگر احکام با گذر زمان نباید تغییر بیابند؟ چرا از همان ابتدا شریعت نهایی فرستاده نشد؟
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.