رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

ما اعتراف می‌کنیم که از ما بازیگران بهتری هستند؛ بازیگرانی که صحنه‌شان خیابان است و مخاطبشان جمع اجتماع. بازیگرانی که می‌گویند و می‌گویند و می‌گویند؛ از باطل و حق، و از واقع و مجاز، و این میانه اگر خوب بنگری، فقط اجساد واقعی است. ما چطور بازی کنیم با دستِ اینهمه خالی، با دهانِ اینهمه در بند، سرابی این چنین فریب، راست‌هائی اینهمه دروغ؟ ما چطور روی این صحنه‌ی عاریه‌ی کوچک، با تفنگ‌های چوبی اندک، کشتاری بزرگ راه بیندازیم، که در آن خون از آب جاری روانتر است و از خاکی که بر آن ریخته بی‌ارج‌تر؟ ما کارگران نمایشیم، نشسته در ردیف اول تهمت؛ از تیره‌ی آن مرغ دانه‌بر، که در عروسی و عزاش هر دو سر می‌بُرند. ما تصویر کوچک این دنیائیم، اگر حقیر، اگر شکسته، ما تصویر زمانه‌ی خود هستیم. ما اعتراف می‌کنیم که از ما بازیگران بهتری هستند؛ با چشم‌بندی و شعبده، با اشک و آه و سوز، با مژده و فریب، با تفنگهای واقعی بسیار! آنان به نام شما، - به نام نامی مردم - آراء شما را غربال می‌کنند؛ شما تحسینشان می‌کنید، و مرعوبشان هستید. سنگ آسیای آنان، از خون شما می‌گردد، و نمایشنامه‌شان را بارها خوانده‌اید؛ با نام جعلیِ تاریخ!
[quote='مری بلا']معرفت نیست در این قوم خدا را سببی...... پ.ن:[/quote] غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر
چو نقطه گفتمش اندر میان دایره آی به خنده گفت که ای حافظ این چه پرگاری
خدای را به می‌ام شست و شوی خرقه کنید که من نمی‌شنوم بوی خیر از این اوضاع
حالا اونها مارا نفرین میکنن فریاد میکنن این چه زندگی بود که به ما پس دادین؟ چه زندگیی بود؟
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.